۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

گردهمایی این هفته حامیان مادران پارک لاله روز شنبه ۱۲ مارس ۲۰۱۱ در مقابل مقر سازمان ملل ، از ساعت ۱۴ تا ۱۶ بعد از ظهر


گردهمایی این هفته حامیان مادران پارک لاله روز شنبه ۱۲ مارس ۲۰۱۱ در مقابل مقر سازمان ملل ، از ساعت ۱۴ تا ۱۶ بعد از ظهر

شرکت حامیان مادران پارک لاله درکارزار افشای نقض حقوق بشر در ج. ا. در روند شانزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد شرکت حامیان مادران پارک لاله درکارزار افشای نقض حقوق بشر در ج. ا. در روند شانزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

برای داد خواهی مادران پارک لاله ، مادران داغدار شده ۳۲ سال گذشته در طی حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی و در جهت افشاگری موارد بی شمار نقض حقوق بشر در ایران، کشتار های خیابانی و دستگیری های غیر قانونی ، تعداد بی شمار اعدام ها، قصاص، سنگسار و شکنجه و تجاوز در زندانها و برای محاکمه علنی آمران و عاملان جنایات فجیع ۳۲ سال گذشته ، ما تعدادی از حامیان مادران پارک لاله از ۹ تا ۱۷ ماه مارس ۲۰۱۱ در این کارزار شرکت کرده و روز چهارشنبه ۱۶ مارس در جلسه نقض حقوق زنان ايران، گزارشات کتبی و مستدل آماده شده خود را ، بعد از گزارشات شفاهی به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ، تحویل خواهیم داد .

در جهت افشاگری جنایات رژیم جمهوری اسلامی ، گردهمایی این هفته حامیان مادران پارک لاله از شهر های ، اسلو ، فرانکفورت ، وین و دورتموند، روز شنبه ۱۲ مارس
در جلوی مقر سازمان ملل انجام خواهد شد و بدینوسیله از همه آزادی خواهان جهان تقاضای حمایت و همبستگی می کنیم .

حامیان مادران پارک لاله- اسلو
حامیان مادران پارک لاله- فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله- وین
حامیان مادران پارک لاله- دورتموند

۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه

نامه ای به مادران بسیجی

نامه ای به مادران بسیجی !

مادران عزیز!
امروز با شما که فرزندانتان تحت عنوان نیروهای بسیجی به خیابان ها می ایند تا هموطنان خود را سرکوب کنند، تا دوستان وهمکلاسی های خود را کتک بزنند حرفی دارم .
مادرم! خواهرم!
شمایی که مثل ما سختی ها را پشت سر گذاشتید و در زمان جنگ و درلحظه هایی که هواپیماهای عراقی کشورمان را بمباران می کردند، با هم فرزندان مان را در آغوش می گرفتیم و برای آنها سنگر بودیم تا آسیب نبینند، حتا یادمان نمی رود چه بسیاری از ما بخاطر جنگ، بخاطر رزمندگان و یاری رساندن به انها از خیلی چیزها چشم پوشی کردیم برای بچه هایمان جشن تولد نگرفتیم و روزها و ساعت ها آنها را همراه خود به محل هایی بردیم تا به پشت جبهه کمک کنیم در شرایطی که حتا شیر خشک هم نمی شد تهیه کرد.
بسیاری از این فرزندان، حالا سایه پدر بالای سرشان نیست و تو ای زن! تو ای مادر! به تنهایی و بدون این که خم به ابرو بیاوری ، خون دل خوردی تا بزرگ شوند. شاید اگر هم پدر داشته اند پدر جانباز و معلول بوده و تو با تمام توان ایستادی و از خانواده ات مراقبت کردی.امروز اما عده ای به نام خدا و دین و به بهانه بهشت، همان فرزندت را به خیابان ها می آورند تا دوستان و خویشان خود را سرکوب کند.
آیا تواین را میدانی مادر !
خبر داری فرزند 14 ساله ات رابه چه کاری وا می دارند؟ آیا امروز که روز زن بود به خیابان آمدی؟ آیا پرسیدی که روز جهانی زن است، پس مقام من و تو که حاکمیت آنقدردر تبلیغات خود داد سخن میدهد کجا رفته است ؟ امروز بودی ببینی فرزند 14الی 18 ساله ات را وادار کردند تا من و فرزندان مرا کتک بزند و اجازه ندهد که در خیابان راه برویم وبه ما توهین کند؟
مادر جان!
آیا می پرسی که فرزند چون دسته گلت را که برای بزرگ کردنش رنج ها کشیدی به چه بهایی به خیابان می آورند و باتوم و سپر دستش میدهند که گاه می بینیم جوان نحیفی حتی توان نگهداشتن سپر را ندارد و یا بقدری خسته میشود که درگوشه ای درمحل نگهبانیش می نیشند و آیا تو این را میدانی؟
من اما به چشم خود دیده ام فرمانده مزدورش سرش فریاد می زند و بدون درنظرگرفتن سن وسالش او را وادار می کند که بایستد و یا بدنبال مردم بدود.
مادر عزیز!
فرق فرزند من و تو این است که فرزند من آزادی می خواهد. می خواهد در کشورش بتواند حرف بزند. درس بخواند و کار کند و فرزند تو را با دروغ به میدان کارزار می کشند تا مرا و فرزند مرا کتک بزند و خود در اتاق های فرماندهی، بر روی صندلی های آنچنانی که روی میزشان انواع میوه وشیرینی قرارگرفته لم می دهند و میخورند و می اشامند. هم چنان که در روزهای جنگ پدران وبرادران و همسران ما برای نجات کشور به جبهه رفتند و فرماندهان و حاکمان برج هایشان را بالا بردند تا جایی که حتی به کوه دماوند هم رحم نکردند و امروز آن ها مردان خدا و صاحبان پول و زور شدند ومن و توهم چنان به دنبال نان باید ساعت ها کار کنیم.
مادرم روی سخنم با توست!
وای به روزی که ملت به خشم آید. آن روزاست که فرماندهان با کیف های مملو از پول فرار می کنند و فرزندان شما دچار خشم مردم خواهند شد. بسیاری از ما سال 57 را به یاد داریم، گرچه امثال من ازخشونت بیزاراند و گرچه خونریزی باید در ایران من تمام شود. گرچه اعدام باید به دست فراموشی سپرده شود و نسل من و نسل فرزندان من انتقام خونین نخواهند گرفت و ما خواهان محاکمه و مجازات آمرین وعاملین جنایتهای 32 ساله اخیر هستیم. ولی مادرم !خواهرم!
فرزند جوانت را از دام صاحبان زور و زر رهایی بخش و دست هایی که می خواهند من و تو ما نشویم و تو را به نام بسیجی و مرا به ناحق عوامل بیگانه می خوانند تا جدایی بیاندازند و خود بر ثروت وطن چنگ افکنند برهان . به فرزندت درس عشق ودوستی را بیاموز و امید دار که روزی ایران من وتو به آرامش وآزادی برسد.

یک مادر داغدار


گزارشی از صدای اعتراض مادران !

گزارشی از صدای اعتراض مادران

دیروز 8 مارس روز جهانی زن بود و ما قصد داشتیم که در خیابان فاطمی تقاطع کارگر جمع شویم و صدای اعتراض و دادخواهی خود را بلند کنیم و به گوش جهانیان برسانیم. ما می خواستیم صدای اعتراض مادرانی باشیم که در طی این سال ها به اشکال مختلف تحت شدیدترین سرکوب ها قرار گرفته اند و عزیزترین شان یعنی فرزندانشان را به زور از آنها گرفتند و تحت شدیدترین شکنجه های قرون وسطایی قرار دادند و از زندگی محروم شان کردند و یا کشتند.
ما می خواستیم صدای اعتراض همسران و خواهرانی باشیم که به اشکل مختلف حق یک زندگی عادی را از آنها سلب کردند و جز تهدید و زور و ارعاب برای خود و فرزندان شان، چیزی عایدشان نکردند، ما می خواستیم صدای اعتراض دخترانی باشیم که حق انتخاب نوع زندگی را از آنها سلب کردند. ما می خواستیم نشان دهیم که ما زنان می خواهیم و می توانیم خودمان برای خود تصمیم بگیریم و زندگی کنیم و نیاز به قیم نداریم. ما می خواستیم نشان دهیم که با زور و شکنجه و تهدید و ارعاب نمی توانند صدای ما را خفه کنند. هر چند نگذاشتند ما صدایمان را بلند کنیم ولی با نظامی کردن شهر، نشان دادند که چقدر ازشنیدن صدای اعتراض ما می ترسند و وحشت دارند. ما نشان دادیم که صدای ما بدون اینکه به فریاد تبدیل شود، شنیده شد و همین برای ما کافی است.
ساعت حدود چهار و پانزده دقیقه به تقاطع فاطمی – کارگر رسیدم ولی آنقدر مامور جلوی پارک مستقر بود که جای نفس کشیدن نبود. ابتدا به داخل فروشگاه سپه رفتم. مردم هم در آنجا جمع شده بودند و موقعیت را بررسی می کردند. سپس بیرون آمدم و در خیابان فاطمی به راه افتادم. به درب شمالی پارک لاله رسیدم و در آنجا ماموری ندیدم و وارد پارک شدم. داخل ماموران زیادی بودند ولی پارک خلوت بود و من به سمت درب غربی پارک خیابان کارگر رفتم. درون پارک خانم هایی با چادر روی صندلی ها نشسته بودند و مردم دیگری نیز کمابیش در پارک بودند ولی از روزهای معمولی پارک خیلی خلوت تر بود چون نیروهای امنیتی پارک را در محاصره کامل داشتند. به درب غربی رسیدم و در شگفت شدم چون آنقدر مامور در داخل و بیرون پارک بودند که باور کردنی نبود. گویی ماموران می خواستند تظاهراتی راه بیاندازند، حداقل حدود سیصد نفر بودند. از لباس شخصی گرفته تا نیروی انتظامی و گارد ویژه و ... از میان آنها رد شدم و وارد خیابان کارگر شده و به سمت پایین راه افتادم.
در چهار راه کشاورز نیز ماموران گارد گرفته بودند. به سمت خیابان کشاورز رفتم و در تقاطع وصال شیرازی نیز همین وضع بود. تصمیم گرفتم به سمت میدان انقلاب بروم چون در اینجا هیچ جای مانوری نبود و احتمالا دوستان هم به جاهای دیگر رفته بودند. به سمت خیابان انقلاب ازدحام جمعیت مردم بیشتر می شد. در خیابان انقلاب جمعیت به سمت میدان آزادی در حرکت بودند و من هم با مردم همراه شدم. مردم در خیابان آرام راه می رفتند و همه منتظر فرصتی بودند تا بتوانند صدای اعتراض خود را بلند کنند. سوار اتوبوسی شدم تا موقعیت خیابان ها را بررسی کنم. در اتوبوس تمامی صحبت ها راجع به روز زن بود. روسری از سرم افتاده بود و اهمیتی ندادم و خانمی گفت: " حالا زود است بگذار در موقعیت قرار بگیریم سپس این کار را خواهیم کرد".
همه از روز زن و محدودیت هایی که برای زنان درست کرده اند سخن می راندند. هر چه به سمت آزادی نزدیک تر می شدیم، خیابان خلوت تر می شد. با اتوبوس دوباره به سمت پایین راه افتادم و به سمت خیابان ولی عصر رفتم در آنجا شلوغ بود و در اتوبوس همه با هم صحبت می کردند. گفته بودند که اینبار نبایستی به خیابان هایی برویم که خط های "بی آر تی" دارد چون نیروهای امنیتی از این طریق راحت می توانند خود را به محل هایی که مردم جمع می شوند برسانند و جلوی اتوبوسی که ما بودیم موتورسواران گاز می دادند و رژه می رفتند.
دخترانی سوار اتوبوس بودند که از دانشگاه تهران می آمدند. دختری خیلی از جریان روز زن اطلاعی نداشت و حضور بی رویه نیروهای امنیتی او را متعجب کرده بود ولی بیشترشان خبر داشتند و برخی می گفتند: " تا زمانی که مردم فرهنگ شان بالا نرود، نمی توان کاری اساسی کرد. تا زمانی که اینقدر مردم در مراسم مذهبی غرق هستند، تا زمانی که برای اجرای برنامه های مذهبی قمه می کشند، تا زمانی که برای توجیه کار خود به مسایل مذهبی متوسل می شوند، تا زمانی که حتی در کلاس درس نمی توان راجع به مسایل و مشکلات خود صحبت کنی، تا زمانی که برای گرفتن حق و حقوقت از آیه های هزاران سال پیش مثال می
آورند، ما همین مشکلات را خواهیم داشت، مگر ما عرب هستیم. ما اینقدر فرهنگ غنی داریم که بتوانیم با استفاده از آنها قوانین را بنویسیم. وقتی حتی روشنفکرهای ما تن به قوانین مذهبی می دهند و با استفاده از آنها می خواهند حق و حقوق زنان را قانونی جلوه دهند، دیگر امثال ما چه می توانیم بکنیم و برای همین من در هیچ تظاهراتی شرکت نمی کنم".
کلی با او و دیگر دخترانی که در اتوبوس بودند صحبت کردم و گفتم شما به دیگران چه کار دارید، ما هر کدام اگر منتظر دیگری باشیم و یا ببینیم از ما بهتران چه می گویند کلاهمان پس معرکه است و همیشه سرمان کلاه می رود. ما هر کدام اگر بگوییم من خودم بایستی نسبت به وضع موجود اعتراض کنم، مسلم است که همه آنهایی که معترض هستند حضور خواهند یافت و خواسته ها و مطالبات خود را مطرح خواهند کرد و فقط یک گروه و دسته خاص به خیابان نمی آیند. ما می توانیم با حضورمان در خیابان علاوه بر همراهی با مردم، فرهنگ را ارتقا دهیم و به باروری اش کمک کنیم نه اینکه خودمان را کنار بکشیم.
بالاخره به خیابان های اطراف رفتم. در خیابان انقلاب نزدیک چهار راه ولی عصر پیاده شدم و به سمت میدان هفت تیر رفتم. همه جا نیروهای امنیتی گارد گرفته بودند و مردم هم حضور داشتند و راه می رفتند. جالبی این روز این بود که مردم همه جا پخش بودند و این امکان وجود داشت که اگر مردم بخواهند می توانند در هر خیابانی جمع شوند و خواسته های خود را مطرح کنند. با خود گفتم چقدر خوب است اگر مردم نقاطی را که ماموران کمتر حضور دارند، شناسایی کنند و حرکت های اعتراضی خود را در زمانی کوتاه در آن قسمت ها انجام دهند. این کار هم نیروهای امنیتی را سردرگم می کند و کمتر می توانند شهر را در کنترل خود بگیرند و هم مردم می توانند با خلاقیت بیشتری سد نظامی حکومت را دور بزنند و با آن مقابله کنند.
به امید روزی که آزادی را تجربه کنیم و می دانم آن روز دیر نیست.
یک مادر داغدار
18 اسفند 1389


۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

فراخوان مادران آتش به جان حکومت زد


تو را چه سود
فخر به فلک بر فروختن
هنگامی که
هر غبار راه لعنت شده نفرینت می کند
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاهپوش
داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد
هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند
(شاملو)

فراخوان به تجمع روز 17 اسفند (8مارس) از سوی حامیان مادران پارک لاله در ایران در حالی منتشر شد و عرصه تمامی رسانه ها را در نوردید، که سبزها پس از دستگیری رهبران شان سه شنبه های هر هفته را سه شنبه های اعتراض نامیده و اعلام کرده بودند، تا به طرز نه چندان غیر قابل انتظاری، روز جهانی زن و مطالبات زنان ایران را آرام و بی صدا از گردونه توجهات دور سازند. حکومت از این اتفاق بسی خوشحال و راضی بود چرا که عدم حضور زنان و عدم پاسخگویی به خواست های زنان که نیمی از جامعه را تشکیل داده و تاثیرگذاری بسیاری بر حرکت های اجتماعی دارند نه تنها از سوی حکومت، بل که از سوی معترضین به آن نیز مشاهده می شد. زنان و مادران که طی تمام این سال ها از پیگیرترین معترضین و برابری خواهان بودند به هر نحوی که حذف شوند، چه از سوی حکومت و چه از سوی مدعیان اپوزیسیون، چرخه مردسالارانه را در جامعه تقویت کرده و از این راه یکی از بزرگترین نقطه های اتکای جنبش مردمی را از گفتمان حذف کرده و باقی را راحت تر می تواند سرکوب کند.
از ابتدا اما مشخص بود، زنان و مادرانی که برای برابری و خواسته های مدنی همیشه به شکل مستقل و فارغ از چارچوب های سیاسی پررنگ در جامعه ایستاده و مبارزه کرده اند خود را وابسته به دیگران نخواهند دید و بی شک ادامه این مبارزه بلند مدت را نیز وابسته به تایید یا اجازه دیگران نمی دانند. در چنین شرایطی بود که فراخوان به تجمع در تهران از سوی حامیان مادران پارک لاله، بار دیگر چهره مستقل این مبارزه را به نمایش گذاشته و آتش به جان حکومت زد تا امروز هفده اسنفدماه 1389 تمام مزدوران و نیروهای بی جیره و مواجبش را به سوی مکان اعلام شده گسیل کند تا تعداد اندکی زنان میان سال و کهن سال را سرکوب کند و مانع از تجمع آنان گردد. این به راستی حقیقتی ست که حکومت ایران از دامنه تاثیرات و مبارزات مادران سی و دو سال اخیر وحشتی سترگ دارد.
مادران، زنان و تمام خانواده هایی که فرزند، برادر، خواهر، همسر، شوهر خود را در مبارزات علیه دیکتاتوری حکومت از دست داده اند و در واقع به دست حکومت کشته شده اند، یکی از مهم ترین قشرهایی هستند که حکومت ایران هیچ گونه پاسخ به سزایی برای شان نداشته و نخواهد داشت مگر در دادگاه های مردمی و علنی ، از سوی دیگر اینان نیز نه دست از مبارزه خواهند کشید و نه پای به میدان محاصره از سوی حکومت خواهند نهاد.
مبارزات مادران پارک لاله نه تنها نشان از خشم و انتقام شخصی و مستقیم ندارد بل که امروز به شیوه ای مدنی و با خواسته هایی فراگیر در میان معترضین شهره عام و خاص است.
- لغو کلیه احکام اعدام، شکنجه و سنگسار و حذف کلی این احکام از قوانین کشور
- آزادی بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی اعم از زن و مرد
- محاکمه آمران و عاملان کشتار مردم و معترضین سی ودوسال اخیر در دادگاه های مردمی
حامیان مادران پارک لاله در ایران در فراخوان تجمع شان به مناسبت روز جهانی زن می نویسند:
"زنان مبارزی که برای دزدیده شدن انقلاب دوش به دوش مردان در میدان مبارزه و زندان و چوبه های دار یک لحظه آرمانهای انسانی خود را فراموش نکرده اند و همچنان مقاوم برای رسیدن خواستهای خود ایستاده اند. در این میان باید از زنانی نام برد که در بدترین شرایطی سیاسی کشور و در خفقان آشکار حکومتی بصورت هماهنگ مادران خاوران، کمپین یک ملیون امضاء و جامعه فمنیستی زنان و مادران صلح رابه وجود آورده اند. بعد از انتخابات و با کشتارهای وسیع خیابانی و دستگیرهای مفرط و اعترافهای رسانه ای دروغین، مادرانی در پارک لاله بصورت خودجوش با داشتن یک هدف مشخص در کنار هم جمع شده و خواسته هایشان را به آرامی و با در دست داشتن عکس عزیزانشان و با روشن کردن شمع و بازگو کردن شعارهای مسالمت آمیز و خواندن سرود ای ایران و یار دبستانی بار دیگربه گوش جهانیان رساندند. در پاسخ این فریاد عدالتخواهی ، جز توهین، دستگیری، زندان، بی حرمتی، کشتار در خیابان هیچ کرامتی از سوی مسئولان کشور که بطور مداوم از حرمت و شان و مقام زن می گوید ندیدند.
در طول یکسال و نیم اخیر با کشته شدن نداها، ترانه، و اعدام زهرا بهرامی جواب عدالتخواهی و آزادیخواهی و احقاق حقوق داده شد.در همین زمان با دستگیری بیش از هزاران تن از زنان کشور، زیر بازجویی های سخت و طاقت فرسا و توهین آمیز در روزهای بزرگداشت زنان از آنها قدردانی شد."
آری قدردانی از مبارزات زنان برای برابری و آزادی و خواسته های مادرانه و فراگیرشان در ایران، حذف روز جهانی زن از تقویم مبارزات توسط مدعیان سردمداری جنبش و سرکوب و دستگیری و آرایش نظامی در مقابل خواسته مدنی از سوی حکومت است.
از همین روست که مادران پارک لاله ضمن همراهی با جنبش های مردمی، بر استقلال خود از تمام احزاب و گروه ها در تمام بیانیه ها و مواضع پای می فشارد و از سوی دیگر ضمن اینکه اپوزیسیون دنبال برچسب زدن و رنگ کردن این جنبش مستقل در راستای اهداف سیاسی خود است، حکومت نیزضمن حمله به تجمعات و دستگیری و زندان، قصد دارد به همین روش با برچسب های کمونیست، مجاهد، سلطنت طلب و ... این همگرایی را سرکوب کرده و حتا اگر نچسبید به زشت ترین کلمات، چون فاحشه های سیاسی و زنان خیابانی بیالاید.
مردم ایران اما مقاومت های مادران داغدار ایران و خواسته هایشان را ارج نهاده و ضمن همراهی با فراخوان آن ها امروز هفده اسفند بار دیگر مهر تاییدی بر حقانیت این خواسته ها زدند. در گزارشاتی که از شرکت کنندگان در تجمعات این روز به عنوان شاهد عینی، به سایت مادران پارک لاله ایران رسیده است و در زیر نمونه ای از آن می آید حاکی از حقانیت این موضوع است.

"من درمسیرهای میدان ونک ساعت 5.15 دقیقه میدان ونک بودم وردم درپیاده رو راه میرفتم و ماموران ایستاده بودند.به طرف ولیعصر آمدیم سر توانیر پرنیرو بود ماموران زن هم گذاشته بودن. سر تخت طاوس هم نیرو زیاد بود.از سر فاطمی تا میدان ولیعصر خبری نبود و فقط خبرچین ها تک و توک ایستاده بودند و مردم هم خرید می کردند و در میدان ولیعصر نیروی نظامی و لباس شخصی زیاد بود و اجازه نمیدادند کسی توقف کند وبه زور مردم را سوار اتوبوس میکردند.به طرف کارگر رفتم باماشین تا سر16 آذر و بعلت ترافیک پیاده شدم و به طرف میدان انقلاب رفتم سر 12 فروردین درگیری کوچکی شد. نیرو درا نقلاب هم زیاد بود بطرف امیرآباد رفتم ساعت 7 بود مردم راه میرفتند ونیروها حتی اجازه نمیدادند درایستگاهها کسی سوارماشین شود شلوغ شد وگازاشک آور زدند مردم روزنامه آتش زدند وماموران عصبانی با باتوم به کرکره مغازه ها می کوبیدند و رعب و وحشت ایجاد می کردند واز مغازه دارها میخواستند که تعطیل کنند. جلوی پارک لاله قیامت بود فکرکنم یک ارتش را آنجاپ یاده کرده بودندمن هم دراتوبوس برای خانم هاصحبت کردم وتوضیح دادم که بخاطر بیانیه مادران عزادارا ینجا اینقدر نیرو پیاده کردند خانم مسنی که با عصا راه میرفت از یوسف آباد آمده بود می گفت وقتی که من بیرون میایم اینها می خواهند جلوی جوانها را بگیرند؟ و منهم کلی راجع به مادران صحبت کردم."
http://www.madaraneparklale.com/2011/03/blog-post_09.html

ماشین سرکوب، تبعیض جنسیتی نمی شناسد


ماشین سرکوب، تبعیض جنسیتی نمی شناسد

به جرات می توان گفت که زنان ایرانی برای اولین بار در سرکوب های پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به سهم برابر با مردان دست یافتند. در این وقایع زنان هم گام با مردان درخیابان ها حضور پیدا کردند، کشته دادند، هم‌سلولی شوهران خود شدند وحتی توسط نیروهای امنیتی، همراه همسران شان از خانه خود ربوده شدند.

به قلم دلبر توکلی

مبارزات زنان ایرانی برای دستیابی به حقوق برابر به دوره جنبش مشروطه باز می گردد،همان روزهایی که انجمن های سری ونیمه سری زیادی در ایران به وجود آمدند. در این دوران، انجمن‌های زنان نیز به طور مخفیانه شکل گرفتند که در جنبش مشروطه شرکت می‌کردند و بعدها، در سال های پس از تشکیل مجلس و جنگ جهانی دوم سازمان‌هایی تاسیس شدند که به حقوق زنان می‌پرداختند.
در تمام این سال ها زنان دست از مبارزات خود بر نداشتند اما به جرات می توان گفت که زنان ایرانی برای اولین بار پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری(خرداد 1388) در سرکوب هایی که از سوی دولت، نسبت به معترضان صورت گرفت به سهم برابر با مردان دست یافتند، با آنها در خیابان ها حضور پیدا کردند، کشته دادند، هم سلولی های شوهران شان شدند وحتی درخانه خود به همراه همسران شان توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند.

عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس کنفدراسیون جهانی حقوق بشر، معتقد است که در این مقطع زمانی نه تنها زنان ایرانی درسرکوب توسط دولت به سهمی برابر با مردان دست یافتند بلکه درمیزان دستگیری رکورد دار نیز هستند. او با اشاره به این موضوع که در دوهه اخیر در ایران این میزان دستگیری و زندانی شدن زنان بی سابقه است گفت: نه تنها تعداد زنان زندانی درایران رکورد شکسته است بلکه شاهد محکومیت های سنگین آنها هستیم که در این محکومیت ها سهم زنان روزنامه نگار چشمگیراست به طوری که ژیلا بنی یعقوب را 30 سال از کارحرفه ای اش محروم کردند. البته در دوره خاتمی نیز برخی از وکلای مرد مانند آقای دادخواه را دستگیر کردند اما محکومیت ها در حد چند ماه بود."
لاهیجی در پاسخ به این پرسش که آیا آمار دقیقی از تعداد زنانی که طی دو سال گذشته دستگیر شدند موجود است گفت: در کودتایی که در زمان انتخابات دهم شکل گرفت ما با دستگیری‌های زیادی روبرو بودیم و روزی نیست که فردی دستگیر نشود، همین چند روز اخیر خانم محتشمی پور را برای فشار به همسرش آقای تاج زاده دستگیر کردند. اما زنان زیادی هم دستگیر می شوند که گمنام می مانند وهمه اسامی ممکن است به دست ما نرسد. در هر حال الان حداقل حدود 60 پرونده از زنانی که دستگیر شدند و در مواردی محکومیت های سنگین به آنان داده شده یا این که با وثیقه های سنگین به طور موقت آزاد شدند، موجود است.
او در خصوص علت دستگیری این زنان گفت: بیشتر این زنان به دلیل فعالیت در عرصه های مختلف اجتماعی دستگیر شدند. کمی به عقب تر می رویم به سرکوب زنان در پیش ازانتخابات ایران، از روزهایی که موضوع کمپین یک میلیون امض، آغاز شد که به قول عوام، برای فعالان این کمپین، پاپوش درست می کردند، چند مورد دستگیری داشتیم و در روز دستگیری آنها تجمعی شکل گرفت و بعد با زنان حاضر در آن تجمع نیز برخورد شد و بعد بقیه را هم گرفتند. طی سه- چهارسال پیش از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، دستگیری کسانی مثل روناک صفارزاده را داشتیم. در همان نخستین روزهای برقراری جمهوری اسلامی نیزفشار بر زنان مضاعف بود، حق طلاق بدون دلیل به مردان واگذار شد، حجاب اجباری شد، زنان در دادگستری از حق قضاوت محروم شدند، حق حضانت فرزند از آنان گرفته شد ومسئله تعدد زوجین دوباره مطرح شد و ما همواره شاهد فعالیت زنانی بودیم که درتحولات اجتماعی ایران پیشرو بودند وهمین طور جوانانی که اصلا درهنگام شکل گیری جمهوری اسلامی هنوز بدنیا نیامده بودند و امروز، حق تعیین سرنوشت خود را می خواهند. البته بخشی از این سرکوب های شدید ومحکومیت ها به این دلیل است که سایر زنان را بترسانند واز فعالیت در عرصه های اجتماعی باز دارند.

جمهوری اسلامی در سرکوب تبعیض جنسیتی ندارد


فاطمه رضایی، سخنگوی مادران صلح دورتموند، نیز معتقد است فشار بر زنان در طی دو سال گذشته بی سابقه بوده است. او می گوید: رژیم های سرکوبگر از جمله رژیم اسلامی در ایران به دلیل اینکه شاهد قدرت و ممارست جنبش زنان هستند آنان را مورد سرکوب بیشتر نیز قرار دادند. این فشارها نسبت به مادران در ایران وجنبش بخش زنان زیادترشده است و خود، نشانی از ترس و وحشت رژیم است اما در رابطه با مادران بیش از 100 مورد دستگیری داشتیم. البته گاه دستگیری ها به این صورت بود که مادری را دستگیرکرده وبعد ازمدتی با وثیقه آزاد شدند. مادران را دستگیر کرده وآنها را در شکنجه های روحی وجسمی قرار می دهند و در مواردی نیز آنان رابه اعترافات دروغین وا داشته اند. اینها مادرانی هستند که یا فرزندان خود را از دست دادند یا فرزندان شان در زندان بسر می برند. که قدیمی ترین این مادران داغدیده مادران خاوران هستند. همان طور که می دانید در دهه 60 با آماری که در دست هست بین 4 تا 5 هزار اعدامی داشتیم و مادران خاوران از همان دوران شکل گرفتند و بعدها، مادران پارک لاله به مادران خاوران پیوستند و این یک جریان طولانی تاریخی است در رابطه با همین متشکل شدن مادران مدنی به مرور در دنیا، یک قدرت قوی شدند.
سخنگوی مادران صلح دورتموند با تاکید بر این که جمهوری اسلامی در خشونت تبعیض جنسیتی قائل نیست گفت: دیدیم که در اعتراضات پس از انتخابات همان قدر که با مردها با ضرب وشتم بر خورد می کند با زن ها هم همان است برخوردها توهین آمیز است و در بازجویی ها و حتی در انظار عمومی در میزان خشونت تبعیض جنسیتی قائل نیستد. زنان در یک جایی از طرف رژیم، برابری خود را به اثبات رساندند آن هم مورد ضرب وشتم و تجاوز حقوقی وغیره است که باید بگویم الان درکفه ترازوی برابر با مردان قراردارند.

خشونت وفشار مضاعف بر زنان


اگرچه پیش از اعتراض به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نیز شاهد خشونت های خیابانی علیه زنان بخصوص در امر حجاب بودیم اما طی دو سال اخیر نیروهای موسوم به ضد شورش با مورد ضرب وشتم قراردادن زنان توانستند درتیتر اول روزنامه های جهان، جا خوش کنند واین بار، دیگرباطوم برسرزنان، نه دراتاق بازجویی، بلکه درپیاده روهای تهران فرود آمد وجهان آن را به نظاره نشست.
دروری دایک، یکی از سخنگویان سازمان عفو بین الملل با اشاره به این که یکی از چیزهایی که دیدیم، ضبط کردیم و شاهد آن بودیم، تصویری است که دختری را درپیاده رو، کنار آن درب آهنی نشان می دهد و نیروی انتظامی با باطوم برسرش می کوبد گفت: من معتقدم که نیروی انتظامی حتی خشونتی که علیه زنان داشت بیش از مردان بود. اما به واقع باید بگویم که مشهورترین کشته شده ها "ندا" بود. البته بعد از انتخابات، یورش ودستگیری هایی که انجام شد، سعی کردیم لیست مفصل از دستگیر شدگان، داشته باشم و یواش یواش تعداد خیلی زیاد شد. ممکن نبود این آمار رابروز کنیم. هر روز، برخی آزاد می شدند و برخی دیگر دستگیر و بعضی ماه های بعد به طرز دسته جمعی محاکمه شدند ولی چیزی که معلوم است وهر کس میداند این است که تعداد زنان دستگیر شده کمتراز مردان بود. اما میزان محکومیت ها بر زنان بی سابقه بوده است وهمین طور فشار بر زنان در زندان بسیار بود. یکی از زنانی که دستگیر شد وبسیار مورد فشار قرار گرفت و با محکومیت زیاد، بدرالسادات مفیدی، دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران است و یا فشاری که بر شیوا نظر آهاری آوردند.
دروری دایک در ادامه گفت: پیش از این اتفاقات بیانیه های ما درخصوص زنانی بود که درکمپین یک میلیون امضا دستگیر می شدند و یا بیشتر درخصوص حقوق اجتماعی واقتصادی زنان ایرانی بود اما الان بیانیه ها تغییر محتوا دادند وهر چه می نویسم در راستای محکوم کردن خشونت علیه زنان است.

زنان و شکنجه های سفید

محبوبه عباسقلی زاده فعال بخش زنان و برنده جایزه آزادی بیان و مطبوعات "یوهان فیلیپ پالم" که یک بار در ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ به همراه ۳۲ تن دیگر از فعالان حقوق زن در تجمعی مقابل دادگاه ‏انقلاب تهران دستگیر شد و مدت ۱۸ روز را در سلول انفرادی به سر برد و بار دیگر در حوادث پس از انتخابات دستگیر شد و مورد شکنجه قرارگرفت می گوید: دقیقا اتفاقی که برای زنان فعال در حوزه حقوق بشر یا جنبش زنان ویا حتی فعالانی که دراحزاب سیاسی اصلاح طلب بودند پس از انتخابات افتاد عین اتفاقاتی بود که برای مردان افتاد. بعد از کودتای انتخاباتی زنان اولین شهید را داشتند(ندا آقا سلطان). فشار برای حضور دراعترافات تلویزیونی، محکومیت های طولانی مدت ،همه وهمه برای مردان وزنان معترض برابری می کند.
او با اشاره به این که زنان دربرخی موارد فشار مضاعف را متحمل می شوند گفت: با توجه به این که زنان، مادر هستند ومحوریت اصلی خانواده با آنان است در بسیاری موارد فشار مضاعف بر آنها اعمال می شود. نسرین ستوده ویا نرگس محمدی از فرزندان شان دور ماندند وتاثیر نبود آنان بر تمامی اعضای خانوداه است وحتی آنان زمانی که از زندان بازمی گردند، تبعات دورانی که نبودند و آن صدمات روحی، بزودی از بین نمی رود. همچنین زنانی دستگیر می شوند که در دوره میانسالی زندان را تجربه می کنند. از دیگر موارد می توان به شکنجه سفیدی که بر زنان وارد می شود اشاره داشت. آنان را مورد فشار قرار می دهند تا به روابط جنسی اعتراف کنند.
او درادامه گفت: دربسیاری موارد شاهد هستیم که برای شکستن مردانی که در زندان مقاومت می کنند، بر زنان فشار می آورند وبا دستگیری زنان شان وفشارهای مسائل ناموسی سعی می کنند آنان را دربازجویی به تسلیم خود در آوردند.

tags: زنان - مقاله ویژه

گزارش گردهمایی حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند به مناسبت روز جهانی زن









پرچم مادران عزادار پارک لاله در روز زن در دورتموند به اهتزاز در آمد

گردهمایی مادران صلح دورتموند ، حامیان مادران عزادار پارک لاله در روز
جهانی زن با بالا رفتن اولین پرچم مادران پارک لاله آغاز شد .
یاران همه با گل و شیرینی می آمدند و با تبریک ، دل نگران شیر زنان سر زمین مان
یکدیگر را در آغوش می کشیدند .

خبر ها می رسید:

- مادران در خیابانها هستند و جوانک های معصوم مغز شستشو شده به دنبال آنها ......

- سلام نيازي نبود فرياد بزنيم برق چشمان تبسم گوشه ي لب همه حكايت از آن
ميكرد كه ما با هم هستيم وبيشماريم اين بار نيز پيروز ميدان زنان بودند
كه اينچنين نيروهاي سركوبگر را وادار به واكنش كردند موتور سواران به
ميان مردم در پياده رو ميدان انقلاب حمله كردند مردم دونيم شدند اما
نشكستند معابر را بستند دور زديم پياده به خانه بازگشتيم از پاي
نيفتاديم , هستيم پابرجا براي روزهاي اتي براي سه شنبه هاي ديگر.

- من درمسیرهای میدان ونک ساعت 5.15 دقیقه میدان ونک بودم ومردم درپیاده روراه
میرفتن وماموران ایستاده بودند.بطرف ولیعصرآمدیم سرتوانیر پرنیرو بود ماموران زن
هم گذاشته بودن.سرتخت طاوس هم نیروزیادبود.
ازسرفاطمی تامیدان ولیعصرخبری نبود وفقط خبرچین هاتک وتوک ایستاده بودند ومردم
هم خرید میکردند و درمیدان ولیعصر نیروی نظامی ولباس شخص
ی زیاد بود واجازه نمیدادند
کسی توقف کند وبزورمردم راسواراتوبوس میکردند.
بطرف فاطمی رفتم باماشین تا سر16 آذررفتم وبعلت ترافیک پیاده شدم وبطرف میدان انقلاب رفتم
سر12 فروردین درگیری کوچکی شد.نیردرانقلاب هم زیادبودبطرف امیرآبادرفتم ساعت 7 بود
مردم راه میرفتند و نیروها حتی اجازه نمیدادند در ایستگاهها کسی سوارماشین شود ،
شلوغ شد وگازاشک آور زدند مردم روزنامه آتش زدند وماموران عصبانی با باتوم
به کرکره مغازه هامیکوبیدند و رعب و وحشت ایجادمیکردند وازمغازه دارها میخواستند که تعطیل کنند.
جلوی پارک لاله قیامت بود فکرکنم یک ارتش را آنجا پیاده کرده بودند منهم دراتوبوس برای
خانمها صحبت کردم وتوضیح دادم که بخاطر بیا نیه مادران عزادار اینجا اینقدر نیرو پیاده کردند,
خانم مسنی که با عصا راه میرفت ازیوسف آباد آمده بود, میگفت وقتیکه من بیرون میایم , اینهامیخواهند
جلوی جوانها را بگیرند درقسمت خانم ها همه مسخره میکردند و منهم کلی راجع به
مادران وچرا آن محل را انتخاب کردن صحبت کردم .

پرچم مادران پارک لاله در هر کجا که خونی ریخته شود، به اهتزاز در خواهد آمد .

زنده باد صلح و آزادی
حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند
گزارش تصویری گردهمایی روز زن
http://www.facebook.com/album.php?id=100000680559971&aid=47991

شرکت حامیان مادران پارک لاله درکارزار افشای نقض حقوق بشر در ج. ا. در روند شانزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد



شرکت حامیان مادران پارک لاله درکارزار افشای نقض حقوق بشر در ج. ا. در روند شانزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
برای داد خواهی مادران پارک لاله ، مادران داغدار شده ۳۲ سال گذشته در طی حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی و در جهت افشاگری موارد بی شمار نقض حقوق بشر در ایران، کشتار های خیابانی و دستگیری های غیر قانونی ، تعداد بی شمار اعدام ها، قصاص، سنگسار و شکنجه و تجاوز در زندانها و برای محاکمه علنی آمران و عاملان جنایات فجیع ۳۲ سال گذشته ، ما تعدادی از حامیان مادران پارک لاله از ۹ تا ۱۷ ماه مارس ۲۰۱۱ در این کارزار شرکت کرده و روز چهارشنبه ۱۶ مارس در جلسه نقض حقوق زنان ايران، گزارشات کتبی و مستدل آماده شده خود را ، بعد از گزارشات شفاهی به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ، تحویل خواهیم داد . گردهمایی هفتگی حامیان مادران پارک لاله در جهت افشاگری جنایات رژیم جمهوری اسلامی ، روز شنبه ۱۲ مارس در جلوی سازمان ملل انجام خواهد شد که بدین وسیله از همه آزادی خواهان جهان تقاضای حمایت و همبستگی می کنیم .
حامیان مادران پارک لاله