۱۳۹۱ مرداد ۲, دوشنبه

نامه مادران پارک لاله و حامیان به نهادهای حقوق بشری و مسئولان امور پناهندگی آلمان


نامه مادران پارک لاله و حامیان به نهادهای حقوق بشری و مسئولان امور پناهندگی آلمان


Written By Unknown on 7/20/2012 | 09:36

نامه سرگشاده  مادران پارک لاله ایران و همبستگی جهانی حامیان مادران پارک لاله
به نهادهای حقوق بشری و مسئولان امور پناهندگی در کشور آلمان
خانم ها و آقایان محترم
همان طوری که اطلاع دارید، جمهوری اسلامی ایران به هیچ یک از تعهدات خود مبنی بر رعایت حقوق بشر پایبند نیست و در عمل آزادی بیان و اندیشه را جرم تلقی می کند و در طی دوران سی و سه ساله حکومت اش، به اشکال مختلف بهترین انسان ها را برای بیان اندیشه شان کشته یا در زندان ها تحت بدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار داده یا مجبور به فرار از کشور و پناهنده شدن به کشور های دیگر کرده است.
پس از به گلوله بستن یا زیر شکنجه کشتن مردم در سال 88 برای بیان ساده ترین خواسته های خود، روند فرار از این وضعیت غیر انسانی و پناه آوردن به کشورهایی همچون آلمان یا دیگر کشورها که به موازین حقوق بشری جامعه بین الملل پایبند هستند، فزونی گرفته است، تا بتوانند از این وضعیت غیر انسانی جان سالم به در ببرند و پس از برقراری صلح و آرامش به کشور خود ایران باز گردند.
متاسفانه در طی یکی دو سال گذشته شاهدیم که اغلب این پناهندگان با شرایط بسیار اسف بار و غیر انسانی در کمپ های پناهندگی مواجه می شوند و ادامه زندگی برای آنان بسیار دشوار و حتی غیر قابل تحمل شده است. این شرایط به ویژه در استان بایرن بیشتر از بقیه استان های آلمان به چشم می خورد. به طوری که می بینیم پناهجویان ایرانی که برای حفظ جان خود از بی عدالتی و نقض حقوق بشر در ایران به کشورهای دیگر و بخصوص کشور آلمان پناه آورده اند، باز با بی عدالتی روبرو شده اند که تحمل این وضعیت را برایشان بسیار دشوار کرده است.
پناهجویان برای رهایی از این وضعیت، پی از پیگیری های فردی و به نتیجه نرسیدن آن، تلاش می کنند به اشکال مختلف صدای جمعی شان را به گوش مسئولان امور پناهندگی و نهادهای حقوق بشری برسانند، تا صدای های حق طلبانه شان به بغض های خاموش فردی و در نهایت منجر به خودکشی نگردد.
محمد رهسپار یکی از پناهجویانی بود که به علت عدم توجه مسئولان پناهندگی به وضعیت روحی- روانی و درمانی اقدام به خودکشی و متاسفانه فوت کرد و فرد دیگری به نام آزاد خدامرادی نیز همین وضعیت را داشت که خوشبختانه هنوز زنده است.
پس از مرگ محمد رهسپار در بهمن 1390، اعتراض های جدی پناهجویان در استان بایرن و شهرهای مختلف آلمان شروع شد و هم چنان ادامه دارد و در شهرهای ورتسبورگ، دوسلدورف، رگنزبورگ، بام برگ و آوب پناهجویان تلاش می کنند به اشکال مختلف مسئولان را از وضعیت اسف بار خود مطلع و درخواست رسیدگی فوری کنند. این اعتراض ها از تحصن و  اعتصاب غذا گرفته تا لب دوزی و غیرو را شامل می شود.
از این رو ما مادران پارک لاله ایران[1] و همبستگی جهانی با مادران پارک لاله ایران[2]، ضمن ابراز نگرانی شدید خود از به خطر افتادن جان فرزندان مان که برای نجات خود به شما پناه آورده اند، خواسته های برحق آنان را به شما یادآور می شویم و از تمام نهادی حقوق بشری و مسئولان امور پناهندگی درخواست می کنیم که هر چه سریعتر به وضعیت بس دشوار پناهجویان رسیدگی شود.
برای نمونه به برخی از خواسته های پناهجویان که جزو خواسته های پناهجویان متحصن " آب" نیز هست، اشاره می گردد.
1-     لغو قانون اخراج پناهجویان
2-     جلوگیری از منزوی کردن پناهجویان
3-     برچیده شدن کمپ های پناهجویی
4-     کوتاه شدن  پروسه بررسی پرونده های پناهجویی
5-     جلوگیری از تحمیل پاکت های غذایی
6-     اجازه کار بدون قید و شرط
7-     برخورداری از امکانات فراگیری زبان کشور پناهنده پذیر
8-     انتخاب محل زندگی

با احترام
28 تیر 1391/17 ژوییه 2012

مادران پارک لاله ایران
حامیان مادران پارک لاله آمریکا/فرزنو
حامیان مادران پارک لاله آمریکا/لس آنجلس-ولی
حامیان مادران پارک لاله آلمان/کلن
حامیان مادران پارک لاله آلمان/دورتموند
حامیان مادران پارک لاله آلمان/هامبورگ
حامیان مادران پارک لاله آلمان/ نورنبرگ
حامیان مادران پارک لاله آلمان/فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله آلمان/مونیخ
حامیان مادران پارک لاله اتریش/وین
حامیان مادران پارک لاله اسلو
حامیان مادران پارک لاله ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله سویس/ ژنو
حامیان مادران پارک لاله نروژ/ اسلو



[1]- مادران پارک لاله ایران: ما جمعی از مادران و خانواده های جان باختگان و آسیب دیده گان در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی هستیم که با هدف دادخواهی خواسته های زیر را پیگیرانه دنبال می کنیم: 1- خواهان لغو مجازات اعدام و کشتار انسانها به هر شکلی هستیم؛ 2- خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم؛ 3- خواهان محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان تمامی جنایت های صورت گرفته توسط حکومت جمهوری اسلامی از ابتدای تشکیل آن هستیم.
[2] - همبستگی جهانی با مادران پارک لاله ایران: حامیان مادران پارک لاله  در خارج از کشور  نیز که به صورت خود جوش  در شهر  های مختلف جهان  در همبستگی با آنان و دیگر خانواده های قربانیان  حکومت جمهوری اسلامی  ایران  به تدریج تشکل یافتند وظیفه   انسانی خود می دانند ضمن انعکاس خواست های آن مادران در سطح افکار عمومی جهان ، توجه مراجع بین المللی و مدافعان حقوق بشر را به سوی این حرکت دادخواهی جلب نمایند

رونوشت :
- اداره مهاجرت آلمان 
 - آقای بانکی مون- دبیرکل سازمان ملل متحد
- آقای احمد شهید/ گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران- شورای عالی حقوق بشر سازمان ملل
- حزب سبز اروپا 
- حزب سبز  آلمان
- سازمان عفو بین الملل/آلمان
- کمیته حقوق بشر و کمک های انسان دوستانه
- کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل UNHCR
- کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
- کمیسیون حقوق بشر پارلمان اروپا
- کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان
- نهاد رسیدگی به امور پناهندگی در آلمان- پروآزول
- نهاد رسیدگی به امور پناهندگی در آلمان- فلوشتلینگز راد



                                            

Open Letter by The Mothers of Laleh Park and The International Solidarity with The Mothers of Laleh Park to Germany's Human Rights Organizations and Refugee Authorities

Dear Sir/Madam
As you are aware, The Islamic Republic of Iran has not been honoring any of her commitments to uphold human rights and considers freedom of speech and thought a crime and during the last thirty three years that it has been in power, has either killed some of her best sons and daughters, psychologically and physically tortured them in prisons or forced them to flee the country and seek refuge in foreign countries. 
The wave of fleeing the inhumane conditions and seeking asylum in countries which uphold international human rights treaties, such as Germany has increased after the suppression of  the 2009 popular uprising with simplest demands by shooting and worst tortures. These asylum seekers hope to return to their homeland, once peace and stability is restored. 
Unfortunately, during the last couple of years, most of the refugees have to endure miserable and inhumane conditions of the refugee camps, which have made life unbearable for them. The conditions are worst in the state of Bayern, more than any other state in Germany. It's regrettable to see that the Iranian refugees, who have taken asylum in Germany in order to save their lives from injustices and human rights abuses, are facing injustice again. 
After unsuccessful personal efforts to improve their condition, the refuges are now trying to reach the authorities and human rights organization with a collective voice, in order to end depression and suicide.
Muhammad Rahsepar was one of the refugees, who unfortunately, took his own life due to lack of any attention to his psychological condition. Azad Khodamorady was another case, who fortunately has survived.  
After the suicide of Muhammad Rahsepar on January 29, 2012, strong protests by the refugees started in the state of Bayern and other parts of Germany, which are continuing to this day. Refugees in Aub, Würzburg, Bamberg, Regensburg and Dusseldorf are trying in any way possible to inform the authorities of their terrible conditions and demanding immediate handling. The forms of protests include sit-ins, hunger strikes, lip sewing and more.
In light of this, we, The Mothers of Laleh Park [1] and The International Solidarity With the Mothers of Laleh Park [2] express our deep concerns for the safety of our children, who have taken refuge in your country to save their lives and urge you to consider their just demands. We ask all human rights organizations and the authorities for their immediate attention to the difficult conditions of the refugees.
Below are some of the refugees' demands, including those from the Aub sit-in:
1- Cancellation of the laws regarding the deportation of refugees
2 - Ending the isolation of the refugees
3 - Dismantling the refugee camps
4 - Speeding the process of handling the refugees' cases
5 - Stopping the enforcement of food packages
6 – Granting unconditional work permits
7 – Providing facilities for the refugees to learn the languages of the host countries
8 - The right to choose where to live

Yours Faithfully

Mothers of Laleh Park in Iran 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 [1] - The Mothers of Laleh Park; We are a group of mothers and family members of those killed and harmed during the Islamic Republic and are seeking justice with following demands: 1 - Abolishment of capital punishment and killing under any condition  2 - Immediate and unconditional freedom of political and consciences prisoners  3 - Fair and open trial of all those responsible for the crimes committed by the Islamic regime from day one
[2] - The International Solidarity With the Mothers of Laleh Park; The supporters of the Mothers of Laleh Park outside of Iran have formed spontaneously in different cities of the world in alliance with the Mothers and other families of the victims of the Islamic regime in Iran. The alliance of supporters of the Mothers of Laleh Park regard it their human duty to reflect the demands of the Mothers of Laleh Park to the international public and to direct the attention of human rights defenders and international organization to their righteous demands


Transcripts:
Alliance 90/The Greens party federal (Germany) 
Amnesty International, Federal Republic of Germany eV
Committee on Human Rights and Humanitarian Aid
Dr. Ahmed Shaheed, the UN Special Rapporteur for Human Rights in Iran
European Union Commission on Human Rights
European Green Party
Federal Office for Migration and Refugees
Human Rights Commission of the German Bundestag
PRO ASYL foundation
The Human Rights Committee in the European Parliament
The National Councils Refugees
UN High Commissioner for Refugees (UNHCR)
UN Refugee Aid Germany - UNO-Flüchtlingshilfe e.V.


---------------------------------------------------------------------------------------------

Offener Brief der Mütter von Lalehpark zusammen mit allen Lalehpark Müttern weltweit in internationaler Solidarität an die deutschen Menschenrecht-Organisationen und Flüchtlingsbehörden

Sehr geehrte Damen und Herren,

wie Sie wissen, hat sich die Islamische Republik Iran nicht an ihre Verpflichtung zur Wahrung der Menschenrechte gehalten und Rede- und Meinungsfreiheit nach ist wie vor als ein Verbrechen. Während der letzten 33 Jahre in der sie an der Macht war, hat die Islamische Republik ihre intelligentesten und freidenkensten Söhne und Töchter umgebracht, seelisch und körperlich gefoltert in den Gefängnissen oder sie dazu genötigt, ihr Heimatland zu verlassen und Zuflucht als Flüchtling in einem anderem Land zu finden.

Die Welle der Flucht vor den unmenschlichen Bedingungen und die Bitte um Asyl in Ländern, welche sich an die internationalen Menschenrechtsabkommen halten, wie Deutschland. Diese Asylbewerber hoffen, in ihre Heimat zurückkehren, sobald Frieden und Stabilität wiederhergestellt ist.

Leider mussten in den letzten Jahren sehr viele der Flüchtlinge und Asylbewerber unmenschliche Lebensbedingungen in den Asylheimen ertragen, was ihr Leben unerträglich machte. Die Lebensbedingungen sind am schlimmsten in Bayern, sehr viel mehr als in jedem anderen deutschen Bundesland. Es ist sehr bedauerlich und schmerzhaft zu sehen, dass iranische Asylbewerber, die in Deutschland um Hilfe baten, um ihr Leben zu retten, erneut großer Ungerechtigkeit ausgesetzt sind. 

Nach mehreren nicht erfolgreichen persönlichen Versuchen, ihre eigene Situation als Asylbewerber zu verbessern, versuchen die Flüchtlinge nun zusammen, mit einer gemeinsamen Stimme die zuständigen Ämter und die Menschenrechtsorganisationen zu erreichen, um Depression und Selbstmord, sowie Selbstmordversuche in den Asylheimen zu beenden.

Mohammad Rahsepar war einer dieser Flüchtlinge, er nahm sich das Leben.(29.01.2012 in Würzburg) Mohammad hatte keine psychologische Betreuung. Seine Stimme wurde nicht gehört. Azad Khodamoradi (09.07.2012 in Tirschenreuth ) war der nächste, der nicht mehr leben wollte. Er hat überlebt.

Viele Proteste begannen in Bayern und anderen Teilen Deutschland nach Mohammad Rahsepar’s Selbstmord , welche noch heute andauern. Flüchtlinge in Aub, Würzburg, Regensburg, Bamberg, Düsseldorf versuchen verzweifelt die Behörden und Öffentlichkeit zu informieren über ihre unsagbaren Lebensbedingungen. Und sie fordern Unterstützung und eine Antwort der Behörden. Ihre Proteste schließen  Sit-ins, Hungerstreiks und Lippen zunähen mit ein.

Vor diesem Hintergrund, wir die Mütter von Park Laleh und die internationale Solidaritätsvereinigung aller unterstützenden Gruppen der Mütter von Park Laleh, sagen wir, dass wir zutiefst besorgt sind um unsere Kinder, die in Ihrem Land Zuflucht gesucht haben, weil sie ihr Leben retten mussten und wir bitten Sie, die Sorgen unserer Kinder ernst zu nehmen.
Wir fordern alle Menschenrechtsorganisationen auf, aufmerksam zu werden auf die schwierige Situation von Flüchtlingen.
Nachfolgend finden Sie einige der Forderungen und Bitten der Flüchtlinge, auch beinhaltend die Forderungen aus Aub:
1- Abschaffung der Gesetze bezüglich der Deportation von Flüchtlingen

2 – Ende der Isolierung der Flüchtlinge

3 – Abbau und Abschaffung von Flüchtlings Camps

4 – Beschleunigung der Asylverfahren

5 – Keine Essenspakete.

6 – Unbeschränkte Arbeitserlaubnis

7 – Möglichkeit für Flüchtlinge, die Sprache des Landes, in welchem sie Asyl suchen, zu lernen, sofort.

8 – Freiheit und Recht, zu entscheiden, wo man leben möchte.

Mit freundlichen Grüßen
Lalehpark Mütter im Iran
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Amerika / Fresno
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Amerika / Los-Angeles Valli
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Köln
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Dortmund
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Hamburg
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Nürnberg
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Frankfurt
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/München
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Italien
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Norwegen/Oslo
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Oslo
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Österreich /Wien
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Schweiz / Genève

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

*1.Lalehpark Mütter:Wir sind eine Gruppe von Müttern und Familienangehörigen der Opfer des islamischen Regimes im Iran und haben folgende Forderungen:

1. Die Abschaffung der Todesstrafe

2. Die sofortige und bedingungslose Freilassung aller politischen Gefangenen

3. Ein rechtsstaatliches und öffentliches Verfahren gegen die Funktionäre der Islamischen Republik, die für die in diesem Unrechtssystem begangenen Menschenrechtsverletzungen verantwortlich sind

*2.Solidaritätsgruppen mit den Lalehpark Müttern im Iran: Die Solidaritäsgruppen der Mütter von Laleh-Park außerhalb des Iran haben sich spontan in verschiedenen Städten der Welt im Bündnis mit den Müttern und anderen Angehörigen der Opfer des islamischen Regimes im Iran zusammengefunden. Alle Unterstützer der Laleh Park Mütter betrachten es als ihre Pflicht, deren   weiterzugeben und diese Forderungen öffentlich zu machen bei Menschenrechtsaktivisten und internationalen Organisationen.


Dieser Brief wurde an Folgenden Organisationen und Personen gesendet:

Stiftung PRO ASYL
UNO-Flüchtlingshilfe Deutschland - UNO-Flüchtlingshilfe eV
Amnesty International Bundesrepublik Deutschland e.V.
Ausschuss für Menschenrechte und humanitäre Hilfe
Bundesamt für Migration und Flüchtlinge
BÜNDNIS 90/DIE GRÜNEN Bundespartei
Dr. Ahmed Shaheed, UN Sonderberichterstatter für die Menschenrechte im Iran
Der Menschenrechtsausschuss im Europäischen Parlament
Die Landesflüchtlingsräte
Europäische Grüne Partei
Europa Union-Kommission für Menschenrechte
Menschenrechtskommission des Deutschen Bundestages
UN Generalsekretär, Ban Ki-Moon
UN-Hochkommissar für Flüchtlinge

۱۳۹۱ خرداد ۲۷, شنبه

گزارش مراسم بزرگداشت سومین سالروز جنبش دمکراسی خواهی و سالروز مادران پارک لاله ایران در شهر دورتموند - آلمان


 
گزارش مراسم بزرگداشت سومین سالروز جنبش دمکراسی خواهی و سالروز مادران پارک لاله ایران در شهر دورتموند - آلمان

مراسم بزرگداشت سومین سالروز جنبش دمکراسی خواهی و سالروز حرکت مادران پارک لاله ایران در شهر دورتموند آلمان درهمبستگی سازمان عفو بین الملل دورتموند، گروه ها و فعالان زنان آلمانی با مادران پارک لاله و زندانیان سیاسی ایران روز شنبه ۱۶ ماه  ژوئن ۲۰۱۲ برگزار شد .

تجمع خیابانی حامیان مادران پارک لاله دورتموند و گروه های برگزار کننده با یادمان جان باختگان و قربانیان ۳۳ سال گذشته در ایران و با گذاشتن شاخه های گل سرخ بر روی عکس های عزیزان آغاز شد  و با برپایی میزهای خبررسانی، جمع آوری امضاء برای آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام در ایران و سخنرانی نماینده های گروه های مختلف ادامه یافت .

سخنرانان این برنامه با تاکید بر روابط مختلف اقتصادی و سیاسی کشور آلمان با ایران که در سرکوب جنبش آزادی خواهی مردم  ایران نقش بسزایی داشته است و محکوم کردن چنین روابطی، خواهان اجرای قوانین منشور جهانی حقوق بشر در ایران گشته و هر گونه فشار، تهدید و ارعاب بر خانواده های جان باختگان و زندانیان سیاسی را به شدت محکوم کردند .

در خاتمه، بر گزارکنندگان برنامه با تقدیر فراوان از مادران پارک لاله و شجاعت آنان در ادامه راه داد خواهیشان و در حمایت همیشگی خود از خواسته های مادران پارک لاله، آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو مجازات اعدام، محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان جنایات ۳۳ سال گذشته توسط حکومت جمهوری اسلامی در ایران، خواهان اجرای مواد کنفوانسیون جهانی حقوق زندانیان در رابطه با معالجات ویژه و مراقبت های پزشگی تمام زندانیان سیاسی در ایران شدند .

حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند

گزارش تصویری برنامه
http://www.facebook.com/madaran.solhdortmund?ref=tn_tnmn#!/media/set/?set=a.431922336840448.103164.100000680559971&type=3














 



Solidaritätsgruppe mit den „Laleh park Mütter“ im Iran-Dortmund
Amnesty International Dortmund
Frauenverband Courage
MLPD
Geschichtswerkstatt
Sigrid Asamoah
Terre Des Femmes
Städtegruppe Dortmund
Amnesty International Dortmund, u.a.



۱۳۹۱ خرداد ۲۴, چهارشنبه

تجدید پیمان با خانواده های جانباختگان

تجدید پیمان با خانواده های جانباختگان

بزرگداشت سومین سالگرد جنبش دمکراسی خواهی و تجدید پیمان با خانواده های جانباختگان و آسیب دیدگان حکومت جمهوری اسلامی در سالروز حرکت مادران پارک لاله ایران

برنامه سراسری حامیان مادران پارک لاله

شنبه 16 جون 2012


سه سال از کشتار و قتل عام جوانان و هموطنان مان در حین برگزاری تظاهرات آرام در اعتراض به انتخابات مخدوش و تقلبی ریاست جمهوری سال ۸۸ در تهران و شهرهای دیگر می گذرد. سه سال از عزادار شدن مادران نداها، سهراب ها، مصطفی ها، فرزاد ها، شیرین ها، ترانه ها، اشکان ها، محمدها و بیش از صدها قربانی دیگر می گذرد.

از جنایات، فجایع و شکنجه های کهریزک و زندان قرچک ورامین و زندان رجایی شهر گرفته تا به خاک و خون کشیدن خوابگاه های دانشجویی در خرداد ۸۸ در تهران، اصفهان، شیراز و دیگر شهر ها. از دستگیری بیش از هزار تن از فعالان دانشجویی، وکلا، روزنامه نگاران، فعالان سندیکاهای کارگری و معلمان، فعالان سیاسی، اقلیت های مذهبی، فعالان زنان و مدافعان حقوق بشر گرفته تا فشارهای روز افزون بر خانواده های جانباختگان که همچنان ادامه دارد.

و سه سال از آغاز حرکت داد خواهی مادران و زنانی میگذرد که با شهامت و ازخودگذشتگی ، هم صدای دیگر خانواده های عزادار، برای دادخواهی قربانیان حکومت در پارک لاله گرد آمدند. حرکتی که علیرغم آزارها و دستگیری های مکرر گروهی و فردی بسیاری از آنان همچنان استوار به راه خود ادامه میدهند.

اینک حرکت مادران پارک لاله نه تنها در گستره ای وسیع تر، زنده بودن این فریاد دادخواهی را شهادت داده و تمامی قربانیان حکومت و بازماندگان آنان طی تمامی دوران حکومت جمهوری اسلامی را به یگدیگر پیوند میدهد، بلکه به عنوان مدافعان حقوق بشر خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و مدنی، لغو احکام و مجازات اعدام و هم چنین محاکمه آمران و عاملان تمامی و جنایت های صورت گرفته در جمهوری اسلامی می باشند.

در حالی که ایران به لحاظ سرانه در مقام نخست میزان اعدام قرار دارد، به دنبال اعدام بسیاری از زندانیان سیاسی - عقیدتی در حال حاضر نیز تعداد دیگری از این دسته زندانیان در خطر اجرای احکام اعدام به سر می برند؛ از جمله، زانیار و لقمان مرادی، حبیب الله گلپری پور، شیرکو معارفی، حبیب الله لطیفی، سعید ملک پور، حمید قاسمی شال، عبدالرضا قنبری، غلامرضا خسروی سوادجانی و یوسف ندرخانی.

تعداد بسیار دیگری از زندانیان سیاسی بیمار، از جمله کاظمینی بروجردی، ژیلاکرم زاده مکوندی، نرگس محمدی، حسین ملکی رونقی، آرش صادقی، محمد صدیق کبودوند، فرح واضحان، بهنام ابراهیم زاده، عیسی سحرخیز، سعید رضوی فقیه، رضا شهابی، محسن امین زاده و ریاض سبحانی نیز احتیاج مبرم به رسیدگیهای جدی پزشکی دارند، به طوری که جان تعدادی از آنها در خطر مرگ قرار دارد و علیرغم فشارهای بینالمللی و سازمان عفو بینالملل، مقامات مسؤول هیچ واکنشی در جهت مداوا و رسیدگی پزشکی به آنها نشان نمیدهند و حتی اجازه مرخصی استعلاجی آنان را نیز صادر نمی کنند.

همچنین دربند بودن وکلایی چون نسرین ستوده، هوتن کیان، محمدعلی دادخواه ، محمد سیف زاده و عبد الفتاح سلطانی در کنار دهها فعال حقوق بشر دیگر، نشان از عمق فاجعه ای دارد که بر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مستولی است.

تعداد مرگ های مشکوک بر اثر عدم رسیدگی های پزشکی و عدم توجه به خواست حقوقی زندانیان که به اعتصاب غذای آنان منجر می شود، نیز روز به روز در زندان ها افزوده می شود، بعد از مرگ مشکوک منصور رادپور در زندان، محمد مهدی زالیه نقشبندیان زندانی سیاسی کرد نیز پس از تحمل ۲۱ سال حبس در زندان گوهر دشت درگذشته است. هدی صابر یکی دیگر از این قربانیان است که در اعتراض به کشته شدن هاله سحابی، دست به اعتصاب غدا زد و به علت عدم رسیدگی پزشکی سال گذشته در زندان اوین در گذشت.

مادران پارک لاله و حامیان آنان به جرم همدردی با خانواده های جان باختگان، هم چنان زیر فشار و تهدید های مختلف قرار دارند؛ ژیلا کرم زاده مکوندی شاعر، از ششم دیماه ۱۳۹۰ در زندان بسر می برد و ده نفر دیگر به احکام سنگین محکوم شده اند که برخی از این احکام تایید و برخی منتظر دادگاه تجدید نظر هستند؛ فشار بر خانواده های زندانیان سیاسی و خانواده های کشته شدگان و تهدید و ارعاب بر آنها هم چنان به بدترین شکل ادامه دارد تا آنها را وادار به سکوت کنند.

با گذشت سی و سه سال از پایداری و مقاومت آزادی خواهان و مردم در بند ایران و علیرغم تمامی این فشارها؛ جنبش آزادی خواهی در ایران همچنان به مبارزه خود بر علیه استبداد و ظلم ادامه می دهد و مادران پارک لاله می خواهند" برای جلو گیری از تکرار جنایات صورت گرفته در تمامی دوران حکومت جمهوری اسلامی و به ویژه کشتار مردم بی دفاع در سال 88، تمام کسانی که دستشان به خون فرزندان این مملکت آلوده شده و همه کسانی که دستور این آدم کشی ها و نسل کشی ها را داده اند و همه ناقضین حقوق بشر در دادگاهی مردمی و آزادانه و علنی محاکمه و مجازات شوند تا در آینده هیچ مادری در انتظار بازگشت فرزندش چشمانش دوخته به در نماند و همه مادران این سرزمین بتوانند فرزند خود را در آغوش بگیرند و آرمان های او را زندگی کنند".

در آستانه سومین سالگرد جنبش اعتراضی و دمکراسی خواهی مردم ایران و شکل گیری حرکت دادخواهی مادران پارک لاله، حامیان آنان در بسیاری شهر های جهان بر آنند تا طی حرکتی سراسری، ضمن گرامی داشت یاد آن جانباختگان، بار دیگر با خانواده های قربانیان حکومت و مادران پارک لاله ایران، تجدید پیمان نموده و در سطحی گسترده اعتراض خود را به نقض گسترده حقوق بشر در ایران اعلام نمایند و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و لغو احکام و مجازات اعدام و هم چنین محاکمه آمران و عاملان تمامی جنایت های صورت گرفته در جمهوری اسلامی را خواستار شوند.

کارزار همبستگی جهانی با مادران پارک لاله ایران بار دیگر از سازمان عفو بین الملل و دیگر نهاد های حقوق بشری و مردم آزاده دنیا درخواست می کند تا به هر چه رساتر شدن این صدای حق طلبی یاری رسانند و از سازمان ملل و نهادهای بین المللی میخواهد تا حکومت ایران را به اجرای تعهدات بین المللی خود و رعایت حقوق بشر در آن کشور ملزم نمایند.

http://www.mpliran.com/2012/06/blog-post_14.html
همبستگی جهانی با مادران پارک لاله ایران
13. جون. 2012


۱۳۹۱ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

سه سال پیگیری، بدون پاسخگویی!

سه سال پیگیری، بدون پاسخگویی

سه سال پیگیری، بدون پاسخگویی!

به مناسبت سه سالگی جنبش مردم ایران

سه سال پیش در چنین روزهایی میلیون ها نفر از مردم معترض به نتایج انتخابات و کسانی که از ظلم و جور و بی عدالتی و فقدان آزادی های مدنی و سیاسی و نداشتن حقوق اولیه شهروندی به تنگ آمده بودند، به خیابان ها آمدند تا تغییر را فریاد زنند، ولی پاسخ خواست بر حق انسانی شان چیزی جز سرکوب، بازداشت، شکنجه و در نهایت مرگ نبود. اما مردم به خروش آمده از این همه ظلم و بیداد بر خواست های خود ایستادند و خیابان ها را به عرصه مبارزه برای رسیدن به خواست های حقوقی خود بدل کردند.
این موج خروشان مردمی که سال ها از نبود آزادی و تبعیض و بی عدالتی و نابرابری به تنگ آمده بود، به یکی از جنبش های تاثیرگذار در تاریخ مبارزاتی مردم ایران تبدیل شد و توانست در مدت کوتاهی به مدد رسانه های مدرن به صدر اخبار جهان تبدیل شود. این سیل عظیم خواهان زندگی انسانی، به وحشیانه ترین شکل ممکن و با استفاده از پیشرفته ترین امکانات، سرکوب شدند و موجی گسترده از رندانیان سیاسی و عفیدتی و جان باخته و شهید را به مردم ایران تقدیم کرد.

افراد زیادی از فردای نمایش انتخاباتی دستگیر شدند و به زندان افتادند و تا همین امروز نیز حجم بسیار بالایی از دستگیری ها ادامه دارد. در 23 خرداد یعنی فردای انتخابات میثم عبادی جوان رعنای ایرانی توسط یکی از مزدوران حکومتی کشته شد و این موج کشتار به زودی به شیوه اصلی مبارزه با مردم تبدیل شد. بنا بر روایت های تایید نشده تعداد دویست و اندی نفر از زنان و مردان جوان و گاهی میان سال در همان روز های اولیه کشته شدند ولی این اعمال غیر انسانی به اینجا ختم نشد.

جنازه برخی از کشته شدگان پس از روزها و ماه ها جستجو به خانواده آنها تحویل داده شد، جنازه برخی هنوز تحویل داده نشده و در گورهای گمنام در بهشت زهرا دفن شده اند و جنازه برخی را نیز دزدیدند و به جای بسیجی جا زدند که صانع ژاله یکی از این موارد است؛ از برگزاری آزادانه مراسم یادبود خانواده ها برای عزیزانشان جلوگیری به عمل می آورند؛ مدام به بهانه های مختلف آنها را تهدید تلفنی یا احضار یا بازداشت می کنند؛ به شکایت های آنها پاسخ درستی نمی دهند؛ آنها را به اشکال مختلف از پیگیری پرونده باز می دارند؛ سایر اعضای خانواده را تهدید می کنند؛ و بدتر از همه اینکه تا به حال هیچ مقام مسئولی پاسخ رسمی به ساده ترین پرسش های این خانواده ها نداده است. 

ما خواهان محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی کشتارهای صورت گرفته در جمهوری اسلامی هستیم و می خواهیم بدانیم:

چرا برای مهار مردم بی دفاع دستور تیر صادر شد؟

دستور تیر توسط چه کسانی و چه ارگان رسمی صادر شد؟

با چه اسلحه ای آنها را کشتند و چرا جنازه ها را بلافاصله به خانواده ها تحویل ندادند؟

چرا از مراسم یادبود آزادانه خانواده ها جلوگیری به عمل می آورند؟

چرا خانواده ها را مدام تهدید می کنند تا از پیگیری شکایات خود دست بردارند؟

چرا مسئولان شکنجه و کشتار زندان کهریزک را در دادگاه علنی محاکمه نمی کنند؟

جمهوری اسلامی نه تنها پاسخ پرسش های خانواده ها را نداده است، بلکه هر روز خانواده ها را از حق قانونی و حقوقی خود محروم می کند و مدام خانواده ها را تحت فشار و تهدید و احضار و زندان قرار می دهد. یکی از نمونه ها آقای مهدی رمضانی(پدر رامین رمضانی) است که در سال 1389 در بهشت زهرا، در مراسم یادبود امیر ارشد تاجمیر بازداشت و پس از دو ماه حبس موقت و بازجویی های طولانی و تهدید، در شعبه 28 دادگاه انقلاب، توسط قاضی مقیسه محاکمه و به سه سال حبس تعزیری محکوم شد و هم اکنون منتظر رای دادگاه تجدید نظر است.

زندانیان و خانواده آنان نیز وضعیتی بهتر از خانواده های کشته شدگان ندارند. بخصوص شرایط به غایت غیر استاندارد و نبود تأمین های جانی و ایمنی و بهداشتی- درمانی برای زندانیان سیاسی و هم چنین شکنجه و آزار و اذیت ها و تهدیدهای مداوم زندانی یا خانواده اش برای اعتراف گیری، جان زندانیان را در معرض جدی قرار داده است. 

ما خواهان آزادی بدون و قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی هستیم و می خواهیم بدانیم:

چرا انسان ها برای ساده ترین خواست انسانی خود بازداشت می شوند؟

چرا زندانیان را در وضعیت بلاتکلیف نگهداری می کنند و در سلول های انفرادی تحت شکنجه قرار می دهند؟

چه ارگانی بر نحوه بازداشت و نگهداری زندانیان سیاسی کنترل می کند؟

بر چه مبنایی قاضی می تواند حکم صادر کند؟

عدالت و بی طرفی قاضی چگونه بررسی می شود؟

چرا محاکمه زندانیان در دادگاه های علنی نیست؟

چرا زندانیان سیاسی دایم در حال اعتصاب غذا هستند؟

چرا عزت و احترام زندانی سیاسی مدام زیر پا گذاشته می شود؟

چرا برخی از زندانیان سیاسی در زندان های عادی نگهداری می شوند؟

چرا هر روز خبردار می شویم که یکی از زندانیان در زندان به طرز مشکوکی فوت کرده است؟

همچنین هر روز شاهدیم که زندانیان سیاسی و عادی در گوشه و کنار زندان های تهران و شهرستان ها اعدام می شوند و یا در شرف اعدام قرار دارند. 

ما با اعدام مخالفیم و برای لغو مجازات اعدام از قوانین کشورمان حداکثر تلاش مان را خواهیم کرد و می خواهیم بدانیم:

این حکم های اعدام بر چه مبنای حقوقی صادر می شود؟

چه ارگان حقوقی بر این اعدام ها نظارت می کند؟

چگونه عدالت قاضی بررسی می شود؟

چرا این احکام در دادگاهای غیر علنی و عموما بدون حضور وکیل صادر می شود؟

مادران پارک لاله (مادران عزادار ) که از 6 تیر ماه 88 در پی یک فراخوان عمومی در پارک لاله جمع شدند تا آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و محاکمه آمران و عاملان جنایات صورت گرفته در دادگاه علنی را خواستار شوند، نیز با ضرب و جرح و دستگیری مواجه شدند و هم اکنون یک نفر از آنها به نام ژِیلا کرم زاده مکوندی در زندان اوین بازداشت است و ده نفر دیگر به احکام سنگین محکوم شده اند که برخی احکام تایید و برخی منتظر دادگاه تجدید نظر هستند، اما آنان مصمم تر هم پیمان شدند تا با لغو مجازات اعدام و دادخواهی تا رسیدن به خواست هایشان از پای ننشینند. 
آنها می خواهند برای جلو گیری از تکرار جنایات صورت گرفته در سال 88 و همه سال های به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، تمام کسانی که دستشان به خون فرزندان این مملکت آلوده شده و همه کسانی که دستور این آدم کشی ها و نسل کشی ها را داده اند و همه ناقضین حقوق بشر در دادگاهی مردمی و آزادانه و علنی محاکمه و مجازات شوند تا در آینده هیچ مادری در انتظار بازگشت فرزندش چشمان اش دوخته به در نماند و همه مادران این سرزمین بتوانند فرزند خود را در آغوش بگیرند و آرمان های او را زندگی کنند.

مادران پارک لاله
22 خرداد 1391

۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه

بزرگداشت سومین سالروز جنبش دمکراسی خواهی و سومین سالروز مادران پارک لاله ایران در دورتموند

بزرگداشت سومین سالروز جنبش دمکراسی خواهی و سومین سالروز مادران پارک لاله ایران در دورتموند
همبستگی عفو بین الملل دورتموند, گروه ها و فعالان زنان آلمانی دورتموند با مادران پارک لاله و زندانیان سیاسی ایران

سه سال از کشتار و قتل عام جوانان و هموطنانمان در حین برگزاری تظاهرات آرام در اعتراض به  انتخابات مخدوش و تقلبی ریاست جمهوری سال ۸۸ در تهران و شهرهای دیگر می گذرد. سه سال از عزادار شدن مادران نداها، سهراب ها، مصطفی ها، فرزاد ها، شیرین ها، ترانه ها، اشکان ها، محمدها و بیش از صد قربانی دیگر می گذرد. سه سال از داد خواهی و ادامه راه مادران شجاع و داد خواه پارک لاله می گذرد .

سه سال از جنایات، فجایع و شکنجه های  کهریزک و زندان قرچک ورامین و زندان رجایی شهر و غیره می گذرد . سه سال از به خاک و خون کشیدن خوابگاه های دانشجویی در خرداد ۸۸ در تهران ، اصفهان ، شیراز و شهر های دیگر می گذرد. سه سال از دستگیری بیش از هزار تن از فعالان دانشجویی، وکلا، روزنامه نگاران، فعالان سندیکاهای کارگری و معلمان، فعالان سیاسی، اقلیت های مذهبی، فعالان زنان و فعالان حقوق بشر می گذرد و فشارهای روز افزون بر آنها در زندان ها در سطح گسترده هم چنان ادامه دارد .
تعداد بسیاری از زندانیان سیاسی از جمله، زانیار و لقمان مرادی، حبیب الله گلپری پور، شیرکو معارفی، حبیب الله لطیفی، سعید ملک پور، حمید قاسمی شال، عبدالرضا قنبری، غلامرضا خسروی سوادجانی و یوسف ندرخانی  در خطر اجرای احکام اعدام به سر می برند .
تعداد بسیار دیگری از زندانیان سیاسی بیمار، از جمله ژیلاکرم زاده مکوندی، نرگس محمدی، حسین ملکی رونقی، آرش صادقی، محمد صدیق کبودوند، فرح واضحان، بهنام ابراهیم زاده، عیسی سحرخیز، سعید رضوی فقیه، رضا شهابی، محسن امین زاده و ریاض سبحانی احتیاج مبرم به رسیدگی های جدی  پزشگی دارند و جان تعدادی از آنها در خطر مرگ قرار دارد و علیرغم فشارهای بین المللی و سازمان عفو بین الملل، مقامات مسؤول هیچ واکنشی در جهت مداوا و رسیدگی  پزشکی به آنها نشان نمی دهند و حتی اجازه مرخصی آنان را نیز صادر نمی کنند .
تعداد مرگ های نابهنگام  بر اثر عدم رسیدگی های پزشکی روز به روز در زندان ها افزوده می شود، بعد از مرگ مشکوک منصور رادپور در زندان، محمد مهدی زالیه نقشبندیان زندانی سیاسی کرد نیز پس از تحمل ۲۱ سال حبس در زندان گوهر دشت  درگذشته است. هدی صابر یکی دیگر از این قربانیان است که در اعتراض به کشته شدن هاله سحابی، دست به اعتصاب غدا زد و به علت عدم رسیدگی پزشکی سال گذشته در زندان اوین در گذشت.

مادران پارک لاله و حامیان آنان به جرم همدردی با خانواده های جان باختگان هم چنان زیر فشار و تهدید های مختلف قرار دارند،  ژیلا کرم زاده مکوندی شاعر، از ششم دیماه ۱۳۹۰ در زندان بسر می برد، منصوره بهکیش در دادگاه بدوی به چهار سال و نیم زندان محکوم شده است،  لیلا سیف اللهی به دو سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی و نادر احسنی به دو سال حبس تعزیری محکوم شده اند. ژیلا مهدویان به سه سال حبس تعزیری و ۲ سال حبس تعلیقی، دخترش به شش ماه حبس تعزیری، ام البنین ابراهیمی به سه سال حبس تعلیقی، حکیمه شکری و ندا مستقیمی و آقای رمضانی منتظر رأی دادگاه هستند. سید محمد ابراهیمی از ۲۳ آذر ۸۹ دستگیر و تحت بد ترین شرایط روحی در زندان بسر می برد . فشار بر خانواده های  زندانیان سیاسی و خانواده های کشته شدگان و تهدید و ارعاب بر آنها هم چنان به بدترین شکل ادامه دارد تا آنها را وادار به سکوت کنند .
 
سی و یک سال از آغاز فاجعه کشتار های دسته جمعی زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ می گذرد . سی و سه سال از پایداری و مقاومت آزادی خواهان و مردم در بند ایران می گذرد و علیرغم تمام این فشارها، جنبش آزادی خواهی در ایران همچنان به مبارزه خود بر علیه استبداد و ظلم ادامه می دهد .

در آستانه سه سالگی جنبش اعتراضی و دمکراسی خواهی مردم ایران، در آستانه سه سالگی داد خواهی مادران پارک لاله و ایستادگی آنان برای رسیدن به سه خواسته خود، آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو مجازات اعدام، محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان جنایات ۳۳ سال گذشته توسط حکومت جمهوری اسلامی در ایران، می باشیم .
بیش از هشت گروه از جمله، عفو بین الملل دورتموند ، گروه ها و فعالان زنان آلمانی در بزرگداشت و همبستگی با مادران پارک لاله و زندانیان سیاسی ایران با حامیان مادران پارک لاله دورتموند اقدام به برگزاری اکسیون خیابانی در روز شنبه ۱۶ ماه ژوئن ۲۰۱۲ کرده اند، که در این برنامه گروهای مختلف با برپایی میزهای خبررسانی، سخنرانی و جمع آوری امضاء برای آزادی زندانیان سیاسی و رسیدگی پزشگی به زندانیان بیمار و لغو مجازات اعدام در ایران اقدام خواهند کرد

به ما بپیوندید تا دست در دست، صدای داد خواهی مادران و زندانیان سیاسی در سراسر جهان باشیم !!
حامیان مادران پارک لاله دورتموند

 Platz an der Schlanke Mathilde - Dortmund Hörde :آدرس

Datum: Straßenaktion am 16.06.2012 von 12.00-14.00 Uhr : تاریخ
تاریخ : شنبه ۱۶ ماه  ژوئن ۲۰۱۲ ، از ساعت ۱۲ تا ۱۴ بعد از ظهر


Solidaritätsgruppe mit den „Laleh park Mütter“ im Iran-Dortmund
Amnesty International Dortmund
Frauenverband Courage
MLPD
Geschichtswerkstatt
Sigrid Asamoah
Terre Des Femmes
Städtegruppe Dortmund
Amnesty International Dortmund, u.a.



ای انسان برپا خیز و به پرواز درای، آسمان عشق و آزادی از برای توست"

ای انسان برپا خیز و به پرواز درای، آسمان عشق و آزادی از برای توست"

مدتهاست که می­اندیشم تا آنچه در دل دارم به روی کاعذ بیاورم ولی درد و رنج آنقدر زیاد است که کلمات فرار می­کنند و کاغذ از سیاه شدن می­نالد و قلم  را توان نوشتن این دردها نیست .
این شاید همان دردهایی باشد که مثل خوره روح را متلاشی می­کند. ولی نسل من نسلی است که شعله آزادی خواهی به جانش افتاد و نسل سوخته نام گرفت، همچنان درشعله های ظلم و ستم می­سوزد ولی خاموش نمی شود و همچنان فریاد برمی آورد، "ای انسان برپا خیز و به پرواز درای، آسمان عشق و آزادی از برای توست". و با همه  این دردها، به خرداد فکر میکنم، از روزهایی که قدم به مدرسه گذاشتم و الفبای خواندن را آموختم،  آن روزها که دارا انار داشت و سارا انار نداشت. آن روزها که بابا با نان به خانه می آمد
ماه خرداد که می­رود بهار را به تابستان پیوند زند. همیشه ماه شاد و پرجنبش و جوش بود برای کشاورز که آه به بار نشستن محصولش بود. برای دانش آموزان ماه نتایج یکسال درس خواندن برای طبیعت که شکوفا می­شد و حتی برای امواج دریا که با موج­هایش بوسه بر ساحل می­زد و انتظار مهمانان تابستانی را می­کشید تا تن های خسته را به آب زنند. خرداد برای من تداعی  این رویاها بود ولی یکروز در وطنم، وطنی که سال­هاست رنج­های خود را عریان کرده و فریاد می­زند.
 میهنم که گورستان­هایش هر روز آبادتر می­شود و زندان­هایش وسیع تر، در سه سال پیش ناگهان بر خلاف تمام جریانات عادی زندگی در خرداد شاهد خشم و خروش مردمی بود که از همه تنگناها به تنگ آمده و با یک کلمه "رای من کو" به خیابان ریختند و لرزه برجانان کسانی افکندند که فکر می­کردند ارباب  هستند و مردم رعیت، به آن­ روزها فکر می­کنم رای من کو بهانه ای  برای فریاد بود. تا نشان دهد که مردم هستند.
چون سی و اندی سال است، این رای ها گم شده. در این سال­ها مردم به عشق و رویایی به پای صندوق رفته بودند و دست خالی برگشتند، ولی در 88 چه شد که خروشیدند، آیا واقعا برای رای خود سنگفرش خیابان­ها را با خون خود سرخ کردند؟ آیا برای این رایی که سالها در صندوق های رای گم شد، چون سرو قامتان مردانه و دلاورانه جلوی گلوله ها سینه سپر کردند این سینه ها که روزی در خردادی دیگر آماج گلوله های دشمن شد تا خونین شهر بار دیگر خرمشهر شود، امروز در مقابل مردانی که شاید برادرند و دوست و همسایه درمقابل هم ایستادند یکی تا بن دندان مسلح  و یکی با دست خالی و قلبی پر امید جان در راه  آزادی تقدیم  کرد.
چه بگویم  از این خردادها و خرداد 88 که هنوز صدای فریادها، ضجه مادران و خواهران در شهر پیچیده است. هنوز چشمان باز ندا سوال دارد.
خون سرخ سهراب و اشکان و مسعود و مصطفی و علی .....لاله ها را آبیاری می­کند، هنوز گورهایی بی نام و نشان است و مادری که اطراف را می­پاید تا لحظه ای دور از چشم دیگران بر گور فرزند اشکی بیافشاند و یا مادری با پای لرزان در دل دعا می­کند که بار دیگر سنگ قبر فرزندش راشکسته نبیند که هربار قلبش می­شکند. از خود میپرسم چرا خردادم را این چنین کردید، این ظلم بر این ملت از کجا برخاسته، در کدام کتاب و مذهب و آیین
این فریاد درد تا به کی، هنوز مادری برای فرزند خود در پشت دیوارهای زندان به انتظار نشسته و زنی که فریاد زد من آزادی می­خواهم، سه سال است در زندان از بیماری به خود می­پیچد.
آری من یک مادرم، یک خواهرم، همسرم. فریاد می­زنم و می­پرسم  این ظلم  تا به کی؟ من که حتی از کشتن قاتل فرزندم در هراسم  این فریاد من است.  
 پرنده آزادی را آزاد بگذارید تا آواز خوش سر دهد و قفس­ها را بسوزانید و دارهای اعدام را واژگون کنید.
نگذارید تا مادری هر شب چون شمع اشک ریزان به امید صبح آزادی بیدار بماند.
یکی از مادران پارک لاله
22 خرداد 1391