۱۳۹۲ خرداد ۱۸, شنبه

ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ برای ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ در ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻫﻔﺘﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻧﻴﺎﻥ ﺳﻴﺎﺳﯽ ـ ﻋﻘﻴﺪﺗﯽ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ


ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ برای ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ در ﺍﻳﺮﺍﻥ 

ﻫﻔﺘﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻧﻴﺎﻥ ﺳﻴﺎﺳﯽ ـ ﻋﻘﻴﺪﺗﯽ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ 




ﺍﺯ فردای روز ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷، ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ با ﺗﻔﮑﺮی مبتنی ﺑه ﻭﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ، ﺑﺮ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻣﺴﻠﻂ ﮔﺮﺩﻳﺪ. از آن تاریخ تا به امروز، ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ آﺯﺍﺩﯼ های سیاسی، اجتماعی، دفاع از حقوق بشر و حقوق ﻣﺪﻧﯽ، مترادفِ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﺑﺎ «ﺍﻧﻘﻼﺏ اسلامی»، ﻳﺎ دلیل ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ بیگانگان خواندﻩ می شود. کسانی که در این راه‌ها گام بر می دارند، ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺠﺎﺯﺍت های سنگینی ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺭﺕ و زندان گرفته ﺗﺎ شکنجه های شدید و ﻣﺮﮒ واقع می شوند. 
ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻧﺪ که ﺑﺎ ﺳﺮﮐﻮﺏ ﺯﻧﺎﻥ برابری خواه و ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺣﺠﺎﺏ ﺍﺟﺒﺎﺭﯼ و ﭘﺎﻳﻤﺎﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﻘﻮﻕ ابتدایی اﻗﻮاﻡ ﺍﻳﺮﺍﻧﯽ و ﮐﺸﺘﺎﺭ مبارزان آن ها ﺁﻏﺎﺯ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻌﻄﻴﻠﯽ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ آزاد، ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻓﺎﺗﺮ ﮔﺮﻭه هاﯼ ﺳﻴﺎﺳﯽ، اخراج، ﺳﺮﮐﻮﺏ ﻭ دستگیری ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﻴﺎﻥ، زندانی، شکنجه و اعدام فعالان ﺍﻧﺠﻤﻦﻫﺎﯼ ﻣﺪﻧﯽ، ﺩﮔﺮ ﺍﻧﺪﻳﺸﺎﻥ ﻭ تشکل های کارگری و بستن دفاتر احزاب غیرخودی دنبال شد، ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ۳۴ ﺳﺎﻝ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ داشته و امروز نیز سیاست اصلی برخورد با آزادیخواهان و دگراندیشان در جمهوری اسلامی است. 
در طی این دوران، ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﯽ آزادیخواه ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ﻭﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ و اعتراض به ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺍﺳﻼﻣﯽﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎعی ﻣﺮﺩﻡ، ﺗﺮﻭﺭ ﻳﺎ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪه اﻧﺪ. ﺍﻭﺝ این جنایات، فاجعه هولناک و ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻭسیع ﺯﻧﺪﺍﻧﻴﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻫﻪ ٦۰ است که همانند لکه ننگی بر پیشانی جمهوری اسلامی در ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺍﻳﺮﺍن ثبت است. 
بسیاری از ﻣﺪﺍفعان ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸری، ﻓﻌﺎلان ﺳﻴﺎﺳﯽ، کارگری، دانشجویی، زنان، افراد ﺩﻣﻮﮐﺮﺍت، ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﮔﺎﻥ و روزنامه نگاران، ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍن هاﯼ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ، همواره ﺍﺳﻴﺮندیا در ﺯﻳﺮ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺯﻧﺪﺍﻥ ها ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ. هم چنین، ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺍﻳﻦﺍﻧﺴﺎن هاﯼ ﻓﺮﻫﻴﺨﺘﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ در زندان های دراز مدت، به طور کلی ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩه اﻧﺪ. تعداد زیادی از این زندانیان، ﺑﺎ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍهاﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ و با به خطر انداختن جدی سلامتی خود، ﺑﻪ ﻋﺪﻡ رعایت ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺣﻘﻮﻕ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ از سوی حکومت اسلامی و شرایط ناهنجار زندان ها ﺍﻋﺘﺮﺍﺽﮐﺮﺩه اﻧﺪ. 
متاسفانه، امروزه نیز، ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻫﺎ هم چناﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎن هاﯼ آزادیخواهی است ﮐﻪ تنها ﺟﺮﻣﺸﺎﻥ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺑﺮﺍﯼ به دست آوردن ﺣﻘﻮﻕ ابتدایی برای شهروندان ایرانی ﺍﺳﺖ. مبارزان جانباخته راه آزادی و زندانیان دیروز و امروز، ﺑﺎ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺧﻮﺩ، در تاریخ ما حماسه ها آفریده اند. 
حکومت اسلامی ایران، در آستانه یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، به منظور چشم زهر گرفتن از ملت ایران و ترساندن آنان، با سراسیمگی تمام، زندانیانی را که در مرخصی به سر می بردند، به زندان فراخواند که خانم‌ها و آقایان بهاره هدایت، زهرا (محبوبه) منصوری، ژیلا مکوندی، شیوا نظر آهاری، احمد زیدآبادی، بهمن احمدی امویی، بهنام ابراهیم زاده، حسین رونقی، مسعود باستانی و ده‌ها زندانی گمنام دیگر از آن جمله اند. 
لازم به یادآوری است که خانم زهرا (محبوبه) منصوری مبتلا به بیماری سرطان است و نیاز مبرم به مداوا دارد. پسر آقای بهنام ابراهیم زاده نیز به دلیل داشتن بیماری سرطان در بیمارستان به سر می‌برد و از لحاظ روحی نیازمند حضور پدرو مادر , در کنار خود می‌باشد و خانم ژیلا بنی یعقوب، همسر آقای بهمن احمدی امویی نیز زندانی است. 
ﺷﺒﮑﻪ "ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ برای ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ در ﺍﻳﺮﺍﻥ"، ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ همه ﺯﻧﺪﺍﻧﻴﺎﻥعقیدتی ﻭ ﺳﻴﺎﺳﯽ در ایران، ﺍﺯ ۱۴ ﺗﺎ ۲۱ ﮊﻭﺋﻦ سال ۲۰۱۳ (از ۲۵ ﺧﺮﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺍﻭﻝ تیر سال ۱۳۹۲) ﺭﺍ ﻫﻔﺘﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻧﻴﺎﻥ ﺳﻴﺎﺳﯽ ﻭ عقیدتی ﺍﻋﻼﻡ می کند ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺪﺍﻓﻌﻴﻦﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ و احزاب مترقی ایران و جهان ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﯼﺁﺯﺍﺩﯼ انسان‌های در بند بکوشند. 
ما با محکوم کردن رفتارهای ضد انسانی رژیم اسلامی با زندانیان، بار دیگر، خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی ـ عقیدتی، از جمله خانم زهرا رهنورد و آقایان مهدی کروبی و میر حسین موسوی هستیم. 
ﺑﺎ ﺍﻣﻴﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﺍﻧﻴﺎﻥ ﺳﻴﺎﺳﯽ - ﻋﻘﻴﺪﺗﯽ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ 
ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ برای ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ در ﺍﻳﺮﺍﻥ 
اگر به عنوان یک نهاد می‌خواهید این فراخوان را امضا کنید، با ایمیل زیر تماس بگیرید : 
free.iran.for.all.iranians@gmail.com 

امضاء کنندگان 
1. اتحاد برای ایران ـ بلژیک 
2. اتحاد برای پیشبرد سکولار دمکراسی در ایران - لس انجلس 
3. اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی در ایران ـ نیویورک 
4. اتحاد برای پیشبردسکولار دموکراسی در ایران - استین تگزاس 
5. اتحاد برای پیشبرد سکولاردموکراسی در ایران ـ شیکاگو 
6. اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی در ایران - تورانتو کانادا 
7. اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی- انجمن ونکوور 
8. اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی در ایران - مونترال کانادا 
9. اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی در ایران - واشنگتن دی سی 
10. انجمن زنان ایرانی در مونترال 
11. انجمن حقوق بشر و دموکراسی هامبورگ 
12. انجمن فرهنگی ایران- سوئیس 
13. بنیاد اسماعیل خویی- آتلانتا 
14. جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران - جنوب کالیفرنیا 
15. جنبش سبز لندن 
16. جنبش سبز کاردیف - لندن 
17. مادران پارک لاله ایران 
18. حامیان مادران پارک لاله - دورتموند 
19. حامیان مادران پارک لاله - لوس آنجلس/ ولی 
20. حامیان مادران پارک لاله - هامبورگ 
21. حامیان مادران پارک لاله - کلن 
22. حامیان مادران پارک لاله - ایتالیا 
23. حامیان مادران پارک لاله – ژنو 
24. حامیان مادران پارک لاله ـ اسلو/ نروژ 
25. حامیان مادران پارک لاله - فرزنو 
26. مادران صلح ـ مونترال 
27. خانه همبستگی مهر / کلن 
28. شبکه همبستگی ملی ایرانیان فرزنو – کالیفرنیا 
29. فدراسیون اروپرس 
30. کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران – شیکاگو 
31. کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی/ پاریس 
32. کانون ایران آزاد 
33. همایش ایرانیان -هامبورگ 
34. گروه ۲۲ خرداد -هامبورگ 
35. فعالین حقوق بشر و دموکراسی برای ایران -هامبورگ
36.شورای مدافعان حقوق بشر بدون مرز سوئد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

A week of support for the political prisoners in Iran

Let’s stand with the incarcerated pro-democracy activists in Iran

Since its inception in 1957, the theocratic regime of the Islamic Republic of Iran has suppressed peaceful political activities by the dissidents and advocates of human rights and civil liberties, under the pretext that being adversaries to the “Islamic Revolution” and aiding the “enemy”. Thousands have been imprisoned, tortured and executed. In the last 34 years, political repression began with trampling women’s and all other democratic rights, closing independent and critical press, onslaught on political opposition, arrest of intellectuals, student and labor activists. Thousands of freedom-loving Iranians have been assassinated, killed or tortured, just because they opposed theocracy and the imposed “Islamic Laws”. The regime’s atrocities culminated in the late 1980s when thousands of political prisoners were massacred, albeit, some even had already served their sentences.

Now days in Iran thousands are unjustly incarcerated and given the history of regime’s violent behavior, their lives are in danger. In the upcoming presidential election (June 14), the regime, in order to intimidate the dissidents and pro-democracy activists in the ranks of labor, women, students, journalists and the concerned intellectuals, has again summoned some of them that have been already released or were in furlough, among them, JilaMacvandi, Shiva NazarOhari, BahmanAhmadiAmouyi and BehnamEbrahimzade. Hence, many prisoners Concerned about their own destiny and outraged of the reign of repression, have gone on hunger strike, in spite of their dire health conditions.

The Solidarity Network for Human Rights in Iran declares as the week of support for the political prisoners, the days of June 14 to 21st, and asks of all progressive and pro-democracy individuals and organizations in Iran and around the world to assist this ongoing campaign for freedom of all prisoners of conscious in Iran. In this political juncture that an undemocratic presidential election is underway, by condemning the inhumane policies of the Islamic Republic, we demand unconditional release of all political prisoners, including the 2009 presidential candidates, Mir Hussein Mousavi, his wife Zahra Rahnavard and Mehdi Karroubi who, since, remain under house arrest.    
             

The Solidarity Network for Human Rights in Iran

۱۳۹۲ خرداد ۱۶, پنجشنبه

کانادا قتل عام 67 را به عنوان “جنایت علیه بشریت”به رسمیت شناخت/فرح طاهری


کانادا قتل عام 67 را به عنوان “جنایت علیه بشریت”به رسمیت شناخت/فرح طاهری

Print Friendly

نمایندگان در مجلس انتاریو به یاد جان باختگان دهه شصت یک دقیقه سکوت کردند

امسال بیست و پنجمین سالگرد کشتار تابستان 67 است. ایرانیان می خواهند در گوشه و کنار جهان برنامه های مختلفی برگزار کنند. از جمله در تماس با مجامع جهانی و مسئولان دولتی و نیز سازمان های حقوق بشری کشورهای میزبان، می خواهند تلاش کنند تا صدای مظلومیت کشته شدگان و خانواده های آنان به گوش جهانیان برسد.
 ”کارزار قتل عام 67″ در کانادا متشکل از کوشندگان حقوق بشری، وکلا، روزنامه نگاران، فعالان کارگری، و… ساکن کانادا است که روز چهارشنبه 5 جون 2013، لایحه ای را به مجلس فدرال کانادا بردند و طی آن از دولت کانادا خواستند اولین کشوری باشد که قتل عام 67 را به رسمیت می شناسد.
از آنجا که در زمان طرح این لایحه در مجلس کانادا، شهروند در دست چاپ می باشد، لذا از چندوچون برگزاری این جلسه خبری نداریم، ولی قبل از آن با چند تن از کوشندگان حقوق بشر و فعالان کارگری که در این کارزار فعالیت دارند، گفت وگو کردیم.
کاوه شهروز، وکیل فعال در حوزه ی حقوق بشر و از دادستان های ایران تریبونال، سخنگوی این کمپین درخصوص سمت و سوی سیاسی این کمپین گفت، این کمپین از افراد مختلف ایرانی ـ کانادایی تشکیل شده؛ حقوقدان، افراد دانشگاهی، روزنامه نگار، فعال حقوق بشر، فعال کارگری و افرادی هستند که کارهای سیاسی هم می کنند، اما این کمپین حالت پارتیزان و سیاسی ندارد و صرفا حقوق بشری است.
کاوه شهروز با همراهانش در این کمپین می خواهند دولت کانادا را قانع کنند که کشتاری که در تابستان 67 اتفاق افتاد به عنوان “جنایت علیه بشریت” به رسمیت بشناسد.
کاوه شهروز سخنگوی کمپین قتل عام 88 در کنفرانس مطبوعاتی پنجم جون 2013 در اتاوا  افراد پشت از راست: پاول دوئر، نینا طوبائی،ایروین کوتلر، نیما مشعوف
کاوه شهروز سخنگوی کمپین قتل عام 88 در کنفرانس مطبوعاتی پنجم جون 2013 در اتاوا
افراد پشت از راست: پاول دوئر، نینا طوبائی،ایروین کوتلر، نیما مشعوف
سخنگوی کمپین اهمیت این اقدام را در ارزش معنوی و سمبلیک آن می داند و می گوید: این می تواند مثل اهرم فشاری باشد و اگر در دیگر کشورها همچون اتحادیه اروپا تکرار شود، اهرم فشار دیگری شود که نشان دهد ما نقض حقوق بشر را فراموش نمی کنیم و عدالت می خواهیم و افرادی که در این قتل عام نقش داشتند باید پاسخگو باشند.
شهروز درباره ی عکس العمل دولت ایران دراین خصوص می گوید: عکس العمل جامعه ی بین الملل برای ایران مهم است به همین خاطر است که قطعنامه هایی که کانادا به سازمان ملل می آورد و ایران را به نقض حقوق بشر محکوم می کند، دولت ایران عکس العمل تندی نشان می دهد و سعی می کند که محکوم نشود.
گرچه اعدام ها در سراسر عمر سی و پنج ساله ی جمهوری اسلامی با شدت و ضعف ادامه داشته، اما شهروز می گوید، کار امسال ما در مورد کشتارهای 67 است چون بیست و پنجمین سالگشت آن است، ولی در واقع اعدام های زیادی در دهه شصت اتفاق افتاده و تمام آن اعدام ها جنایت علیه بشریت بودند و این نتیجه ای بود که ایران تریبونال به آن رسید.
درخصوص لایحه ای که چهارشنبه به مجلس ارائه می شود، روز چهارشنبه ساعت یک و نیم بعدازظهر یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار خواهد شد که در آن آقای جیمز بزان (نماینده ی پارلمان از حوزه ی سلکریک- انتر لیک از حزب محافظه کار کانادا)، آقای ایروین کوتلر (نماینده ی پارلمان کانادا از حوزه ی ماونت رویال از حزب لیبرال کانادا)، آقای پاول دوئر (نماینده ی پارلمان از حوزه ی اوتاوا سنتر از حزب  دمکرات نو کانادا)، خانم نینا طوبائی (عضو کمپین  قتل عام 88) و  آقای کاوه شهروز (سخنگوی کمپین) حضور دارند.
در اطلاعیه ی مطبوعاتی کمپین آمده است:” این لایحه در حالی طرح می گردد که انتخابات ریاست جمهوری  در ایران جریان دارد – انتخاباتی که نه آزاد است و نه واقعی- و این فرصتی است که مبارزات جاری برای تأمین حقوق بشر را برجسته کرده و نیز روز اول ماه سپتامبر را به عنوان روز همبستگی با زندانیان سیاسی در ایران نام گذاری کنیم.”
همزمان با ارائه لایحه در مجلس فدرال، در مجالس استانی انتاریو و کبک هم بیانیه ای در این زمینه خوانده خواهد شد.
در تماس با دکتر رضا مریدی، وزیر تحقیقات و نوآوری، از روند کار پرسیدیم. دکتر مریدی گفت، متن بیانیه تهیه شده و روز چهارشنبه، بعد ازظهر، همزمان با ارائه لایحه در مجلس فدرال، خانم دکتر هلینا جسک (Helena Jaczek)نماینده اوک ریجز ـ مارکهام بیانیه ی محکوم کردن کشتارهای سال 67 را خواهد خواند.
با توجه به اینکه وزرا اجازه قرائت بیانیه در مجلس ندارند، لذا دکتر رضا مریدی از همکارش خانم هلینا جسک تقاضا کرده که او بیانیه ی رسمی را در مجلس بخواند.
دکتر مریدی با مهم خواندن این مسئله که “همزمان با مجلس فدرال در مجالس انتاریو و کبک هم بیانیه ی محکومیت کشتارهای سال 67 خوانده می شود”، گفت: اگر رئیس پارلمان بپذیرد می خواهم درخواست کنم بعد از خواندن بیانیه، ایشان برای جانباختگان این جنایات اعلام یک دقیقه سکوت بکنند.
دکتر مریدی وعده داد، ویدیوی قرائت متن بیانیه توسط خانم جسک را برای تماشای عموم روی یوتیوب قرار دهند.
وجود دکتر مریدی در مجلس انتاریو به عنوان یک حامی جدی ایرانیان این شانس را به ما داده تا مسائل مربوط به نقض حقوق بشر در کشورمان ایران را به گوش سیاستمداران کانادایی برسانیم.
دکتر مریدی متن بیانیه ای که قرار است خانم جسک در مجلس قرائت کند در اختیار ما گذاشت. در این بیانیه با اشاره به گذشت بیست و پنج سال از کشتار 67 آمده است: “در تابستان 1988، هزاران زندانی سیاسی بدون محاکمه اعدام شدند. تخمین های محتاطانه نشان می دهد که حدود 5000 زندانی سیاسی ایرانی در طول این مدت جانشان را از دست دادند.
ارزیابی های مستقل حقوقی بسیاری به این نتیجه رسیدند که این کشتار طبق حقوق بین الملل، جنایت علیه بشریت است.
آنهایی که این جنایات را مرتکب شدند، هرگز محاکمه نشدند، و خانواده های قربانیان اینجا در کانادا، و در سراسر جهان، در انتظار عدالت هستند.
در بخش دیگر این بیانیه آمده است:
می خواهیم مردم حوزه های مان بدانند که ما حمایتشان می کنیم.
من افتخار می کنم که ما در استانی زندگی می کنیم که مدارا و آزادی کلماتی نیستند که به آرامی زمزمه شوند، آنها روش زندگی ما هستند.
در پایان بیانیه به مطرح شدن لایحه ی به رسمیت شناختن قتل عام تابستان 1988 به عنوان جنایت علیه بشریت در پارلمان کانادا اشاره و اظهار امیدواری شده که با به رسمیت شناخته شدن این جنایت توسط دولت فدرال، آلام بازماندگان کمی التیام یابد.
(در آخرین ساعاتی که شهروند به زیر چاپ می رفت، به شهروند اطلاع داده شد که روز چهارشنبه 5 جون2013 پس از قرائت بیانیه محکومیت کشتارهای 67 توسط خانم جسک، مجلس انتاریو با پذیرش درخواست دکتر رضا مریدی، به یاد جانباختگان قتل عام تابستان 88 و تمامی کشته شدگان، یک دقیقه سکوت اعلام کرد.)
مهدی کوهستانی یکی از اعضای کمپین در مورد شکل گیری این کمپین به شهروند می گوید، این بحثی ست که از سال گذشته شروع شد اینکه در بیست و پنجمین سالگشت این قتل عام چه کارهایی می توانیم انجام دهیم که این موضوع از ایرانی ها فراتر برود و به گوش جامعه ی کانادایی و مقاماتش هم برسد. با جلسات متعددی با گروه های مختلف اجتماعی، حقوق بشری و فعالان علاقمند و خانواده های کشته شدگان به این نتیجه رسیدیم که می شود کاری کرد و امکان این هست که بشود در این سال کار را فراتر پیش ببریم.
 کوهستانی گفت، ما می خواستیم یک Bill (سند قانونی) به مجلس ببریم، ولی از آنجا که دیدیم در پارلمان مخالفی در هیچ یک از احزاب نیست و می توانند به یک توافق عمومی برسند، به فکر Motion (لایحه) افتادیم. چون از قبل نظر بسیاری از نماینده ها را پرسیده بودیم و متوجه نظر مثبت آنها شده بودیم.
کوهستانی افزود، ما سه مسئله برایمان مهم بود:1ـ اینکه این جنایت علیه بشریت است. 2ـ خاوران به عنوان یکی از سمبل های این جنایت است. 3ـ اینکه بتوانیم یک روز را به عنوان حمایت از زندانیان سیاسی در ایران به رسمیت بشناسیم. چیزی که تداوم سی و پنج سال سرکوب را نشان دهد.
به گفته ی کوهستانی، بعد از گذشت این حدود سه دهه از اعدام ها، چیزی که برای همه ی خانواده ها و همراهان این قربانیان مهم است این است که اولا مشخص شود پشت این جنایت چه کسانی بوده اند و دوم روشنگری به منظور اینکه این جنایات در تاریخ ما دوباره تکرار نشود.
کوهستانی یکی از نقاط قوت این کارزار را، تحکیم روحیه ی همکاری های دمکراتیک دانست و گفت، ما تمام سعی مان را می کنیم تا ایران را به دادگاه بین المللی جزایی بکشانیم برای جنایت برعلیه بشریت. و تا هرجایی که بتوانیم می رویم. اگر در دادگاه های مردمی در ایران فعلا نمی توانیم در خارج این کار را دنبال می کنیم تا آن زمان که بتوانیم در ایران این دادگاه ها را برپا کنیم.
رضا بنایی، از دیگر اعضای این کارزار است. او در پاسخ به این گفته که، “ممکن است همزمانی طرح این لایحه در مجلس کانادا با انتخابات ایران سئوال برانگیز باشد”، گفت: تصور نمی کنم. جمهوری اسلامی ایران سی و چند سال است که به عناوین مختلف در تیترهای خبری است و هر زمان می توانست این تقارن با یک مسئله ای در ایران پیدا شود. با توجه به این که کانادا کشوری پرقدرت است که رابطه اش با کشورهای دیگر مانند آمریکا نیست که طمعی در کشورهای دیگر داشته باشد و اگر آمریکا قرار بود این را در دستور کار قرار دهد چون خودش مورد سئوال هست شاید مورد پذیرش خیلی ها قرار نمی گرفت، اما کانادا به خاطر سابقه ی آزادیخواهی اش با به رسمیت شناختن این کشتار به عنوان اولین کشور در جهان می تواند برای ما ایرانیان دستاورد خوبی داشته باشد.
کیاوش نجفی، رئیس دفتر آقای توماس مولکر، رهبر حزب نیودمکرات که حزب اپوزیسیون رسمی دولت است، که برای طرح این لایحه در مجلس تلاش زیادی کرده است.
با او در اتاوا تماس گرفتیم، ولی متاسفانه به دلیل حضور در جلسه نتوانست با شهروند گفت وگو کند و آن را به بعد موکول کرد.
از آقای بنایی در مورد اقدامات آقای نجفی پرسیدم. او گفت، ایشان خیلی زحمت کشیدند و در تهیه و تنظیم این لایحه سهم بسیار موثری داشتند. در هماهنگ کردن و تنظیم روابط و بسیاری مسائل در پشت صحنه بین سیاستمداران داخل ان دی پی و در جاهای دیگر بسیار یاریگر ما بودند.
این لایحه توسط آقای پاول دوئر، منتقد امور خارجه ی حزب دمکرات نو کانادا NDP  در پارلمان کانادا طرح می گردد.
طرح توکا نیستانی
طرح توکا نیستانی
بنایی در مورد چگونگی انتخاب نماینده ی ان دی پی گفت، ما در درجه ی اول منافع ایرانیان را مد نظر قرار دادیم.  اگر این لایحه توسط محافظه کاران به مجلس برده می شد، ممکن بود اپوزیسیون با آن مخالفت کند، بررسی کردیم و دیدیم بهتر است از اقلیت شروع کنیم و به اکثریت برسیم. در حقیقت این رویه ای سیاستمدارانه بود و تصمیم گرفتیم توسط “ان دی پی” به مجلس ارائه شود.
به گفته ی آقای بنایی، انتظار می رود این لایحه مورد حمایت و موافقت همه ی احزاب پارلمانی، اعم از احزاب محافظه کار نو، لیبرال، و نیز حزب بلوک کبک قرار گیرد.
محمد حق شناس عضو فعال دیگر در این کارزار است. او از حامیان ایران تریبیونال بوده. حق شناس در مورد شکل گیری کمپین قتل عام 67 گفت، پس از برگزاری ایران تریبیونال در لاهه، سئوال این بود که قدم بعدی چیست؟ پس از بزرگداشت سال گذشته در تورنتو، جلسه ای گذاشتیم تا قدم های بعدی را بررسی کنیم و به این جمع بندی رسیدیم که چنین کاری کنیم و کمپین آغاز شد.
حق شناس در مورد انتخاب تاریخ ارائه لایحه به مجلس گفت، قرار بود هرچه زودتر این را ارائه کنیم و اولین تاریخ ما در ماه مارچ بود و بعد اپریل، ولی آمادگی پارلمان هم مطرح بود و تدارکاتی که ما باید انجام می دادیم و این شد که به ماه جون کشید.
حق شناس به تلاش هایی که در این مدت توسط اعضای کارزار صورت گرفته تا بتوانند مجالس استانی را با مجلس فدرال همراه کنند، اشاره کرد و تأکید کرد علیرغم این تلاش ها آنها توانستند تنها همراهی انتاریو و کبک را داشته باشند و در سایر استان ها از جمله بریتیش کلمبیا موفق نشدند.
حق شناس در مورد فراموش نکردن موضوع اعدام های دهه شصت گفت، درست است که تمرکز این کمپین بر کشتارهای تابستان 67 است ولی دربرگیرنده ی اعدام های دهه شصت هم هست. بویژه اینکه در دهه ی شصت جمهوری اسلامی سن قضایی را برای دختران 9 سال و پسران را 15 سال قرار داده بود و چیزی را که باید توجه داشت اینکه جمهوری اسلامی در این دهه، صدها کودک را اعدام کرد و باید در این زمینه تحقیقاتی صورت بگیرد. اگر ما 67 را اعلام کردیم چون این زمان نقطه عطفی بود و بسیار وحشیانه انجام گرفت.
آقای حق شناس قدم بعدی را تماس با ایرانیان در کشورهای دیگر خواند تا ترغیب شوند چنین کاری را با دولت کشورهای میزبانشان پیش ببرند.
قرار است چهارشنبه، همزمان با انتاریو و اتاوا، در کبک هم، دکتر امیر خدیر، بیانیه ی محکومیت کشتارهای 67 را در مجلس استانی کبک بخواند.
با او نیز تلفنی تماس گرفتم، ولی به دلیل حضور در جلسه، گفت وگو را به بعد موکول کرد. به هر حال، به دلیل نگاه انسانی دکتر خدیر و تلاش های انساندوستانه و حقوق بشرانه اش، چه در قبال کانادا و چه ایران، این انتظار از او می رفت که در قبال این جنایت ساکت ننشیند و سیاستمداران کبکی را از آنچه که بر مردم ایران رفته و می رود، آگاه نکند.
(دکتر خدیر در ساعات پایانی چاپ شهروند با ما تماس گرفت و گفت که  در حال کار برای ارائه بیانیه به پارلمان کبک هستند و قرار است این امر پنجشنبه 6 جون انجام شود و قول دادند از نتیجه ما را مطلع کنند.)
با خسته نباشید به تمامی دست اندرکاران کمپین، پیشاپیش این پیروزی را به آنها و به مردم ایران و خانواده های قربانیان سرکوب های این سه دهه تبریک می گوییم.
فعالیت های کارزار را در سایت آن دنبال کنید: massacre88.com

بیانیه مطبوعاتی

چهارشنبه پنجم ژوئن 2013
برای انتشار فوری

کانادا  قتل عام زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را به عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت شناخت


اتاوا- امروز پارلمان کانادا ، لایحه ی کشتار زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را مورد بررسی قرار داد و  شجاعانه و به اتفاق آرا،  تحت قانون بین الملل، آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به رسمیت شناخت. به این ترتیب، در بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی ایران، کانادا اولین کشور در جهان است که جنایتی را که طی آن نزدیک به 5000 زندانی سیاسی  کشته شدند را، جنایت علیه بشریت قلمداد می کند.
لایحه ی یادشده  توسط آقای پاول دوئر، منتقد امور خارجه ی حزب دمکرات نو کانادا  (ان- دی – پی )  در پارلمان کانادا
عرضه شد و مورد پشتیبانی همه ی احزاب پارلمانی قرار گرفت. گذشته از جنایت علیه بشریت قلمداد کردن کشتار زندانیان سیاسی در تابستان  1367، لایحه ی مذکور با نام  گذاری روز اول ماه سپتامبر به عنوان روز همبستگی با زندانیان سیاسی در ایران مبارزات جاری برای تأمین حقوق بشر در کشور را برجسته کرد.
در کانادا کمپین “قتل عام 88 ” که در برگیرنده ی  ایرانی- کانادائی های دانشگاهی، حقوقدان، روزنامه نگار، فعالین کارگری و حقوق بشر می باشد برای برگزاری بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 تلاش می کند.
کاوه ی  شهروز حقوقدان و سخنگوی کمپین ” قتل عام 88 ” گفت : من از طرف  کمپین ” قتل عام 88 ” و هزاران خانواده ی داغداری که عزیزانشان را در کشتار تابستان 1367 از دست داده اند، از اعضای پارلمان کانادا به خاطر قدم بزرگ و تاریخی ای که امروز برداشتند تشکر می کنم. “آنها که در کشتار تابستان 1367 دست داشتند امروز همچنان در قدرتند . اما امروز پارلمان کانادا برای جوابگویی و حکم کردن قانون ایستاد.”
در کنفرانس مطبوعاتی ای که پیش از تصویب لایحه برگزارشد،  آقای پاول دوئر (نماینده ی پارلمان از حوزه ی اوتاوا سنتر حزب  دمکرات نو کانادا) تآکید کرد که این لایحه مهم پشتیبانی هر سه حزب ان دی پی، لیبرال و محافظه کار را دارد. و آقای ایروین کوتلر (نماینده ی پارلمان کانادا از حوزه ی ماونت رویال  حزب لیبرال کانادا) اضافه کرد: ضمن ابراز همدردی با خانواده قربانیان بر قبول این لایحه تأکید کرد. و آقای جیمز بزان ( نماینده ی پارلمان از حوزه ی سلکریک- انتر لیک – حزب محافطه کار کانادا) کوشش کنشگران حقوق بشر حقوق بشر که جنایات سران جمهوری اسلامی را مستند می کنند، مورد توجه قرار داد.
برای بسیاری از ایرانی- کانادائی ها، قتل عام تابستان 1367، که طی آن نزدیک به 5000 زندانی سیاسی  در کمتر از دو ماه کشته شدند، جنبه ی  شخصی و سیاسی دارد.
 نینا طوبایی، عضو  کمپین “قتل عام 88 ” بیان کرد: ” برادرم سیامک طوبایی در سن 18 سالگی  در سال 1367 اعدام شد. دو نفر از دایی هایم پیش از آن  در دهه ی 1380 توسط جمهوری اسلامی کشته شدند.  مادرم که رنج از دست دادن  دو برادر و پسرش را طی این سالها تحمل کرده  و نیز بستگانم  پس از آن هر گز روی آرامش ندیده اند.
ما احساس می کنیم که به اجرای عدالت نزدیک می شویم؛ ازاین بابت از پیشگامی کانادا در به رسمیت شناختن آن جنایت علیه بشریت تشکر می کنم.”

اطلاعات زمینه
طرح لایحه همزمان شد با کمپین جهانی در بیست و پنجمین سالگرد آن جنایت  برای بزرگداشت  وبرگزاری یادمان آن انسانهای شریفی که در گورستان دسته جمعی خاوران و یا دیگر گورهای دسته جمعی ایران غنوده اند.
در تابستان 1367 آیت الله خمینی طی  فتوایی دستور داد که همه ی زندانیان سیاسی که در موضع مخالفت با جمهوری اسلامی ایران هستند اعدام شوند. نزدیک به 5000 زندانی سیاسی در آن تابستان قتل عام شدند و تا امروز رژیم ایران از پذیرش مسئولیت آن سر باز زده است. این رژیم حتی خانواده های آن زندانیان سیاسی را از برپایی مراسم یادمان و بزرگداشت برای آنها منع کرده است.
متنی  که به تصویب پارلمان کانادا رسید
پارلمان کانادا لایحه ی زیر را امروز به اتفاق آرا به تصویب رساند.
“این مجلس کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را جنایت علیه بشریت قلمداد کرده و آن را محکوم می کند؛ و در بزرگداشت یاد آن هایی که در گورستان دسته جمعی خاوران و دیگر گورهای دسته جمعی ایران به خاک سپرده شده اند، روز اول سپتامبر را روز همبستگی با زندانیان سیاسی ایران اعلام می دارد.”

تاریخچه قتل عام
این تابستان  بیست و پنجمین سالگرد بزرگترین شقاوت دولتی در تاریخ معاصر ایران است. در تابستان 1367، به فاصله ی کوتاهی پس از جنگ ایران و عراق، دولت ایران هزاران زندانی سیاسی را به خاطر باورهایشان اعدام کرد.
دستور این قتل عام توسط  رهبر مذهبی ایران، آیت الله خمینی صادر شد. هر شاخه ای از دولت وقت ایران در اجرای  دستور قتل عام، نقشی بازی کرد. تا امروز هیچ کس  برای انجام آن جنایت علیه بشریت، مسئولیتی به عهده نگرفته است و اجساد قربانیان آن جنایت همچنان در گورهای دسته جمعی گوشه و کنار ایران است. (برای اطلاع بیشتر می توانید به وبسایت کمپین ” قتل عام 88 ” مراجعه کنید.)
کمپین ” قتل عام 88 ” براین باور است که شناسایی بین المللی آن کشتار دسته جمعی به عنوان جنایت علیه بشریت، اولین گام برای به دست آوردن عدالت  در رابطه با قربانیان کشتار جمعی تابستان 1367 و خانواده هایشان می باشد.
درباره ی کمپین ” قتل عام 88 “
کمپین “قتل عام 88 ” در برگیرنده ی  ایرانی- کانادائی های دانشگاهی، حقوقدان، روزنامه نگار، فعالین کارگری و حقوق بشری می باشد . اگر چه بعصی از اعضای کمپین به تشکل های سیاسی تعلق دارند ولی کمپین “قتل عام 88 ” به هیچ تشکل و حزب سیاسی  وابستگی ندارد.
یکی  از هدف های  کمپین “قتل عام 88 ” این است که  قانونگذاران کانادایی را ترغیب کند که کانادا – خانه ی یکی از بزرگترین جمعیت  ایرانیان پراکنده در جهان -  اولین کشوری در جهان باشد که به رسمیت بشناسد آنچه  را که بسیاری از تشکل های پیشتاز بین المللی در زمینه ی حقوق بشر مانند: دیده بان حقوق بشر و مرکز اسناد حقوق بشر ایران، پیش از این به رسمیت شناخته اند. و آن این که کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 ، تحت قانون مرسوم بین المللی  و اساسنامه دادگاه جنایی بین‏المللی رم، جنایت  علیه بشریت محسوب می شود.
————

ابراز همدردی وزرای امور خارجه و مهاجرت و چندفرهنگی با خانواده های قربانیان قتل عام 67 در ایران

شهروند ـ جان برد وزیر امور خارجه و جیسون کنی وزیر مهاجرت و چندفرهنگی از سوی دولت کانادا بیانیه زیر را صادر کردند.
بدینوسیله از سوی دولت کانادا همدردی خود را با خانواده های هزاران تن از ایرانیان که در روند این سه دهه از زمان برقراری حکومت جمهوری اسلامی در ایران قربانی این رژیم شده اند، اعلام می دارد. کانادا خود را در رنج آنها که عزیزانشان را از دست داده اند، شریک می داند.
کانادا فراموش نمی کند که وضعیت هراسناک کنونی ریشه در رژیم توخالی ایران دارد. سرکوب دگراندیشان و خاموش کردن سیستماتیک صدای مردمسالاری با دستور بالاترین سطوح رژیم مذهبی ـ نظامی خودسر و به دست عاملان تروریستی آن یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حزب الله صورت می گیرد.
ما بدینوسیله کوشش های کنشگران حقوق بشر را که پیگیرانه جنایات بیشمار سران جمهوری اسلامی را مستند می کنند، ارج می گذاریم. در سایه ی این اسناد است که جنایات بیشمار و هراسناک این رژیم فراموش نخواهد شد.
ما تابستان 25 سال پیش یعنی تابستان 67 را فراموش نخواهیم کرد که طی آن رژیم هزاران زندانی و مخالف سیاسی خود را نابود کرد. ما زهرا کاظمی را فراموش نخواهیم کرد. او ده سال پیش در چنین روزهایی در زندانی در ایران کشته شد. ما فراموش نخواهیم کرد آن ایرانیان بی گناهی را که با زندان، شکنجه و اعدام مواجهند، زیرا تنها گناهشان به زیر سئوال بردن اعمال وحشیگرانه ی رژیم است.
ـــــــــــ

توجه گسترده رسانه های کانادایی به کمپین قتل عام 88

شهروند ـ به دلیل رویکرد فعالانه کمپین قتل عام 88، رسانه های کانادایی این موضوع را به طور گسترده تحت پوشش قرار دادند. مقاله ی کاوه شهروز در اتاواسیتیزن، مقاله ی دیگری از او مشترک با اروین کاتلر در “گلوب اندمیل”، و مصاحبه ی کوتاه مک لینز  با کاوه شهروز و سیماسحر زرهی و همچنین مصاحبه های تلویزیونی سخنگوی کمپین با کانال های کانادایی، افکار عمومی کانادا را با کشتار دهه شصت در ایران آشنا کرده است.
در حالی که منتظر خبری از اتاوا و مجلس فدرال کانادا درخصوص به رسمیت شناختن قتل عام 67 به عنوان “جنایت علیه بشریت” هستیم، مجله ی مک لینز مقاله ای منتشر کرده با عنوان “قتل عام در ایران را به یاد داشته باشیم”.
در این مقاله با اشاره به اینکه چهارشنبه روزی ست که پارلمان کانادا تصمیم خود را در این زمینه خواهد گرفت، از کاوه شهروز که دایی خود را در این قتل عام از دست داده، آمده است: در حال حاضر این حرکت سمبلیک است، اما کاملا هم سمبلیک نیست. آنچه که 25 سال پیش اتفاق افتاد، کمک می کند تا آنچه در ایران امروز اتفاق می افتد، بهتر درک کنیم. این همان فرهنگ مصونیت در برابر مجازات است.
سیماسحر زرهی اما امیدوار است که با مسئول دانستن رژیم ایران در قبال قتل عام 1988، کمک شود تا دیالوگ درمورد ایران؛ دیالوگی که اغلب محدود بوده به اینکه ایران تهدیدی برای جهان است، تغییر یابد به دیالوگی که رژیم ایران به  نقض حقوق شهروندان خودش ادامه می دهد. سیماسحر زرهی می افزاید، تاکنون [در دیالوگ ها] فقدان تمرکز بر نقض حقوق بشر وجود داشته و اینکه بزرگترین تهدید رژیم برای مردم خودش است.
در ادامه ی این مقاله آمده است: قربانیان این کشتار از تفکرات مختلف بودند، از لیبرال ها تا چپ ها تا مجاهدین خلق ـ که کانادا تا همین اواخر آنها را سازمانی تروریستی می دانست. این کمپین به هیچ گروه و سازمان سیاسی وابستگی ندارد.

ابراز همدردی وزرای امور خارجه و مهاجرت و چندفرهنگی با خانواده های قربانیان قتل عام 67 در ایران

ابراز همدردی وزرای امور خارجه و مهاجرت و چندفرهنگی با خانواده های قربانیان قتل عام 67 

در ایران

جان برد وزیر امور خارجه و جیسون کنی وزیر مهاجرت و چندفرهنگی از سوی دولت کانادا بیانیه زیر را صادر کردند.
بدینوسیله از سوی دولت کانادا همدردی خود را با خانواده های هزاران تن از ایرانیان که در روند این سه دهه از زمان برقراری حکومت جمهوری اسلامی در ایران قربانی این رژیم شده اند، اعلام می دارد. کانادا خود را در رنج آنها که عزیزانشان را از دست داده اند، شریک می داند.

کانادا فراموش نمی کند که وضعیت هراسناک کنونی ریشه در رژیم توخالی ایران دارد. سرکوب دگراندیشان و خاموش کردن سیستماتیک صدای مردمسالاری با دستور بالاترین سطوح رژیم مذهبی ـ نظامی خودسر و به دست عاملان تروریستی آن یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حزب الله صورت می گیرد.
ما بدینوسیله کوشش های کنشگران حقوق بشر را که پیگیرانه جنایات بیشمار سران جمهوری اسلامی را مستند می کنند، ارج می گذاریم. در سایه ی این اسناد است که جنایات بیشمار و هراسناک این رژیم فراموش نخواهد شد.
ما تابستان 25 سال پیش یعنی تابستان 67 را فراموش نخواهیم کرد که طی آن رژیم هزاران زندانی و مخالف سیاسی خود را نابود کرد. ما زهرا کاظمی را فراموش نخواهیم کرد. او ده سال پیش در چنین روزهایی در زندانی در ایران کشته شد. ما فراموش نخواهیم کرد آن ایرانیان بی گناهی را که با زندان، شکنجه و اعدام مواجهند، زیرا تنها گناهشان به زیر سئوال بردن اعمال وحشیگرانه ی رژیم است.
برگرفته از: نشریه اینترنتی شهروند


شادباش به همه آزادگان! به مردم ایران!

شادباش به همه آزادگان! به مردم ایران! 

در آستانه بیست و پنجمین سالگرد کشتار جمعی چندین هزار زندانی سیاسی در سال 1367 به دست جلادان جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه پنجم ژوئن 2013، پارلمان کانادا با تصویب لایحه پیشنهادی یک حزب مترقی کانادایی، این کشتار را به عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت شناخت. این پیروزی بزرگی برای همه آزادگان و مردم ایران است و حاصل تلاش بی دریغ افراد و نیروهای ایرانی و کانادایی است که برای دفاع از آزادی و حقوق بشر در ایران مبارزه می کنند. آنها و هزاران ایرانی و غیر ایرانی آزادیخواه در سراسر جهان، بیست و پنج سال است که تکرار می کنند : 

نباید فراموش شود، هرگز! هرگز! هرگز! 

باید حضور هماره و همیشگی یاد و خاطره همه آن عزیزانی که بر سر پیمان خود با مردم ایستادند و از نثار جان خویش دریغ نکردند، همه آن سرهای پُر شوری که با عشق به آزادی و عدالت بر سر دار رفتند، تبدیل به وجدان جمعی مردم ایران گردد :

برای پیشگیری از تکرار! برای پیشگیری از تکرار!

در سال گذشته نیز در شهر فرانکفورت و در خانه «آنا فرانک» که خود سمبلی از جنایت های فاشیسم هیتلری است، با تلاش پیگیر منیره برادران و پرستو فروهر، نمایشگاهی از یادگارهای جانباختگان راه آزادی ایران در دهه شصت، برگزار شد. نمایشگاهی که فاصله ها را از میان بر می داشت. نمایشگاهی که زمان و مکان را حذف می کرد و تو را رو در روی آن عزیزان قرار می داد. می خواستی دست دراز کنی و وجود پُر شور و سرشار از زندگی آنها را لمس کنی. انگار که بیست و چهار سال از آن تابستان شوم نگذشته است و انگار که خاک های سرد خاوران ها، تنها کابوسی تیره است که تو پس می زنی و از ورای آن یادگارها، با منوچهر و  کریم و هبّت، با لاله و معصومه و شیدا به گفتگو می نشینی.
این فیلم، دیدار تعدادی از ایرانیان پاریس را از این نمایشگاه نشان می دهد. دیداری که می خواست در کنار هزاران حرکت کوچک و بزرگ دیگر، یاد آن عزیزان را زنده نگه دارد و سپاسی باشد از منیره برادران، پرستو فروهر و دیگر عزیزانی که برای برپایی این نمایشگاه تلاش کردند.


لایحه در مورد کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی ایران برای بررسی و تصویب توسط پارلمان کانادا


لایحه در مورد کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی ایران برای بررسی و تصویب توسط پارلمان کانادا

اوتاوا-  در روز چهارشنبه پنجم ژوئن، پارلمان کانادا لایحه ئی را در دستور بررسی قرار می دهد، که اگر به تصویب برسد، کاناد اولین کشوری در سراسر گیتی خواهد بود که کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در تابستان 1367 را به مصداق جنایت علیه بشریت به رسمیت می شناسد. این تابستان، بیست و پنچمین سال گشت آن کشتار است.
این لایحه در حالی طرح می گردد که انتخابات ریاست جمهوری  در ایران جریان دارد - انتخاباتی که نه آزاد است و نه واقعی- و این فرصتی است که مبارزات جاری برای تأمین حقوق بشر را برجسته کرده و نیز روز اول ماه سپتامبر را به عنوان روز همبستگی با زندانیان سیاسی در ایران نام گذاری کنیم.

در کانادا، کمپین  www.Massacre88.com    که شامل ایرانی- کانادائی های دانشگاهی، حقوقدان، روزنامه نگار، فعالین کارگری و حقوق بشر می باشد در تلاش برای برگزاری بیت و پنجمین سالگرد است.
این لایه توسط آقای پاول دوئر، منتقد امور خارجه ی حزب دمکرات نو کانادا NDP  در پارلمان کانادا طرح می گردد، و انتظار می رود مورد حمایت و موافقت همه ی احزاب پارلمانی، اعم از احزاب محافظه کار نو، لیبرال، و نیز حزب بلوک کبک قرار گیرد.

کنفرانس مطبوعاتی در باره لایحه:
زمان:
چهارشنبه پنجم ژوئن، ساعت 1:30 بعد از ظهر
مکان:
Charles Lynch Room, 130-S, Centre Block Parliament Hill
شرکت کننده گان در کنفرانس مطبوعاتی :
آقای جیمز بزان ( نماینده ی پارلمان از حوزه ی سلکریک- انتر لیک – حزب محافطه کار کانادا)، آقای ایروین کوتلر (نماینده ی پارلمان کانادا از حوزه ی ماونت رویال از حزب لیبرال کانادا)، آقای پاول دوئر (نماینده ی پارلمان از حوزه ی اوتاوا سنتر از حزب  دمکرات نو کانادا، خانم نینا طوبائی ( عضو کمپین  www.Massacre88.com  ( و  آقای کاوه شهروز (سخنگوی کمپین  www.Massacre88.com  (

تلفن تماس:
محمد حق شناس   تلفن :
 2074-571 -+ 1 416
رضا بنائی           تلفن:
 6177-904-1 416

پژواک فریادهای فروخورده ی هزاران زندانی سیاسی قتل عام شده در تابستان67 13


پژواک  فریادهای فروخورده ی هزاران زندانی سیاسی قتل عام شده در تابستان67 13

به همت و تلاش خستگی ناپذیر کمپین "قتل عام 88 " ، روز چهارشنبه پنجم ژوئن  3 201  پارلمان کانادا لایحه ی زیر را به اتفاق آرا به تصویب رساند:

" این مجلس کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران در تابستان 1367 را جنایت علیه بشریت قلمداد کرده و آنرا محکوم می کند  و در بزرگداشت یاد آنهایی که در گورستان دسته جمعی خاوران و دیگر گورهای دسته جمعی ایران به خاک سپرده شده اند ، روز اول سپتامبر را روز همبستگی با زندانیان سیاسی ایران اعلام می دارد."
همچنین در این روز پارلمان انتاریو درکوینز پارک تورنتو نیز با حضور دهها ایرانی شاهد یک رویداد مهم در باره ایران 
بود.  در این روز خانم دکتر هلنا جکسک نماینده انتاریو از شمال ریچموند هیل ، بیانیه ای در محکوم کردن جمهوری اسلامی و همدردی با قربانیان جنایات رژیم ایران بویژه قربانیان قتل عام سال   1367  به شرح زیر خواند:

"تابستان امسال بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در ایران است. در تابستان 1988، هزاران زندانی سیاسی بدون محاکمه اعدام شدند. تخمین های محتاطانه نشان می دهد که حدود 5000 زندانی سیاسی ایرانی در طول این مدت جانشان را از دست دادند.
ارزیابی های مستقل حقوقی بسیاری به این نتیجه رسیدند که این کشتار طبق حقوق بین الملل، جنایت علیه بشریت است.
آنهایی که این جنایات را مرتکب شدند، هرگز محاکمه نشدند، و بازماندگان  قربانیان در انتاریو ، و در سراسر جهان، منتظر عدالت هستند.
 ما می خواهیم مردم حوزه های انتخاباتی ما بدانند که ما حمایتشان می کنیم.
امروز لایحه قتل عام  تابستان ١٩٨٨ به عنوان جنایت علیه  بشریت در پارلمان کانادا مطرح شده و امیدوارم که به رسمیت شناخته شدن این جنایت توسط پارلمان فدرال کمی از دردهای ایرانیان در سراسر کانادا را  التیام بخشد ."
در همین نشست به پیشنهاد دکتر رضا مریدی برای ادای احترام به زندانیان قتل عام شده در سال شصت و هفت یک دقیقه سکوت درخواست و اجرا شد .


۱۳۹۲ خرداد ۱۵, چهارشنبه

منصوره بهکیش : باز هم مادری دیگر از عاشقان خاوران از میان ما رفت!

بیداران

40-1
 
باز هم مادری دیگر از عاشقان خاوران از میان ما رفت!
منصوره بهکیش
مادر معینی از سال ۱۳۴۶ با مساله زندان و زندانیان سیاسی و مقاومت خانواده ها آشنا می شود و رابطه عمیقی با خانواده های زندانیان سیاسی برقرار می کند که نتیجه این رابطه تا هم اکنون نیز ادامه دارد. او همواره نسبت به زندانی کردن فرزندان اش و دیگر زندانیان که برای عقیده شان به زندان افتاده یا کشته شده بودند، معترض بود و به اشکال مختلف اعتراض اش را نشان می داد و در تجمع های مادران و خانواده ها در دادگستری تهران نیز نقش فعالی داشت. او به صورت فردی نیز تلاش زیادی می کرد تا فرزندان اش را از گزند حاکمان جبار رهایی دهد و در خانواده الگوی خوبی برای تمامی اعضای خانواده بود.
با تاسف فراوان، عفت الشریعه خانم مریدی (مادر معینی)، روز جمعه سوم خرداد در بیمارستان رسول اکرم تهران به کما رفت و با چندین بار احیا نیز به زندگی بارنگشت. ریه او به شدت بیمار بود و چندین سال با دستگاه اکسیژن زندگی می کرد. این زن مبارز و خستگی ناپذیر، زندگی را با تمام فراز و فرودهای آن دوست داشت و همواره مرگ را پس می زد، ولی این بار تن رنجورش تاب نیاورد و از میان ما رفت.
او را شنبه چهارم خرداد برای شست و شو به بهشت زهرای تهران و از آنجا به خرم آباد منتقل کردند. یک روز نیز او را در سردخانه خرم آباد نگهداری کردند تا شاید دردانه پسرش بهرنگ، بتواند خود را به مادر برساند و برای آخرین بار با او وداع کند، ولی کمی دیر رسید. خبر درگذشت مادر برای او که عاشقانه دوست اش می داشت و مادر هم او را، شوک بزرگی بود و اوضاع روحی و جسمی اش را به هم ریخت. این شرایط باعث شد به او اجازه پرواز ندهند و دو بار او را از هواپیما پیاده کنند و بالاخره برای بار سوم، با گواهی پزشک، اجازه پرواز گرفت و صبح روز دوشنبه رسید، ولی مادر را روز یک شنبه بعداز ظهر در گورستان خضر خرم آباد به خاک سپرده بودند.
 
در تهران و خرم آباد چه گذشت؟
در شست و شوی خانه فوت شدگان در بهشت زهرا، بسیاری از اعضای خانواده و هم چنین تعدادی از دوستان جمع شده بودند. دخترش ژاله با بی قراری دایم مادر را صدا می زد و با نوه ها اشک می ریختند. بخصوص پس از شست و شو، تعدادی از اعضای خانواده از پیر و جوان برای همراهی با او راهی خرم آباد شدند و جنازه اش را نیز با آمبولانس به آنجا فرستادند. دو دختر دیگرش پریوش و شکوفه نیز با تعداد زیادی از فامیل و دوستان در آنجا انتظار می کشیدند و ساعت های پایانی شب به آنجا رسیدیم. با ورود ما همه فامیل "وی وی" کنان، غم و اندوه خود را نشان می دادند و اشک می ریختند.
این صحنه قلب ام را تکان داد و مرا به سی و دو سال پیش برد. زمانی که جنازه سیامک اسدیان (همسر خواهرم) را با آمبولانس از تهران به خرم آباد بردیم و تعداد زیادی از مردم، از فامیل تا دوست و همسایه در خیابان و اطراف خانه جمع شده و با سر و رویی آشفته، بر سر و صورت خود چنگ می انداختند و مویه و زاری می کردند. مراسم خاک سپاری با خواندن شعرهای زیبایی به زبان لری و شیون و زاری انجام شد. عصر همان روز نیز مراسم با شکوهی با شرکت جمعیت زیادی در مسجد خرم آباد برگزار شد. خانواده معینی و اعظمی به احترام "مادر" در طول تمام مراسم ایستاده بودند و مردم می آمدند و با یکایک آنها همدردی می کردند. مکالمه جالبی هم بین صاحبان عزا و مهمان ها رد و بدل می شد، وقتی مهمان ها می آمدند، نزد صاحبان عزا می رفتند و روبروی همدیگر می ایستادند و نام کشته یا فوت شدگان صاحب عزا را به زبان لری می آوردند، صاحبان عزا نیز متقابلا نام کشته یا فوت شدگان مهمان ها را به زبان می آوردند و هر دو طرف، دست های شان را به روی صورت خود می کشیدند و "وی وی" می کردند.
عصر باز هم رفت و آمد فامیل ادامه داشت. سپس نزد مش ماهی(مادر اسفندیار معینی- زن عموی و دختر عموی بزرگ خانواده) رفتیم. او شیرزنی دلیر و مقاوم است و شعرهای زیبایی به زبان لری خواند و اشک همه (حتی من که لهجه لری را درست نمی فهمیدم) را در آورد. سه شنبه نیز با کوله باری از درد و اندوه و قلبی مملو از عشق به واسطه آشنایی با خوبانی از منطقه دلیران لرستان و شوری برای ادامه زندگی و آینده ای روشن به تهران بازگشتیم. چهارشنبه عصر نیز مراسم با شکوهی در مسجد نور تهران در میدان فاطمی برگزار شد. با اینکه اطلاع رسانی عمومی بسیار محدود بود زیرا روزنامه های شرق و همشهری از چاپ اطلاعیه به واسطه نام هبت و بهروز خودداری کردند و فقط روزنامه بهار در قطعی کوچک آن را چاپ کرد، ولی با تمام این محدودیت ها و محرومیت ها، تعداد زیادی از دوستان و رفقا خبردار شده و آمده بودند. حضور آقای درویشیان بر روی صندلی چرخ دار با همسر مهربان اش شهناز، همه را خوشحال کرد و قلب مان را به درد آورد. جالب توجه اینکه، رندگی نامه مادر را در مسجد خرم آباد به طور کامل خواندند، ولی در تهران در بار دوم، بخش های اصلی آن را به بهانه کمبود وقت، سانسور کردند.
 
مادر معینی چگونه زیست؟
مادر معینی در سال ۱۳۰۸ در خرم آباد در خانواده ای فرهنگی و با سواد به دنیا می آید و کودکی را به خوبی سپری می کند، درس می خواند و با شش کلاس معلم می شود. او از همان دوران کودکی به کتاب و کتاب خوانی علاقه زیادی داشت ولی خیلی زود در سن ۱۴ سالگی با آقای حجت الله معینی چاغروند که ایشان هم اهل مطالعه بود، ازدواج می کند. نتیجه این ازدواج پنج دختر و پنج پسر بود. فرزانه درپنج سالگی و احسان در یک سالگی فوت می کنند، نخستین ضربه روحی به مادر، مرگ فرزانه بود. شرایط نامتعارف زندگی زناشویی با همسرش، او را درگیر مسایل و مشکلات بسیاری می کند ولی این فشارها او را از پا نیانداخت و با اراده ای قوی توانست فرزندانی برومند و تحصیل کرده به جامعه تحویل دهد.
عفت خانم تنها فرزند خانواده بود و پدرش پس از ازدواج او، دوباره ازدواج می کند و صاحب دو دختر و دو پسر می شود. خواهران و برادران ناتنی با فرزندان "عفت خانم" بزرگ می شوند(ولی متاسفانه دو برادر را در سال های بعد در دهه شصت از دست می دهد. محمدباقر در جریان بمباران خرم آباد کشته می شود و برادر دیگرش مصطفی چند سال بعد بر اثر عارضه قلبی فوت می کند). او پس از ازدواج معلمی را ترک می کند ولی چند سال بعد با تشکیل سازمان زنان به نهضت مبارزه با بی سوادی و فعالیت های اجتماعی این سازمان می پیوندد و به بی سوادها نیز درس می دهد. این زن پر تلاش بعدها که فرزندان اش بزرگ می شوند و درگیر رفت و آمدهای مکرر برای ملاقات می شود، از این سازمان بیرون می آید.
پسر بزرگ اش هبت(همایون)، در نوجوانی به روابط ناعادلانه ارباب و رعیتی پی می برد و اولین جوشش مبارزه با بیدادگری در وجودش شعله ور می شود. سپس در سال ۱۳۴۲ به فعالیت های مذهبی علاقمند می شود و اعلامیه های آقای خمینی را پخش می کند. چند سال بعد در آبان سال ۱۳۴۶ بازداشت می شود و با مطالعه بیشتر، به مارکسیسم گرایش پیدا می کند و پس از آزادی به فعالیت های سیاسی روی می آورد. دوباره در سال ۱۳۵۱ بازداشت و در سال ۱۳۵۶ از زندان قصر آزاد می شود. بهروز نیز به فعالیت های سیاسی روی می آورد و در سال ١٣٥٢ در ارتباط با گروه هوشنگ اعظمی دستگیر می شود. او حدود پنج سال در زندان می ماند و با گروهی از زندانیان در سوم آبان ۱۳۵۷، از زندان آزاد می‌شود.
مادر معینی از سال ۱۳۴۶ با مساله زندان و زندانیان سیاسی و مقاومت خانواده ها آشنا می شود و رابطه عمیقی با خانواده های زندانیان سیاسی برقرار می کند که نتیجه این رابطه تا هم اکنون نیز ادامه دارد. او همواره نسبت به زندانی کردن فرزندان اش و دیگر زندانیان که برای عقیده شان به زندان افتاده یا کشته شده بودند، معترض بود و به اشکال مختلف اعتراض اش را نشان می داد و در تجمع های مادران و خانواده ها در دادگستری تهران نیز نقش فعالی داشت. او به صورت فردی نیز تلاش زیادی می کرد تا فرزندان اش را از گزند حاکمان جبار رهایی دهد و در خانواده الگوی خوبی برای تمامی اعضای خانواده بود.
در جریان تظاهرات خیابانی مردم بر علیه شاه نیز شرکت فعال داشت و همواره کنار فرزندان اش بود و به بچه های زخمی نیز کمک می کرد و آنها را به داخل خانه خود می برد تا از گزند حمله ماموران در امان باشند. فرزندش بهروز نیز در تظاهرات خیابانی تیر می خورد، ولی جان سالم به در می برد. با سقوط حکومت پادشاهی، نور امیدی در دل این مادر و تمامی اعضای خانواده روشن می شود، با این گمان که دوران سختی ها و مرارت ها و زندان و شکنجه پایان یافته است و در "جمهوری اسلامی" می توانند آزاد و رها از قید ظلم و بندگی، آسوده زندگی کنند، چه خیال باطلی!
در ۱۴ مرداد ۱۳۵۸ بهروز در یک تصادف مشکوک فوت می کند!؟ غم از دست دادن او برای مادر و تمام خانواده خیلی گران بود ولی باز تاب آورد تا دیگر فرزندان اش بتوانند زندگی کنند. در آذر سال ۱۳۵۹ هبت با فرشته اعظمی (دختر دایی اش) ازدواج می کنند، ولی این ازدواج به چه سرانجامی می رسد و چه اتفاق هایی در این میان می افتد، باز روایت دردناک و تکان دهنده دیگری دارد.
زندگی مادر در سال های پس از انقلاب دایم در تنش و اضطراب بود، بخصوص در سال های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ خانه اش چندین بار مورد یورش و تیراندازی نیروهای شبه نظامی قرار گرفت. آن موقع هبت از خانه رفته بود، در یک حمله، ابتدا خانه را سنگ باران کردند و شیشه ها را شکستند، سپس تیراندازی کردند و وارد خانه شدند. مادر با اینکه خود فردی مذهبی بود، ولی همواره حق داشتن عقیده متفاوت برای فرزندان اش را محترم می شمارد و در مقابل زور می ایستاد و کتاب ها و شب نامه های آگاهی دهنده آنها را مخفی می کرد. چندی نگذشت و پسر دیگرش رضا را در سال ١٣٦١ در یک تور خیابانی بازداشت می کنند و بیش از نه ماه در زندان اوین در حبس می ماند.
زندگی این خانواده با تمام سختی های آن ادامه داشت. هبت و همسرش در شهریور ۱۳۶۲ صاحب فرزندی دختر می شوند و نام او را میهن می گذارند. این خوشحالی نیز دو ماه بیشتر طول نمی کشد و هبت در یک کیوسک تلفن، توسط توابی به نام ناصر یار احمدی شناسایی و دستگیر می شود. هبت وقتی دستگیر شد، تا یک سال ملاقات نداشت. در این مدت چه ها بر این مادر و همسر و خانواده گذشت، خود روایت دردناک دیگری دارد. یک نمونه اش رفت و آمدهای پر از خطر و دلهره آنها برای ملاقات از خرم آباد به تهران زیر موشک باران بود. مادر با هر جان کندنی خودش را به ملاقات می رساند و هیچ کدام را از دست نمی داد.
پولاد باشی، آب می شوی؛ پس از گذران یک دوران طولانی در به دری، زندان، شکنجه و رفت و آمدهای مداوم از خرم آباد به تهران برای دیدار فرزندان پشت میله های زندان در دوران پهلوی و کمک به برقراری حکومتی که یکی از شعارهای اصلی آن " آزادی " است؛ باز هم باید شاهد این همه بی عدالتی و حبس و زندان و تحقیر و تبعیض باشی! به چه جرمی؟ به خاطر اینکه عقیده دیگری داری! این است " مفهوم آزادی در حکومت اسلامی". زنده بودیم و به چشم خود دیدیم و با تک تک سلول های بدن مان آن را لمس کردیم.
مادر معینی زنی صبور، مودب، مقاوم و پیگیر بود. او در دوران حبس فرزندان اش تلاش های زیادی برای آزادی یا بهبود وضعیت شان در زندان کرد. یک روز تعریف می کرد: "به هبت حکم اعدام داده بودند و برای شکستن این حکم به هر کجا که می شد رفتم. از قم گرفته تا این اداره و آن اداره، پیش این فرد مسوول و آن دیگری. تا اینکه پس از کلی رفت و آمد، توانستم از طریق یکی از آشنایان که سمت بالایی در حکومت داشت، حکم اعدام او را به ابد تبدیل کنم. آن روزها خواب و خوراک نداشتم و دایم در مسیر خرم آباد به تهران در حرکت بودم و گاهی شبها جایی برای ماندن نداشتم و در پارک می خوابیدم. پس از یک سال به ما ملاقات دادند و هر چند وقت یک بار ملاقات او را قطع می کردند و باز تن ما می لرزید، با تمام این مشکلات خوشحال بودیم که حکم اش ابد است و او را نمی کشند، ولی روله عاقبت چه شد، پسرم را در سال شصت و هفت کشتند و داغ سنگینی به دلم گذاشتند و هیچ وقت آنها را نمی بخشم".
هم چنین می گفت: " با اینکه حکم اش ابد شده بود، هم چنان او را در بخش بچه های زیر حکم اعدام نگه می داشتند و دایم تن من و همسرش می لرزید که نکند او را اعدام کنند. یک روز هبت را به همراه تعدادی از زندانیان صدا می زنند و می گویند با دیگر زندانیان خداحافظی کند. همه زندانیان فکر می کنند که او را نیز برای اعدام می برند و به همین دلیل برای بچه های زندان سخنرانی محکمی می کند و از آنها می خواهد هیچ گاه از خواسته های خود کوتاه نیایند. سپس او را همراه زندانیان اعدامی می برند و بعد به او می گویند حکم اش ابد است. وقتی هبت را به بند بر می گردانند، زندانیان سر و صدای زیادی راه می اندازند و او را روی دست های خود بلند می کنند." ولی افسوس که او را در شهریور سال ۱۳۶۷ به همراه تعداد زیادی از زندانیان سیاسی، ظالمانه اعدام و در کانال های خاوران دفن می کنند.
پس از اعدام هبت، پای مادر معینی به خاوران باز می شود. او یکی از مادران استواری بود که همواره با عکس پسرش در بغل در کنار مادرن و خانواده های در خاوران حضور فعال داشت و هیچ گاه صدای گرم و محکم او که برای ما سرود "دایه دایه" را می خواند، فراموش نمی کنم. البته در سال های پایانی عمر از یک طرف به خاطر تهدید مأموران وزارت اطلاعات و از طرفی به علت بیماری و اضطراب ناشی از آن، امکان حضور در خاوران را نمی یابد، ولی مادران و خانواده ها و دوستان به او علاقه زیادی داشتند و به سراغ اش می رفتند و او همواره در جریان هر آنچه که در خاوران می گذشت، قرار داشت. یادش همواره در دل های ما زنده خواهد بود.
چقدر می توان تحمل داشت؟ او از سویی دو پسر نازنین اش را از دست داده بود و از سوی دیگر دو فرزند دیگرش رضا و خاطره به اجبار به خارج از کشور رفته بودند و امکان بازگشت به ایران را نداشتند و این دوری از سه پسر او را شدیدا به پسر آخری وابسته کرده بود. او نیز پس از ازدواج برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می رود و رفتن او ضربه دیگری به مادر می زند، ولی خوشحال بود که پسرش با همسرش زندگی جدیدی را شروع کرده است.
این شرایط سخت و طاقت فرسا برای مادر خیلی دشوار بود، ولی او را مانند پولاد آبدیده کرده و به امید آینده ای روشن و دیدن روز دادخواهی زنده مانده بود. آرزوی او این بود که همه انسان ها بتوانند در صلح و آرامش و در آزادی در کنار هم زندگی کنند و کسی را به خاطر داشتن عقیده اش محکوم نکنند. او می خواست فرزندان اش نیز مانند دیگر انسان ها حق زندگی داشته باشند و بی عدالتی ها از دنیا رخت ببندد، ولی صد افسوس که آن روز را ندید و چشم از جهان فرو بست.
مادران و پدران یکی یکی می روند و حاکمان جمهوری اسلامی شادی می کنند با این گمان که دادخواهی نیز به گور می رود، ولی بی شک این چنین نخواهد بود، هر چند ممکن است بسیاری از مادران و پدران و خیلی از ما جوان تر ها نیز برویم، ولی شاهدان زنده و دیگر مادران و پدران و همسران، خواهران، برادران و فرزندان و ... تاریخ سازان جامعه خواهند بود و تمامی جنایت ها و بی عدالتی هایی که بر مردم و هم چنین بر زندانیان و خانواده های آنان رفته است را ثبت خواهند کرد و جنایت کاران را به دادگاهی عادلانه می کشانند.
بی شک روز دادخواهی و ساختن دنیایی انسانی و دموکراتیک فرا خواهد رسید، اگر ما بخواهیم و در آن مسیر تلاش کنیم. نه به این معنا که قصد انتقام گیری داشته باشیم، چون بسیاری از دادخواهان با کشتن حتی جنایت کاران مخالف اند، بلکه بدین معنا که با برررسی عملکرد بیدادگران و بیدادگری، می توانیم مسوولان را موظف به پاسخ گویی کنیم و همین پاسخ گویی، مسوولیت پذیری را بالا می برد و از تکرار جنایت های بعدی جلوگیری می کند. اگر با رویکردی دادخواهانه حرکت کنیم، می توانیم به ساختن دنیایی به دور از جنگ و خون ریزی و تبعیض و بی عدالتی و سرکوب گری امیدوار باشیم، در غیر این صورت این بیدادگر می رود و بیدادگری دیگر جایگزین می شود.
مادر معینی عزیزمان رفت، ولی یادش با ما زنده است و راهش ادامه دارد.
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما، یک روز بی گمان، سر می زند ز جایی و خورشید می شود.
دوازدهم خرداد ۱۳۹۲
 
40-2
 
 
40-3
 
 
40-4
 
 
40-5