۱۳۹۶ تیر ۵, دوشنبه

دادخواست خانواده‌های جان‌باختگان ایرانی در دهه‌ی شصت به عاصمه جهانگیر



دادخواست خانواده‌های جان‌باختگان ایرانی در دهه‌ی شصت به عاصمه جهانگیر،گزارش‌گر‌ ویژه سازمان ملل برای وضعیت حقوق بشر در ایران
خانواده‌های پنجاه نفر از جان باختگان دهه‌ی شصت در تهران و شهرستان‌ها که نام‌شان نزد ما محفوظ است، در تداوم تلاش‌هائی که برای دادخواهی در ایران انجام می‌دهند، دادخواستی را به گزارش‌گر ویژه سازمان ملل برای وضعیت حقوق بشر در ایران سپرده‌اند.
رونوشتی از این دادخواست به همراه امضاکنندگان آن و دیگر سندهائی که همراه نامه به خانم عاصمه جهانگیر و دیگر نهادهای بین‌المللی حقوق بشری فرستاده شده است، برای انتشار و دعوت از دیگر خانواده‌های داغ‌دیده به سایت بیداران ارسال شده‌است. از ما خواسته‌اند که ادامه‌ی جمع آوری امضاها را پیگیری کنیم.
ما از خانواده‌ی اعدام‌شدگان که خواهان امضای این دادخواست هستند، می‌خواهیم که با نوشتن نام و نام خانوادگی خود و نسبت با فرد جان باخته، شناسه‌های فرد جان‌باخته شامل: نام و نام خانوادگی، تاریخ تولد، وابستگی سازمانی و عقیدتی، زمان و محل بازداشت، محل و حکم زندان، زمان و محل اعدام(یا هر نوع قتل دولتی) و نیز محل خاک سپاری را به آدرس میل «dadkhastma@gmail.com » بفرستند.
خواهشمندیم خواست خود را برای محفوظ ماندن نام‌ها نزد ما و یا گزارش‌گر ویژه نیز بنویسید.
امضاکنندگان نخستین این دادخواست خواهان آشکار شدن نام‌شان در این مرحله نیستند.
انتشار این دادخواست در رسانه‌ها، گردآوری اسامی و مشخصات امضاکنندگان جدید و ترجمه‌ و ارسال آن به گزارش‌گر ویژه و دیگر نهادهای ‌بین‌المللی را سایت بیداران به عهده می‌گیرد.
سایت بیداران
۱۰ خرداد ۱۳۹۶

خانم عاصمه جهانگیر، گزارش‌گر‌ ویژه سازمان ملل برای وضعیت حقوق بشر در ایران
با سلام و احترام
موضوع: دادخواست خانواده‌های جان‌باختگان ایرانی در دهه‌ی شصت
ما امضاکنندگان زیر از مادران و خانواده‌های خاوران و دیگر خانواده‌های جان باختگان دهه‌ی ۶۰ از سراسر ایران، علیه جمهوری اسلامی ایران اعلام جرم می‌کنیم. ما شاهد بوده‌ایم که؛ مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدای به قدرت رسیدن، هزاران تن از فرزندان و عزیزان ما را بدون هیچ نوع دادرسی عادلانه اعدام کردند. در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ روزی نبود که خبر اعدام عزیزی را به صورت فردی و گروهی نشنویم و اوج این جنایت‌ها، قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ بود. چند روز پس از پذیرش قطع نامه سازمان ملل مبنی بر پایان جنگ بین ایران و عراق حدود ۴۰۰۰ تا ۴۵۰۰ زندانی، بر مبنای آمارهای موجود، اعدام شدند. تقریبا تمام این زندانیان پیش‌تر در دادگاه‌های انقلاب به طور ناعادلانه به حبس محکوم شده بودند و دوران حبس خود را در زندان می‌گذراندند و حتی تعدادی محکومیت‌شان پایان یافته بود و بایستی آزاد می‌شدند. نوار صحبت‌های آیت‌الله منتظری با هیات مرگ در زمان اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷، که پس از ۲۸ سال در مردادماه امسال توسط احمد منتظری، پسر ایشان منتشر شد و در همین رابطه وی را به زندان محکوم کردند، نیز تاییدی بر این جنایت است. این کشتار نظام‌مند و فراقانونی که به فرمان آیت‌الله خمینی و از طریق سیستم قضائی و سیستم اطلاعاتی و امنیتی و با اطلاع بخشی از مسئولان جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت، تحت قوانین بین‌المللی می‌تواند مصداقِ «جنایت علیه بشریت» باشد.
ما در طی سی و پنج سال گذشته، بارها دادخواست‌ها و درخواست‌های خود را مستقیما برای مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی ایران ارسال و خواستار روشن شدن حقیقت و پاسخ‌گوئی در مورد این جنایت‌ها شده‌ایم. در پنجم دی ماه 67، تعداد قابل توجهی از بستگان کشته شدگان دهه‌ی شصت و به ویژه قربانیان کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ در مقابل ساختمان دادگستری در تهران گرد آمده بودند تا دادخواست خود را به دفتر وزیر دادگستری وقت، حسن حبیبی، تحویل دهند که تجمع خانواده‌ها با خشونت همراه شد و امکان تحویل این دادخواست فراهم نشد. خانواده‌ها در همان زمان، به دلیل عدم امکان انتشار آن در رسانه‌های داخل کشور، دادخواست خود را برای انتشار در نشریات منتقد دولت در خارج از کشور ارسال کردند و به طریقی وزیر دادگستری وقت، از این دادخواست مطلع شد. در زیر خواسته‌های مطرح شده در آن دادخواست را می‌آوریم:
«۱- تاریخ محاکمه، مدتی که محکمه مشغول بررسی پرونده هر یک از قربانیان بوده، دلیل محاکمه دوباره، و محل محاکمه برای تک تک قربانیان را اعلام دارید.
۲- محل دفن و تاریخ اعدام کلیه قربانیان را به خانواده‌های آنان اطلاع دهید
۳- وصیت نامه‌های قربانیان را به خانواده‌های آنان مسترد کنید.
۴- تعداد و اسامی اعدام شدگان را اعلام نمائید.
۵- به دلیل اینکه این اقدام ناقض صریح اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی و اعلامیه جهانی حقوق بشر است، ما علیه مسئولین این فاجعه دردناک اعلام جرم می‌کنیم و خواهان آن هستیم که اینان بازداشت و در یک محکمه علنی محاکمه گردند.
۶- ما خواهان موافقت جمهوری اسلامی، با بازدید یک هیئت بین‌المللی برای بررسی وضعیت زندان‌های کشور و اجازه مذاکره این هیئت با زندانیان سیاسی و خانواده‌های قربانیان فاجعه اخیر هستیم.»
متن کامل این دادخواست که از اهمیت تاریخی برخوردار است، جهت اطلاع شما به این نامه پیوست شده است. در سال‌های گذشته دادخواست‌ها و درخواست‌های متعددی از جانب خانواده‌های اعدام شدگان برای مسئولان جمهوری اسلامی ارسال شده است. دادخواست تنی چند از خانواده‌های کشته شدگان دهه‌ی شصت که در آذرماه ۱۳۷۷، در دهمین سالگرد کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ و پنجاهمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر و بر اساس اصل یکصد و سیزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که مسئولیت اجرای این قانون را بر عهده‌ی ریاست جمهوری قرار داده، برای محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت ارسال شد. لازم به ذکر است این دادخواست مستند به مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون جلوگیری و مجازات عاملان جنایت کشتار جمعی و اعلامیه اسلامی حقوق بشر- قاهره که تمام آن بدون هیچ گونه قید و شرطی مورد قبول جمهوری اسلامی ایران می‌باشد، تنظیم شده بود. در دادخواست فوق، بررسی تطبیقی دقیقی از عملکرد مسئولان حکومتی با قوانین اشاره شده در بالا صورت گرفته بود که خلاصه ای از مشاهدات و درخواست‌ها را در موارد زیر یادآوری می‌کنیم:
« الف- در مورد بازداشت‌ها، بازجوئی‌ها و محاکمات غیر قانونی افراد در ارتباط با اندیشه و فعالیت سیاسی در بررسی‌های انجام شده در این دادخواست، کلیه محاکمات انجام گرفته از نظر ما غیر قانونی می‌باشد و خواهان آن هستیم تا:
اولا) هیئتی از طرف جناب عالی مامور گردد تا نحوه بازداشت‌ها، بازپرسی‌ها و محاکمات مورد رسیدگی قرار دهد. ثانیا) پرونده‌های ضابطین دادگستری، دادیاران، حکام شرع برای رسیدگی به اعمال آنان به مراجع ذیصلاح ارجاع گردد.
ثالثا) از زندانیان سیاسی اعاده حیثیت گردیده و جبران خسارت گردد. هر چند جبران عمر از دست رفته به طور کامل امکان پذیر نمی‌باشد.
ب- در مورد احکام اعدام صادره در محاکم غیر قانونی
در بررسی بند فوق خواهان موارد زیر شدیم:
اولا) تخلف حکام شرع در یک دادگاه ذیصلاح مورد رسیدگی قرار گیرد. ثانیا) احکام اعدام صادره مجددا مورد رسیدگی قرار گرفته و در صورت ابطال احکام صادره از اعدام شدگان اعاده حیثیت گردیده و خسارات وارده جبران گردد. هر چند جبران کامل امری غیر ممکن است.
ثالثا) محل دفن اعدام شدگان به خانواده‌های آنان اطلاع داده شود. و امکان برگزاری مراسم یادبود در مکان‌های رسمی برای آنان به رسمیت شناخته شود. اجازه داده شود که برای کلیه اعدام شدگان در هر مکانی که دفن شده‌اند، سنگ قبر گذاشته شود و مزاحمت‌های مراجع فاقد صلاحیت را مانع گردند.
ج- در مورد اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷
با توجه به موارد فوق و با توجه به کنوانسیون جلوگیری و مجازات عاملان کشتار جمعی، ما مسئولان این کشتار جمعی را بر اساس کنوانسیون نامبرده در بالا به این نوع جنایت متهم می‌نماییم و خواهان آن هستیم که:
اولا) مسئولان این فاجعه بشری بر حسب کنوانسیون جلوگیری و مجازات عاملان کشتار جمعی ذکر شده، در یک دادگاه علنی محاکمه گردیده و نمایندگان خانواده‌های اعدام شدگان به عنوان شاکی در این دادگاه حضور داشته باشند. ثانیا) از کلیه اعدام شدگان سال 67 اعاده حیثیت گردیده و خسارات وارده جبران گردد. گرچه جبران کامل امری غیر ممکن است.
ثالثا) محل دفن اعدام شدگان به عنوان آرامگاه قربانیان جنایت کشتار جمعی، شناخته شود.»
یا در نامه‌ی سرگشاده‌ی یکی از خانواده‌های اعدام شدگان در دهه‌ی شصت به حسن روحانی رئیس جمهور کنونی، خواستار روشن شدن "چرایی و چگونگی بازداشت‌ها و اعدام‌ها، چرایی و چگونگی محاکمات غیرعادلانه و غیرعلنی و این که چرا خانواده‌ها از حق دانستن محل دفن عزیز کشته شده‌ی خود و نشانه گذاری و مراسم آزادانه و حق شکایت محروم‌اند"، شده است.
مسئولان جمهوری اسلامی نه تنها پاسخی به این دادخواست‌ها و درخواست‌ها نداده‌اند، بلکه تهدید و فشار را بر ما دو چندان کرده‌اند و برای از بین بردن آثار جنایت‌شان و جلوگیری از تجمع ما چندین بار و در آخرین بار در دی ماه ۱۳۸۷، گورستان خاوران در تهران را با بولدوز زیر و رو کرده و تمامی نشانه‌های ما از محل دفن احتمالی عزیزان‌مان را از بین برده‌اند. محل دفن دیگر عزیزان کشته شده‌ی ما در سایر گورستان‌ها در تهران و شهرستان‌ها نیز وضعیتی مشابه یا فاجعه بارتر دارد.
خیلی از ما هنوز نمی‌دانیم عزیزان‌مان را کجا دفن کرده‌اند، ولی برخی از ما به دلیل نبش قبر عزیزمان توسط خانواده یا دیدن جنازه‌ی دیگر عزیزان اعدام شده هنگام دفن توسط ماموران در خاوران، اطمینان داریم که تعدادی از آن‌ها را از ابتدای دهه‌ی شصت، در گورستان خاوران، پشت گورستان ارامنه، در گورستان بهایی‌ها در جاده‌ی خاوران، خیابان لپه زنک در حومه‌ی جنوب شرقی تهران و تعدادی از اعدام شدگان تابستان ۱۳۶۷ را نیز در گورهای جمعی این گورستان دفن کرده‌اند. ما که از برگزاری مراسم آزادانه یادبود در خانه‌هامان محروم هستیم، این گورستانِ متروک و بی نشان را میعادگاه خود قرار داده‌ایم و در آن جا جمع می‌شویم تا یادشان را زنده نگاه داریم، ولی با یورش مدوام ماموران و خشونت آن‌ها، ما را از این حق ساده نیز محروم کرده‌اند، ولی با ایستادگی ما برای حضور در خاوران، دائم با اذیت و آزار و تهدید و احضار و بازداشت توسط ماموران انتظامی و امنیتی روبرو بوده و هستیم. آن‌ها بارها از برگزاری مراسم یادبود کشته شدگان در گورستان خاوران و منازل شخصی ما جلوگیری کردند یا به گورستان خاوران و خانه‌های ما هجوم آوردند و در این رابطه بسیاری از خانواده‌های کشته شدگان را تهدید، بازداشت و یا از کار اخراج کرده‌اند و این وضعیت هنوز هم ادامه دارد.
ما از هر فرصتی برای درخواست کمک از مراجع بین‌المللی، با تجمع در مقابل دفاتر وابسته به سازمان ملل در تهران و یا ارسال نامه به این نهادها، اقدام کرده ایم. در سفر رینالدو گالین دوپل به ایران، در بهمن ١٣٦٨ جلوی دفتر سازمان ملل جمع و خواستار ملاقات با وی شدیم تا دادخواست‌مان را به ایشان تحویل دهیم، ولی ماموران با خشونت بسیار ما را پراکنده کردند و مانع از این دیدار شدند. در سال ١٣٨١ نیز به گزارش‌گران کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد که به تهران سفر کرده بودند، نامه نوشتیم.
خانم عاصمه جهانگیر
خانواده‌های قربانیان جنایت‌های دولتی، از جمله ما امضا کنندگان زیر، با یک بن بست ناامید کننده روبرو هستیم، از یک سو سیستم قضائی و امنیتی- سیاسی جمهوری اسلامی ایران، علیرغم پیگیری‌های مداوم ما، دادخواست‌ها و درخواست‌های ما را بی پاسخ گذاشته است و ما را از دسترسی به دادگاه عادلانه محروم کرده است، از سوی دیگر در سیستم حقوق بین‌الملل نیز راهی مناسب برای طرح دادخواست‌ها و درخواست‌های ما وجود ندارد. ما به چنین وضعیتی معترض هستیم و انتظار داریم، در حالی که مسئولان جمهوری اسلامی حقوق ما را برای دادخواهی نادیده می‌گیرند، از طریق نهادهای بین‌المللی بر جمهوری اسلامی فشار وارد شده تا شرایطی برای امکان طرح و پیگیری دادخواست‌های قربانیان قتل‌های سیاسی و فراقضائی و کشتار مخالفان و منتقدان در ایران در دادگاهی عادلانه میسر شود.
علاوه بر آن سرنوشت بسیاری از بستگان ما نامعلوم است. ما از چگونگی محاکمه و قتل آن‌ها بی اطلاع هستیم و بسیاری در گورهای بی نام و نشان فردی و بسیاری در گورهای جمعی به خاک داده شده‌اند. ما خانواده‌ها به طور مداوم در زیر فشارهای ماموران امنیتی قرار داریم و می‌خواهند به هر طریق ممکن ما را از حضور در محل دفن اعدام شدگان، به ویژه گورستان خاوران که به همت مادران و خانواده‌های خاوران و با حمایت فعالان مدنی و سیاسی به یکی از مهم‌ترین سمبل‌های نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران تبدیل شده است، محروم کنند. ما تقاضا داریم که رسیدگی به این مسائل، در زمره دستور کار گزارش‌گر ویژه سازمان ملل برای وضعیت حقوق بشر در ایران قرار گیرد.
ما هم‌چنین خواهان همکاری بیش از پیش گروه کاری ناپدید شدگان قهری در پیگیری وضعیت انبوهی از کشته شدگان‌مان که سرنوشت نامعلومی دارند، می‌باشیم.
در انتها باز هم بر خواسته‌های خود که بیش از ۳۵ سال است در پی آن‌ها هستیم، تاکید می نمائیم:
۱- عزیزان ما به چه جرمی بازداشت و چرا در دادگاه‌های مخفی و بدون حضور وکیل محاکمه شدند.
۲- آمران و عاملان کشتار زندانیان سیاسی در دهه‌ی شصت چه کسانی هستند.
۳- دلایل اعدام زندانیان سیاسی دهه‌ی شصت به طور علنی اعلام و اسامی و مشخصات و چگونگی کشته شدن آن‌ها در سامانه اینترنتی فوت شدگان کشور ثبت شود.
۴- محل دفن اعدام شدگان دهه‌ی شصت به طور دقیق و با مستندات قابل قبول به خانواده‌ها اعلام شود.
۵- وصیت نامه‌ی زندانیان سیاسی و دیگر وسایل زندانیان به خانواده‌ها تحویل داده شود.
۶- خانواده‌ها حق نشانه گذاری و آراستن گور عزیزشان را داشته باشند.
۷- خانواده‌ها بتوانند در گورستان‌ها و منازل، آزادانه مراسم یادبود برگزار کنند.
۸- حق ما برای دادخواهی به رسمیت شناخته شود تا بتوانیم برای روشن شدن موارد فوق، شکایت‌های قانونی خود را پیگیری و یا شکایت‌های جدید خود را بدون نگرانی از پیگرد و اذیت و آزار نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران، به سازمان‌های مربوطه‌ی در داخل کشور تحویل دهیم و موارد را تا رسیدن به نتیجه‌ی قابل انتظار در وضعیت موجود، پیگیری نماییم.
با احترام و سپاس
نام و نام خانوادگی دادخواهان و مشخصات جان‌باختگان و تاریخ و محل بازداشت و اعدام آن‌ها در جدول پیوست تقدیم می‌شود.
رونوشت:
دبیرکل سازمان ملل متحد، آقای آنتونیو گوتیرز( António Manuel de Oliveira Guterres)
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، آقای زید ابن رعد حسین
گزارش‌گر ویژه‌ی اعدام‌های فراقضایی، فوری یا خودسرانه، خانم آنیِس کالامار(Ms. Agnes CALLAMARD)
گزارش‌گر ویژه‌ی شکنجه، آقای نیز مِلزِر ((Mr. Nils MELZER گروه کاری ناپدید شدگان قهری و غیرداوطلبانه
سازمان عفو بین‌الملل

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

گزارش تصویری حامیان مادران پارک لاله ایران - دورتموند از مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر در دورتموند

گزارش تصویری حامیان مادران پارک لاله ایران - دورتموند از مراسم بزرگداشت 
روز جهانی کارگر در دورتموند 


"بر گرفته از بیانیه مادران پارک لاله ایران به مناسبت روز جهانی کارگر"

:پس از سی و هشت سال سرکوب مداوم ساختار قدرت، کمتر کسی است که نداند

-          چرا از همان ابتدا فعالان سیاسی را حذف کردند و گرد ناامیدی را در دل دیگر فعالان پاشیدند.
-          چرا از هر تشکل مستقلی بیم دارند.
-          چرا اجازه‌ی تشکل‌های صنفی مستقل را نمی دهند.
-          چرا تلاش می‌کنند جریان‌های مستقل را به انحراف بکشانند.
-          چرا تمام رسانه‌های مستقل را تعطیل کرده یا فیلتر می‌کنند.
-          چرا فعالان دگراندیش را به زندان می‌اندازند یا از کار بیکار کرده و دائم تهدید می‌کنند.
-           

همه می‌دانیم که:
-     جنبش زنان برای رفع تبعیض و بی عدالتی و برقراری آزادی و عدالت و برابری مبارزه می‌کند.
-     جبنش دانشجویی و نویسندگان و شاعران و سایر نیروهای روشنفکر برای آزادی اندیشه و بیان و برقراری عدالت مبارزه می‌کنند.

-     جنبش دادخواهی برای رفع بیدادگری و برقراری عدالت مبارزه می‌کند و در این مسیر به دنبال کشف حقیقت است و می‌خواهد به مصونیت از مجازات عاملان جنایت پایان دهد تا بتوان راه تکرار بر جنایت را بست.
-     و جنبش کارگری و معلمان و مزدبگیران و زحمتکشان برای رفع فقر و تبعیض و فساد و برقراری آزادی و برابری و عدالت اجتماعی مبارزه می‌کنند.

ما مادران پارک لاله که خود را صدایی از جنبش دادخواهی در ایران می‌دانیم، اعتقاد عمیق داریم که همه‌ی ما در یک راستا حرکت می‌کنیم و اگر به توان خودمان ایمان بیاوریم و وارد بازی بالایی‌ها نشویم، می‌توانیم تشکل های مستقل خود را ایجاد و در جهت پیوند جنبش‌ها حرکت کنیم. در این صورت است که می‌توانیم به قدرتی تاثیرگذار و جنبش فراگیر اجتماعی بدل شویم و در سرنوشت کشورمان برای ساختن دنیایی انسانی سهیم باشیم.

مادران پارک لاله ایران
دهم اردیبهشت 1396

 











  







  










   
  




  



۱۳۹۶ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران: به مناسبت روز جهانی کارگر



به مناسبت روز جهانی کارگر

امسال در شرایطی، اول ماه مه، روز جهانی کارگر را گرامی می داریم که کارگران و دستمزدبگیران ایران نه تنها در وضعیتی بسیار ناگوار و در زیر خط فقر زندگی می کنند، بلکه از حداقل حقوق اجتماعی خود نیز محرومند. اختلاف طبقاتی و رانت خواری و فساد گسترده دولتی و دزدیهای میلیاردی بیداد می کند و فشار فقر و بیکاری و تنگدستی هرسال بیشتر از سال قبل، بر اقشار و طبقات حقوق بگیر و بویژه کارگران ایران تحمیل می گردد. با استبداد مذهبی و با توسل به شریعت اسلامی، جلوی هر حرکت پیگیرانه کارگری را سد می کنند و اجازه نمی دهند که تشکل های مستقل کارگری در حوزه های کاری شکل بگیرند و امکان ابراز وجود یابند و هر حرکت حق طلبانه از سوی کارگران با سرکوب شدید نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی مواجه می گردد و حبس و اخراج از کار و محرومیت بیشتر زحمتکشان را به دنبال دارد.

در قانون اساسی خود جمهوری اسلامی ایران آمده است که: ریشه کن کردن فقر، ایجاد اشتغال، جلوگیری از بهره برداری از کار دیگران و تأمین نیازهای اساسی افراد جامعه، مانند مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان و آموزش و پرورش از وظایف دولت است، اما کیست که نداند حتی مطالبه این حقوق وعده داده شده می تواند اخراج از کار، زندان و شکنجه و حتی اعدام را در پی داشته باشد. واقعیت این است که از ابتدای تأسیس جمهوری اسلامی تا کنون تعداد بسیار زیادی از کارگران به جرم اعتراض به فقر و بیکاری و برای بهبود شرایط کار و زندگی، راهی زندان ها و شکنجه گاه ها شده اند، صدها تن از فعالان جنبش کارگری ایران در زیر شکنجه ها به قتل رسیده اند. در طی ۳۸ سال گذشته هزاران کارگر و روشنفکران مدافع منافع آنان در دادگاه های چند دقیقه ای و بدون حضور وکیل مدافع به مرگ و یا زندان های دراز مدت محکوم شده اند.

علیرغم فضای خفقان و سرکوب اتحادیه ها و سندیکاهای مستقل کارگری در ایران، امروزه فعالان جنبش کارگری درگیر مبارزه ای مستمر علیه بیکاری، کم کاری، اخراج، سطح پایین دستمزد، نبودِ امنیت شغلی، بی مسکنی، خصوصی سازی، ورشکستگی صندوق های بیمه، تعویق طولانی مدت پرداخت دستمزد، رکود، فساد و بیعدالتی های فاحش در اقتصاد جامعه می باشند و روزی نیست که ایران شاهدِ اعتصابات، اعتراضات و تجمعات پراکنده اعتراضی از سویِ کارگران و بازنشستگان نباشد. شعارهایی مانندِ "معیشت، منزلت، سلامت، حق مسلم ماست" و "تا حقمان نگیریم، از پا نمی نشینیم" فریاد هایِ حق طلبانهِ کارگران ایران است که این روزها در محیط کار و در انظارِ عموم طنین افکن است. همچنین معلمان، کارمندان و پرستاران بیمارستان ها نیز به موازات کارگران، مطالبات خود را از مسئولان جمهوری اسلامی مطرح می نمایند. در این میان کمپین "بودجه عادلانه" که از سوی معلمانِ مبارز سازماندهی شده و حداقل حقوق را ۳ میلیون تومان پیشنهاد می کند نیز از پشتیبانی اهم مزدبگیران جامعه برخوردار می باشد.

با فرارسیدن روز جهانی کارگر که یادآور اتحاد و همبستگی کارگران در سرتاسر جهان است، ما نهادهای ایرانی مدافع حقوق بشر ضمن اعلام پشتیبانی از مبارزات عادلانه کارگران و مزد بگیران، سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی را در قبال مطالبات برحق زحمتکشان ایران محکوم می نمائیم و از مجامع کارگری، سندیکاها، اتحادیه های مستقل کارگری و کانون های حقوق بشری در کشورهای مختلف درخواست می کنیم که پشتیبانی خود را از خواسته های بر حق صنفی و دمکراتیک کارگران ایران دریغ ندارند. هم چنین خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی، از جمله فعالان کارگری می باشیم.


زنده باد همبستگی جهانی همه زحمتکشان
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
مه ۲۰۱۷


امضای نهادها:

۱ - انجمن زنان ايرانى - مونترال
۲ - انجمن تئاتر ایران و آلمان ـ کلن
۳ - انجمن همبستگی ایرانیان - دالاس
۴ - انجمن جمهوریخواهان ایران - پاریس
۵ - انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران - هامبورگ
۶ - بنیاد اسماعیل خویی
۷ - صدای موج سبز - لندن
۸ - مادران پارک لاله ایران
۹ - حامیان مادران پارک لاله - دورتموند
۱۰- حامیان مادران پارک لاله - هامبورگ
۱۱- حامیان مادران پارک لاله - لندن
۱۲- حامیان مادران پارک لاله - فرزنو
۱۳- شبکه همبستگی ملی فرزنو - کالیفرنیا
۱۴- فدراسیون اروپرس
۱۵- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان
۱۶- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی - پاریس
۱۷- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - شیکاگو
۱۸- كمپين دفاع از زندانيان سياسي و مدني
۱۹- همه حقوق بشر، برای همه، در ایران
۲۰- مادران صلح مونترال
۲۱- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - مونترال
۲۲- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - نیویورک
۲۳- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - لوس آنجلس
۲۴- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - ونکوور
۲۵- همبستگی برای حقوق بشردر ایران – کلگری

بزرگداشت روز جهانی کارگر ۲۰۱۷- دورتموند





بزرگداشت روز جهانی کارگر ۲۰۱۷ - دورتموند


دوشنبه اول ماه مه ۲۰۱۷، مقابل تاتر شهر دورتموند، ساعت ۱۰.۳۰ صبح سخنرانی نماینده های نهادها، ساعت ١١ راهپیمایی بطرف پارک وستفالن. سخنرانی، جشن، میزهای خبررسانی و برنامه های هنری در محل پارک تا ساعت ۱۸ بعد از ظهر.

"با فرارسیدن روز جهانی کارگر که یادآور اتحاد و همبستگی کارگران در سرتاسر جهان است، ما ضمن اعلام پشتیبانی از مبارزات عادلانه کارگران و مزد بگیران، سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی را در قبال مطالبات برحق زحمتکشان ایران محکوم می نمائیم و از مجامع کارگری، سندیکاها، اتحادیه های مستقل کارگری و کانون های حقوق بشری در کشورهای مختلف درخواست می کنیم که پشتیبانی خود را از خواسته های بر حق صنفی و دمکراتیک کارگران ایران دریغ ندارند. هم چنین خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی، از جمله فعالان کارگری می باشیم."

زنده باد همبستگی جهانی همه زحمتکشان
حامیان مادران پارک لاله ایران - دورتموند



۱۳۹۵ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

مادران پارک لاله ایران: 8 مارس، روز جهانی زن گرامی باد!



8 مارس، روز جهانی زن گرامی باد!


از زمانی که زنان کارگر نیویورک در اعتراض به شرایط غیرانسانی و تبعیض‌آمیز خود توسط حکومت سرمایه داری سرکوب و کشته شدند، بیش از یک قرن می‌گذرد. از آن زمان تا کنون زنان بسیاری در جهان هر سال، روز 8 مارس را به عنوان روز جهانی زن گرامی می‌دارند و در اعتراض به نابرابری، تبعیض، فشار مضاعف ناعادلانه و بی حقوقی خویش دست به اعتراض می‌زنند.

ما زنان ایرانی نیز علیرغم سرکوب و فشار گسترده‌ی حکومت اسلامی، در بسیاری از این سال‌ها دوش به دوش هم صدای دادخواهانه و حق طلبانه خود را بلند کرده و خواسته‌های خود را فریاد زده‌ایم. خواسته‌هایی که یا به زور یا با تحمیق و انواع روش‌های مزورانه از ما ستانده شده است. آغاز این سرکوب‌ها حجاب اجباری بود که به بهانه‌ی محافظت از ما زنان در مقابل نگاه‌های هرزه‌ی مردان و در واقع به عنوان ابزاری ایدئولوژیک برای سرکوب زنان یعنی نیمی از جمعیت فعال جامعه، همواره به ما تحمیل شده است.

اسفند سال 1357، زنان بسیاری به بهانه‌ی روز جهانی زن و در اعتراض به اجباری کردن حجاب در برخی از ادارات به خیابان‌ها آمدند و یک صدا فریاد زدند «ما انقلاب نکردیم، تا به عقب برگردیم»، اما پاسخ آنان «یا روسری، یا توسری» بود. اوباش حکومتی به بهانه آن که این اعتراض، اعتراض زنان مرفه طرفدار رژیم شاه است، با مشت، پنجه بوکس و ... به زنان حمله کردند و خواهان عقب نشینی زنان از خواسته‌های خود شدند و صد البته این امر با حمایت بخشی از جامعه به ویژه مردان که حجاب اجباری را موضوعی فرعی می‌دانستند، همراه شد و به زنان توصیه می‌کردند در حال حاضر مبارزه‌ی اصلی چیز دیگری است و نباید با این خواسته‌های کوچک، از مبارزه‌ی اصلی به دور افتاد!؟

این خوش باوری و همراهی و سکوت بخشی از جامعه با سرکوب حکومتی، تا آن جا پیش رفت که به مرور قوانین زن ستیزانه‌ی مذهبی؛ قوانینی که جای زنان را در داخل خانه و مطبخ تعریف می‌کند، تصویب و تثبیت شود. هرچند حکومتی‌ها تلاش زیادی کردند تا زنان را با ساختار تبعیض‌آمیز، روز به روز به عقب نشینی وادار کنند و اکثریت جامعه  از زن و مرد، به قوانین به شدت تبعیض‌آمیز حکومت اسلامی تن دادند، ولی موفق نشدند زنان را خانه نشین کرده و از حضور موثر در عرصه‌ی فعالیت‌های اجتماعی باز دارند.

از آن زمان تا کنون، زنان بسیاری قربانی این ساختار مردسالار و قوانین تبعیض‌آمیز شدند. قوانینی از جمله؛ حق طلاق، حق نگهداری از فرزند، حجاب اجباری، اخراج زنان تحت عنوان تعدیل ساختاری، نابرابری در دستمزد و خانه نشین کردن اجباری زنان تحت عنوان بازنشستگی‌های پیش از موعد با حقوق پایین، نیمه وقت کردن کار زنان و کاهش حقوق آن‌ها، تعطیلی مهدکودک‌ها در ادارات و کارخانجات، دیه و ارث نابرابر، محرومیت از تحصیل و اشتغال در برخی رشته‌ها و مشاغل، کاهش سن ازدواج، تفکیک جنسیتی در ادارات و مکان‌های عمومی، ممنوعیت از حضور زنان در بعضی از رشته‌ها و مکان‌های ورزشی و سایر حوزه‌هایی که زنان می‌توانند حضور فعال داشته باشند. این ساختار تبعیض‌آمیز با تمام قوا تلاش می‌کند تا زنان را مجبور به ترک محیط‌های کاری کرده و خانه نشین کند، سیاستی که به فقر گسترده و بیکاری و وابسته و تحقیر شدن بسیاری از زنان منجر شده تا آن جا که با پیامدهایی تحت عنوان زنانه شدن فقر مواجه شده‌ایم.

هم‌چنین دیگر موارد فاجعه‌بار از قبیل سنگسار، قصاص، اسیدپاشی، تیغ زنی، قتل‌های ناموسی، ختنه زنان و سایر نابسامانی‌های اجتماعی، اقتصادی باعت شده که ما در سال‌های اخیر شاهد کاهش سن روسپیگری، افزایش زنان خیابانی و کارتن خواب و معتاد و زندانی، افزایش کودکان کار و پدیده‌ی تاسف‌بار و بسیار غم انگیز فروش نوزادان باشیم. امری که باعث شد طرح وقیحانه‌ی عقیم سازی زنان کارتن خواب مطرح شود.

ساختار آزادی‌کش و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی با بهانه‌ی پاسداری از مذهب و عرف جامعه و در حقیقت به دلیل حفظ قدرت خود، عرصه را روز به روز به مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی زن و مرد تنگ و تنگ‌تر کرد، ولی زنان همواره جزو پیگیرترین نیروهای مقاومت بوده‌اند و در طول سالیان به شیوه‌های گوناگون دربرابر بیدادگری ایستاده‌اند. از همان سال‌های اولیه در دهه‌ی 60، زنان مبارز نیز پا به پای مردان مبارز در همه‌ی جریان‌ها و حرکت‌های اعتراضی حضور پر رنگ داشته‌اند.

حرکت مادران و خانواده‌های خاوران در پاسخ به سرکوب و کشتار دهه‌ی 60، پاسخ گویا و روشنی علیه حکومتی است که هیچ جای اعتراضی را بر نمی تابد. این جریان مستقل و دادخواهانه که در همه‌ی این سال‌ها راه خود را بی وقفه طی کرده، با حضور پر رنگ مادران، پدران، همسران، خواهران و برادران دادخواه شکل گرفت و در ادامه به جریانی تاثیرگذار در حفظ و پاسداشت خاوران، به عنوان محلی نمادین از بی عدالتی و پایداری تبدیل شد. مکانی که در آن هزاران مبارز سیاسی، بی خبر از خانواده‌ها ناعادلانه اعدام و در گورهای فردی و جمعی مدفون شده‌اند و خانواده‌ها پیگیرانه برای روشن شدن حقیقت و دادخواهی ایستاده‌اند.

ما تعدادی از زنان فعال اجتماعی و دادخواه نیز که در سال 1388، در اعتراض به کشتن و مجروح و زندانی کردن مردمی که برای حداقل خواست انسانی خود به خیابان آمده بودند، در پارک لاله تهران جمع شدیم تا صدای مان را به سراسر دنیا برسانیم و رساندیم. ما با سه خواست «آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو مجازات اعدام و محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه جنایات‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی در دادگاهی علنی و عادلانه» به فعالیت خود ادامه داده ایم و تلاش می‌کنیم صدایی همراه با جنبش دادخواهی مادران و خانواده‌های آسیب دیده‌ی ایرانی باشیم. ما که خود زنیم، اعتقاد داریم برای رسیدن به سه خواست حداقلی خود، باید در جهت رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها را در ساختار آزادی ستیز و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی می‌دانیم.

ما همراه و همگام با سایر زنان مبارز و آزادیخواه ایران و جهان، وضعیت اسف‌بار و غیرانسانی موجود در زندان‌های ایران را زیر سوال می‌بریم و خواهان ایجاد شرایط انسانی در زندان‌ها هستیم. ما می‌خواهیم که زنان و مردان زندانی از همه‌ی حقوق انسانی خود به عنوان یک زندانی سیاسی برخوردار باشند، تا مجبور نشوند برای رسیدن به خواسته‌های خود با اعتصاب غذاهای فلج کننده به حداقل حقوق خود دست یابند.

ما عمیقا با خانواده‌های زندانیان سیاسی و کشته شدگان همدرد و هم پیمان هستیم و از مسئولان می‌خواهیم که حقوق تمامی زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی که برای دفاع از عقیده و احترام به کرامت انسانی فعالیت می‌کنند را محترم بشمارند. 

ما می‌خواهیم که همه‌ی زندانیان، به ویژه زندانیانی که همسران‌شان در زندان، تبعید و یا در انتظار اجرای احکام اعدام هستند، از شرایط عادلانه برخوردار شود. 

ما به تمامی احکام ناعادلانه و بازداشت‌ها و احضارها و محرومیت‌ها، به ویژه فشار بر خانواده‌های آسیب دیده به شدت اعتراض داریم و خواهان رفع هر گونه محرومیت و آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی هستیم و تلاش می‌کنیم همگام با آن‌ها، صدای دادخواهی و اعتراض‌شان را هر چه رساتر کنیم تا بتوانیم همراه با هم، مسیر برقراری عدالت را هموار سازیم. 

ما هم‌چنین در آستانه‌ی انتخابات فرمایشی اعلام می‌داریم که هیچ توهمی در مورد نمایندگان زن مجلس که برخواسته از آرای مستقل مردم نیستند، نداریم و بر خواسته‌ها و مطالبات انسانی خود ایستاده‌ایم و تنها راه رهایی از نظام استبدادی و سراسر تبعیض کنونی را فعال کردن جنبش‌های مستقل و مردمی می‌دانیم.        

مادران پارک لاله ایران
16 اسفند 1395

۱۳۹۵ اسفند ۱۶, دوشنبه

دورتموند - بزرگداشت روز جهانی زن ۲۰۱۷


گزارش تصویری تظاهرات گروه های مختلف فعالان زنان
و برگزاری برنامه‌های مختلف در شهر دورتموند
شنبه ۴ مارس ۲۰۱۷

روز جهانی زن بر همه زنان و مردان برابری خواه مبارک باد

نه به خشونت علیه زنان
نه به حجاب اجباری
نه به نژادپرستی و بیگانه ستیزی
آری به صلح
آری به همبستگی جهانی
آزادی برای همه زنان زندانی سیاسی-عقیدتی 
آزادی برای همه زندانیان سیاسی-عقیدتی 
 
زنده باد همبستگی جهانی زنان و مردان برابری خواه 
حامیان مادران پارک لاله - دورتموند