۱۳۹۰ فروردین ۸, دوشنبه

گزارشی از چهلمین روز وفات محمد مختاری

گزارشی از چهلمین روز وفات محمد مختاری

جمعه 5/1/90 ساعت 3 چهلمین روز وفات محمد مختاری یکی از جانباختگان اعتراض 25/11/89 بود و مراسمی در قطعه 249 ردیف 83 شماره 6 بر سر مزار آن شهید عزیز برگزار شد.
روی مزار محمد پر بود از گل و عکسهایی که دوستانش در جاهای مختلف از او گرفته بودند . مراسم با نوحه خوانی شروع شد جمعیت می آمدند و تسلیت می گفتند و می رفتند. در ضلع شرقی قطعه پر بود از ون های پلیس چند برابر مردمی که سر مزار آمده بودند نیرو بود چند بار به خانواده آنان اخطار دادند که مراسم را تمام کنند. دو نفر که داشتند گزارش تهیه می کردند و عکس می گرفتند را دستگیر کردند. بیشتر مراسم در سکوت برگزار شد فقط مردم کنار مزار می نشستند و اعلام همدردی با پدر و مادر محمد می کردند و می رفتند حدود ساعت 30/4 دیگر اکثر ون ها رفتند و یکی دو تا ماندند و کم کم مردم هم رفتند. من به عنوان یکی از حامیان مادران پارک لاله با آنها ابراز همدردی کردم و آرزوی گرفتن انتقام فرزند آنها و تمامی شهیدان را کردم.
گفتنی ست چند روز قبل عده ای از پلیس امنیت به خانه آنها می آیند و می گویند که اگر مایلید ما برایتان مراسم برا برگزار کنیم که آنها می گویند نمی خواهد شما فقط قاتل محمد را بگیرید و به سزای اعمالش برسانید.
روز 25 بهمن محمد هم مانند بقیه مردم بنا به فراخوانی که شده بود بعد از صرف ناهار از خواهرش خداحافظی کرد و گفت شاید این آخرین ناهاری باشد که با شما خوردم و دنبال نوار سبز می گشت که دور سر و دستش ببندد. خلاصه محمد به میان جمعیت آمد قدی رعنا داشت و در بین جمعیت سر و گردنی افراشته داشت با دوستش در خیابان انقلاب به طرف نواب می رفت حدود ساعت 5/5 دوستش می بیند که یکدفعه محمد می افتاد، فکر می کند که او بیهوش شده ولی وقتی که خوب نگاه می کند می بیند که تیری به سر او اصابت کرده و محمد را از حال برده است . او را به بیمارستان امام می رسانند و قبل از اینکه دوستش را دستگیر کنند به خانواده خبر می دهد که محمد بستری شده و قرار است که سرش را عمل کنند.
مادر محمد خود را با عجله به بیمارستان می رساند . دکتر او کسی به نام رحیمی بود. در انجام عمل و رسیدگی به محمد بسیار سستی می کنند و بیشترین کاری که برایشان مهم بود این بود که تکه های فشنگ را دربیاورند که این کار را هم انجام می دهند ولی سرانجام حدود ساعت 7 محمد شهید می شود.
خانواده محمد مختاری در جواب اینکه چرا شما شکایت نکردید مطرح می کنند که ما رفتیم شکایت کنیم گفتند ما خودمان داریم رسیدگی می کنیم قاتل صانع را پیدا کردیم این را هم پیدا می کنیم. البته من فکر می کنم که این حرفها فقط برای کشتن وقت است و آنها اگر هم قاتل را پیدا کنند او را مچازات نمی کنند و تازه پست و مدارج بالاتری هم نصیبش می شود .

یکی از حامیان مادران پارک لاله (مادران عزادار ایران)


گزارش گردهمایی حامیان مادران پارک لاله به همراهی خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا در دورتموند - شنبه ۲۶ مارس ۲۰۱۱


گزارش گردهمایی حامیان مادران پارک لاله به همراهی خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا در دورتموند - شنبه ۲۶ مارس ۲۰۱۱

برنامه را مثل همیشه درحمایت از داد خواهی مادران پارک لاله آغاز کردیم .....

اکسیون اعتراضی این هفته حامیان مادران پارک لاله در دورتموند رنگ دیگری به خود گرفت ، وقتی عزیز همه،
خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا و مادرهمه ، برای اولین شنبه سال نو به ما ملحق گردید.
وجود آرامش بخش مادرانه اش همه را به وجد آورده بود ، همه مشتاقانه عزیزمان را دوره کرده بودند و جوانان در جمع هیجان زده با او به گفتگو می پرداخنند.
برنامه اولین شنبه سال نو در دورتموند ، به یاد همه جان باختگان راه آزادی و به مناسبت سالروز تولد بهاره هدایت که هم چنان در زندان بسر می برد،
در کنار همه عزیزان ، آمدن بهار را با نوید شادی و امید در قلب هامان همراه گرداند .

در کنار هم با عکس های عزیزان جان باخته و عزیزان در بند ایستاده بودیم و در قلب زمزمه می کردیم :
تا آزادی همه عزیزان در بند، تا لغو هر گونه حکم اعدام،
تا محاکمه همه آمران و عاملان این جنایات، دمی از حرکت باز نخواهیم ایستاد ......

شنبه ۲۶ مارس ۲۰۱۱ - دورتموند

بهاران بر شما مبارک باد
یاد همه جان باختگان راه آزادی گرامی باد
زنده باد صلح و آزادی
حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند

گزارش تصویری برنامه
http://www.facebook.com/album.php?id=100000680559971&aid=49857

۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه

گزارش تصویری گردهمایی حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند ۲۶ مارس ۲۰۱۱



با توجه به ادامه روش های مذبوحانه نقض حقوق بشر در ایران و احکام تازه اعدام ، ما حامیان مادران پارک لاله هم چنان تا فرستادن این هیت به ایران، در خواسته خود پا فشاری کرده و تا تحقق بخشیدن به آن ، قدمی به عقب نخواهیم گذاشت.












مصاحبه رهانا با مادر شیرکو معارفی

مصاحبه رهانا با مادر شیرکو معارفی

فرزندان ما سرمایه‌های این آب و خاکند، اعدام‌شان نکنید
محسن کاکه‌رش

رهانا ـ زندانیان: شیرکو معارفی به همراه ۲۰ نفر دیگر از فعالان سیاسی کرد به اعدام محکوم شده است. خانواده این زندانی محکوم به اعدام تا کنون دوبار به طور رسمی از رهبر جمهوری اسلامی ایران خواستار لغو حکم فرزندشان شده اند، اما علیرغم درخواست‌های مکرر این خانواده و تلاش‌های حقوقی وکلای مدافع شیرکوه معارفی، هنوز خطر اجرای حکم وی برطرف نشده و اسم او در لیست ۲۱ نفراعدام‌های سیاسی کردستان قرار دارد.

«رقیه ابن عباس» مادر شیرکو معارفی در مصاحبه با “رهانا” با بیان اینکه در تلاشهای‌شان هیچ تفاوتی بین فرزند خود و دیگر زندانیان محکوم به اعدام نمی‌بینند، می گوید: “فرزندان ما جوانان این آب و خاکند، اعدامشان نکنید”

رهانا: هم اکنون پرونده‌ی شیرکو معارفی در چه وضعیتی قرار دارد؟

حکم وی همچنان اعدام است و در دادگاه تجدید نظر تائیید شده است. تاکنون سه تن از وکلای دادگستری وکالت پرونده فرزندم را به عهده گرفته‌اند. قبلا در دادگاه بدوی آقای لقمان رایزن و احمد سعید شیخی وکالت‌اش را به عهده گرفته بودند، اما آخرین وکیل‌اش که هم اکنون مسئول مستقیم دفاع از این پرونده هستند، آقای خلیل بهرامیان هستند. بنا به گفته‌های ایشان شیرکو کاملا وضعیت نامشخصی دارد و پرونده ایشان را از تهران به سقز بازگردانده‌اند، ولی تغییرات خاصی روی پرونده‌اش شکل نگرفته است.

رهانا: گفتید که آقای بهرامیان اخیرا وکالت وی را به عهده گرفته‌اند، از تخفیف حکم شیرکو با شما صحبتی نکرده‌اند؟

ایشان طی وکالتی که از زندان سقز از شیرکو گرفتند، اخیرا وکالت وی را به عهده گرفته و خوش‌بختانه همه وکلایی که داشتند از تخفیف مجازات وی صحبت و ابراز امیدواری کرده‌اند بودند، ولی تا به حال تلاش‌های ایشان به طور رسمی هیچ نتیجه‌ای نداشته است.

رهانا: اتهامات پسرتان چیست؟

پسرم سال گذشته در شهرستان سقز دستگیر و در دادگاه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محاربه با خدا به اعدام محکوم شد. از نهم مهرماه سال ۱۳۸۷ تاکنون در بازداشت اداره‌ اطلاعات و زندان شهر سقز است.

رهانا: شیرکو در دادگاه بدوی به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون کردستان به اعدام محکوم شد؟ آیا پسرتان در عملیات مسلحانه شرکت کرده است؟

خیر، همه اهالی روستایی که در آن بازداشت شد، می‌دانند پسرم به هنگام دستگیری هیچ نوع اسلحه‌ای به همراه نداشته، و پیش از آن نیز در هیچ درگیری مسلحانه‌ای علیه جمهوری اسلامی شرکت نکرده است. از همه اهالی آن روستا بسیار سپاس‌گزارم که طی استشهادیه‌ای این مسئله را عنوان کرده‌اند و متن آن نیز بنا به تلاش وکلای قبلی در پرونده قرار گرفته است.

رهانا: برای جلوگیری از اجرای این حکم شما تا کنون چه کارهایی انجام داده‌اید؟

قبل از انتخابات هنگام سفر رهبر به سنندج ما نامه‌ای که حاوی درخواست عفو بود به ایشان نوشته و با تلاشی بسیار سرانجام توانستیم نامه را به مسئول ملاقات‌های وی در سقز برسانیم. همچنین طی نامه‌ای از مجامع بین الملل و نهادهای حقوق بشری تقاضا کرده بودیم که در جهت تخفیف یا لغو حکم فرزندمان که در خطر اعدام است تلاش کنند.

به غیر از کارهایی که در این راستا خودمان انجام داده‌ایم، جلال طالبانی رئیس جمهور عراق نیز طی سفری به تهران خواستار توقف حکم پسرم شده بود، ولی متاسفانه تلاش وی نیز تا به حال به طور رسمی به نتیجه نرسیده است. اما با این حال ما به عنوان خانواده‌ی معارفی به خاطر تلاش‌های انسان دوستانه‌ی ایشان جهت جلوگیری از اجرای احکام اعدام در کردستان ایران بسیار سپاس‌گزاریم.

رهانا: آیا اجازه ملاقات با پسرتان را دارید؟

بله، روزهای چهارشنبه را برای ملاقات با پسرم تعیین کرده‌اند و ما همیشه در این روز به ملاقات‌اش می‌رویم. طی ملاقات‌هایی که اخیرا داشته‌ایم حداقل وضعیت جسمانی شیرکوه خوب است.

رهانا: چه درخواستی از نهادهای حقوق بشری و مسئولان حکومتی دارید؟

نه تنها شیرکو بلکه همه زندانیان، جوانان و سرمایه‌های این آب و خاکند، ما در این زمینه فرقی بین فرزندمان و بقیه نمی‌بینم، چرا که همه آنها مادران چشم به راه دارند و بی گناه‌اند. لذا از تمام نهادهای حقوق بشری می‌خواهم نسبت به اجرای حکم پسرم و دیگر محکوم شده‌گان به اعدام سکوت نکنند، همچنین از همه مسئولان تقاضا می‌کنم که به پرونده‌های زندانیان محکوم به اعدام مجددا رسیده‌گی کنند و آنها را از این اتهامات و احکام تبرئه کنند.

http://www.madaraneparklale.com/2011/03/blog-post_27.html


وحشت از حضور بر خاک جان باختگان!

وحشت از حضور بر خاک جان باختگان!

سال هاست که مادران و خانواه های جان باختگان، جمعه آخر سال را به خاوران می روند تا آنجا را بیارایند، گل و سبزه و لاله و سنبل بکارند و سرتاسر خاک را آب یاری و تزیین کنند و بهار را به عزیزان شان خوش آمد گویند. آخر مادران همیشه قبل از سال نو خانه ها را می آرایند و سفره هفت سین می چینند تا همراه فرزندان شان شادی کنند. حال که فرزندان دلبندشان در خاک خفته اند و مادران هم توان سابق را از دست داده اند، این حداقل کاری است که ما جوان ترها می توانیم در حق شان انجام دهیم تا خاوران را حفظ کنیم و با پاشاندن گل و سبزه در گوش و کنارش، دل دردمند شان را کمی شاد کنیم و با خواندن شعر و سرود و ترانه، خاطرات روزهای باهم بودن با فرزندان شان را زنده کنیم.

امسال قرار گذاشتیم پنج شنبه آخر سال به خاوران برویم تا شاید بتوانیم دستی به سر و صورت خاک شان بکشیم و بهار را به خانه هایشان ببریم. همه چیز از گل و سوسن و سنبل را مهیا کردیم و راهی شدیم. در راه نگران برخوردهای خشن نیروهای امنیتی بودیم ولی دل قرص کردیم که امروز کاری به کارمان نخواهند داشت. متاسفانه از زیرگذر خاوران، اوضاع غیر عادی را حس کردیم. وقتی به خیابان لپه زنک رسیدیم، حضور ماشین های ون سبز و سفید و سیاه نیروی انتظامی و آمبولانس و چرثقیل و تعداد زیاد نیروهای امنیتی قلب مان را به درد آورد که از جان ما چه می خواهند. برایمان عجیب بود که چرا امروز اینجا را بسته اند! از ما اصرار بر ماندن و از آنها تهدید بر رفتن. گفتند امروز خاوارن تعطیل است، فردا بیایید. گویی خاوران نمایشگاهی است که می توان تعطیل اش کرد. بالاخره ما را با دلی پر خون، از ایستادن منع کردند و آرام آرام به سمت تهران راه افتادیم و منتظر، شاید دیگران برسند و بتوانیم با هم اعتراض کنیم و راه بگشاییم.

جمعه آخر سال هم همین منوال بود. تعداد زیادی از خانواده ها به این امید که راست گفته اند و می توانند دیداری با عزیزان شان تازه کنند، رفتند، ولی باز با دیوار نیروهای امنیتی مواجه شدند و تعدادی از خانواده هم مورد اذیت و آزار بسیار قرار گرفتند. روزهای بعد نیز برخی از خانواده ها رفتند و توانستند بالاخره دیداری تازه کنند و گل هایی هر چند اندک بر خاک شان بگذارند. آری خاوران تعطیل شدنی نیست و تا زمانی که ما خانواده ها هستیم، آنجا خواهیم رفت، هر چند بارها ما را برگردانند و بگیرند و ببندند و تهدید کنند.

پنج شنبه گذشته پس از ممانعت از حضور در خاوران، به سمت بهشت زهرا راه افتادیم. آن روز قرار بود برای گرامی داشت یاد جان باختگان سال 88 نیز در آنجا گرد هم آیند. بهشت زهرا حال و هوایی دیگر داشت و بیشتر به پادگانی شبیه بود. بسیاری از خیابان ها را بسته و یا باریک کرده بودند، تا رفت و آمد ماشین ها را کنترل کنند. ابتدا سراغ پدر نازنینم رفتم. پدری که غم از دست دادن بچه ها، هیچگاه رهایش نکرد و با فکری سراسر تشویش و دلهره از زندان و داغ و درفش، زندگی را وداع گفت. بعد سراغ دو برادرم محمد و محسن رفتم. محمد را در اسفند سال 60 کشتند و در قطعه 91 دفن کردند و محسن را نیز در سال 64 و در قطعه 99. بعد سری به قطعه 33 زدیم ولی برخلاف سال قبل هیچ خبری از نیروهای امنیتی نبود و توانستیم از ماشین پیاده شده و بر مزار تنی چند از جان باختگان گل بگذاریم. بعد سراغ جان باختگان سال 88 رفتیم. درب شمالی منتهی به قطعات 257 نیز بسته بود و مسیر را ناآشنا می کرد. آنقدر چرخ زدیم تا بالاخره آنجا را یافتیم. قطعه 256 پر از جمعیت بود و گورهای بسیاری را برای دفن آماده کرده و مردم عزادار جمع شده بودند. با تعجب از اینکه چطور این قطعه را، آنهم در این روزها به عنوان قطعه جدید در نظر گرفته اند. شلوغی محیط، حضور نیروهای امنیتی را کمرنگ نشان می داد.

سراغ ندا آقا سلطان رفتیم. مردی تنومند و بد هیبت، چهار زانو پایین قبر ندا نشسته بود و به محض اینکه خم شدم تا گلی بگذارم، با پرخاش ما را از گذاشتن گل منع کرد. پس از اصرار ما، نیروهای امنیتی یکی یکی پیدایشان شد و ما را از آنجا دور کردند. سراغ اشکان سهرابی رفتیم و چند گل سرخ برایش پرپر کردیم، جالب این بود که مانعی ایجاد نکردند، قصد داشتیم سراغ سهراب برویم ولی چشم های از حدقه در آمده نیروهای امنیتی ما را دنبال می کرد و تصمیم به بازگشت گرفتیم. یک اتوبوس نیروی انتظامی نیز با پارک دوبل ما را در منگنه گذاشته بود که با کمک نیروهای حافظ امنیت، توانستیم به در آییم. این شیوه جدیدشان بود که بدون حضور آشکار، مردم را از جمع شدن بر خاک جان باختگان محروم کنند. آنقدر از مردم گوشه و کنار وحشت داشتند که نمی دانستند چه باید بکنند. با این تصور که مردم متوجه ترس و وحشت آنها نمی شوند ولی همه نگاه ها به آنها بود. نه تنها نگاه های نیروهای امنیتی، بلکه مردم کنجکاو نیز نظاره گر اوضاع بودند. از دوستان دیگری نیز بعدها شنیدم که تمامی آن روز همین برنامه بوده است و بعداز ظهر خاک اشکان و سهراب و دیگران را هم به همان شکل اشغال کرده بودند تا بدون سر و صدا از تجمع مردم جلوگیری کنند. البته موفق به این کار شدند، ولی تمامی مردم متوجه ترس و وحشت آنها نیز شدند. در روزهای پایانی سال که مردم عادی حضوری گسترده در بهشت زهرا دارند، امکان مسدود کردن به شیوه خاوران و یا زمان های خاص در بهشت زهرا را ندارند و ناچارند که برای توجه کمتر مردم، روش های دیگری را بکار گیرند، ولی غافل از اینکه مردم هوشیارترند و نمی توانند وحشت خود را از مردم عادی مخفی نگاه دارند.

امروز نیز با تنی چند از مادران و همسران به خاوران رفتیم. ظاهرا هیچ خبری از نیروهای امنیتی نبود. خوشحال که بالاخره توانسته ایم برای خوشامد گویی نوروز، قدم به خاوران گذاریم. گل ها را بغل بغل با خود بردیم و آنجا را گل باران کردیم و ناراحت که کاش گل های بیشتری گرفته و آنجا را می آراستیم. گل ها را گذاشتیم، سنگ و کلوخ های نشانه گذاری شده مادران را که دوباره به هم ریخته بودند، مرتب کردیم و سرود خاوران و مرغ سحر را با هم زمزمه کردیم. زمانی نگذشت و قصد رفتن داشتیم که دو مامور نیروی انتطامی آمدند و با تهدید از ما خواستند که آنجا را ترک کنیم. البته قبل تر مردی در آن حوالی می چرخید و احتمالا خبر داده بود. مامورین ما را به دنبال خود کشاندند و یکی از آنها که جوان تر بود، مدارک ماشین را گرفت و از ما خواست که برای تحویل مدارک به کلانتری برویم. بیرون که رسیدیم، مامورین وزارت اطلاعات هم سر رسیدند. رییس شان با پرخاش سمت من آمد و گفت: "تو دست از این کارهایت بر نمی داری، مثل اینکه تنت می خارد". گفتم: شما معلوم نیست قصدتان از این کارها چیست، شما تکلیف خودتان را هم نمی دانید، پنج شنبه و جمعه که خاوران را محاصره کردید و نگذاشتید خانواده ها بیایند، امروز دیگر چه مشکلی دارید. مگر ما چند نفریم که شما اینقدر نگران شده اید. گفت: "شما سرود خوانده اید"، گفتم:"سرود خواندن ما چه ربطی به شما دارد. کجای دنیا سر خاک رفتن و شعر و ترانه و سرود خواندن جرم است." خودم را کنترل کردم و خفقان گرفتم مبادا مادر برآشوبد و حالش خراب شود. آخر چطور شد که صدای ما پنج نفر به آنها رسید و خوابشان را برهم زد و اینچنین آشفته و شتابان خود را به خاوران رساندند. آنها برای گرامی داشت یاد عزیزان شان هر کاری دلشان می خواهد می کنند. آدم جمع می کنند، اتوبوس پر می کنند، هزاران غریبه را به سر خاک می آورند، با بوق و کرنا روضه می خوانند، تمامی مردم دور و بر را مجبور می کنند که صدایشان را بشنوند، بدون اینکه بپرسند علاقه ای به شنیدن این صداها دارند یا نه. ولی ما را از حداقل حقوق شهروندی مان محروم می کنند. حتی نمی گذارند به ساده ترین شکل ممکن به دیدار عزیزان مان برویم. امروز می رویم، می گویند فردا بیایید، فردا می رویم، می گویند روز دیگر بیاید، گل می گیریم، می گویند گل نیاورید، سنگ می آوریم، می گویند سنگ نیاورید، شعر می خوانیم، می گویند شعر نخوانید. واقعا برایم جوای سوال است که با این همه قدرت و یال و کوپال، چرا اینقدر از ما می ترسند.

بالاخره ما را به کلانتری 177 خاور شهر بردند. تمامی مدارک و موبایل ها و مشخصات و آدرس و تلفن را گرفتند و ساعت ها ما را بدون توضیح نگاه داشتند. مادر لطفی ضربان قلبش شدید شده بود و قرصی نیز همراه نداشت. ما نگران حالش بودیم و آنها بی توجه به این موضوع. با آرام بخشی او و خودم را آرام کردم. هر کدام در حال انفجار بودیم ولی سعی می کردیم خودمان را کنترل کنیم تا برای دیگری مشکلی پیش نیاید. به مامور ارشد وزارت اطلاعات گفتم: "سال قبل هم همین کار را با ما کردید، نه تنها قبل از عید مانع ما شدید، بعد از عید هم ما را برگرداندید. شما فکر می کنید که با زور می توانید همه چیز را مهار کنید. در حالیکه با این شیوه ها جز اینکه داغ ما را تازه تر کنید کار دیگری انجام نمی دهید. بدانید که با این شیوه نه تنها ما را از آمدن منصرف نمی کنید، بلکه مشتاق تر می کنید.". بالاخره بعد از ساعت ها انتظار، مامورین وزارت اطلاعات رفتند و اجازه دادند که مدارک را به ما پس دهند و برگردیم. پس از رفتن آنها مامورین نیروی انتظامی می خواستند دل ما را به دست آورند و می گفتند این برخوردها را از ما نبینید، آن جوانک هم شرمنده از برخوردش بود ولی غرورش اجازه نمی داد که از ما عذرخواهی کند. بالاخره از آن کلانتری کذایی بیرون آمدیم و مادر لطفی هم برای اینکه روز را با خوشی به پایان برسانیم، ما را به نهار دعوت کرد. با اینکه اذیت شده بودیم و کلافه از برخوردهای خشن آنها، ولی همه راضی و خوشحال به خانه هایمان بازگشتیم، زیرا بدون اینکه بخواهیم، با دست خودشان صدای ما را به گوش بسیاری رساندند.

آری حکومت تصور می کند که با این روش ها می تواند ما را خسته کند و از راه بیاندازد، ولی مطمئن باشد که ما در کنار هم خواهیم ماند و خاوران و خاوران ها را زنده نگاه خواهیم داشت، حتی اگر خاوران را از ما بگیرند. ممکن است چند صباحی جلوی ما را سد کنند، درب خاوران را ببندند، مادران را فرسوده کنند یا دق دهند، ولی به خوبی آگاهند که به جای مادران، جوان تر ها به میدان خواهند آمد. هر چه بگیرند و شکنجه کنند و بکشند، دایره دادخواهان را بزرگ تر می کنند. هم اکنون نیز پس از کشتار مردم در سال 88، مادران پارک لاله(عزادار) دادخواه تمامی جنایت های این سی و دو سال شده اند.

بالاخره روزی مردم به ستوه آمده، تمامی ملاحظات را کنار خواهند گذاشت و تمامی جنایت کاران را به اتهام جنایت علیه بشریت به دادگاه خواهند کشاند و آن روز زیاد دور نیست.

یاد تمامی جان باختگان راه آزادی و عدالت و برابری گرامی باد

منصوره بهکیش
پنجم فرودین 1390


پیام نوروزی، دایه سلطنه مادر فرزاد کمانگر

پیام نوروزی، دایه سلطنه مادر فرزاد کمانگر

هرانا - دایه سلطنه مادر فرزاد کمانگر به مناسبت آغاز سال نو پیامی ارسال کرده است که عین ترجمه این پیام از کردی به فارسی که توسط خبرگزاری هرانا انجام گرفته است، به شرح ذیل است.

آخرین نوروزی که به امید آزادی فرزند در بندم به دیدار او در اوین رفتم باامید به من میگفت: (که مادر نوروز حتما روز آزادی خواهد بود وحتما با هم آن را جشن خواهیم گرفت ) افسوس.. از من فرزندم را گرفتند.

از شاگردانش معلمی و از ملتش انسانیتی را، اما برای آنها که فرزاد را از من گرفتند چه برجاماند؟

ملت کرد هم با اعتصاب عمومی در تمام شهرها نشان دادند که با فرزاد و یاورانش هستند، آیا این را هم ندیدند!؟
امید دارم که ازادی تمامی فرزندان دربند دیگر مان را در چنین روزی جشن بگیریم . روزی را که فرزادم مژده داد، دور نمی بینم امیدوارم تا زنده هستم تحقق خواسته فرزندم را که همانا آزادی و برابری بود،ببینم.
در اینجا لازم می بینم به همه شهیدان راه آزادی و زندانیان سیاسی دربند درود و سلام بفرستم و این سخن فرزاد را به آنها بگویم که " افق روشن است (ئاسۆ ڕوونه‌ )."
سال نو بر همه مبارک باد.

دایه سلطنه،مادر فرزاد کمانگر
http://www.madaraneparklale.com/2011/03/blog-post_26.html


۱۳۹۰ فروردین ۵, جمعه

گردهمایی هفتگی حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند- شنبه ۲۶ مارس ۲۰۱۱


گردهمایی هفتگی حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند- شنبه ۲۶ مارس ۲۰۱۱

"حامیان مادران پارک لاله از دبیرکل سازمان ملل خواسته اند با فرستادن هیئت ویژه به ایران، وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی را مورد بررسی مستقلانه قرار دهند."

گزارشها از محل اجلاس شورای حقوق بشر، ژنو حاکی از آن است که شورای حقوق بشر موافق با قطعنامه پیشنهادی علیه ایران رای دادند که به موجب آن باید گزارشگر ویژه حقوق بشر به ایران اعزام شود.

با توجه به ادامه روش های مذبوحانه نقض حقوق بشر در ایران و احکام تازه اعدام ، ما حامیان مادران پارک لاله هم چنان تا فرستادن این هیت به ایران، در خواسته خود پا فشاری کرده و تا تحقق بخشیدن به آن ،
در ادامه اکسیون های افشا گرانه هفتگی خود هم چنان قدمی به عقب نگذاشته و از هموطنان آزادی خواه و صلح جوی خود نیز تقاضای پشتیبانی و همبستگی داریم .

شنبه ۲۶ مارس ۲۰۱۱ - روبروی کلیسا راینولدی - ساعت ۱۵ تا ۱۶ بعد از ظهر - دورتموند

بهاران بر شما مبارک باد
یاد همه جان باختگان راه آزادی گرامی باد
حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند

۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه

زنان و کودکان، نخستین قربانیان انرژی هسته‌ای

زنان و کودکان، نخستین قربانیان انرژی هسته‌ای

پنجشنبه, 12/26/1389 - 01:32

خدیجه مقدم

خدیجه مقدم- زلزله هولناک ۸.۹ ریشتری، با همه پیشرفت صنعتی ژاپن نتوانست مانع از تخریب نیروگاه اتمی فوکوشیما، یکی از مورد اعتماد‌ترین نیروگاه‌های اتمی جهان، واقع در شهر اکوما از سواحل شرقی ژاپن شود.

روز جمعه ۱۱ مارس ۲۰۱۱ ساختمان نیروگاه اتمی فوکوشیما، بر اثر زلزله به شدت آسیب دید و یک روز بعد، انفجار مهیبی در نیروگاه مشاهده شد. سیستم‌های خنک کننده راکتور‌ها از کار افتادند و آب دریا به داخل هسته مرکزی نیروگاه، پمپ شد تا دمای راکتور کاهش پیدا کند. شکی در نشت مواد رادیو اکتیو نیست. مردم به شعاع ۲۰ کبلومتر منطقه را ترک کرده‌اند. دولت ژاپن حقیقت را از مردم پنهان می‌کند و می‌گوید این انفجار به محفظه فلزی راکتور آسیبی نزده و موجب نشت فاجعه بار مواد رادیو اکتیو نشده است.

آژانس بین‎المللی انرژی اتمی خواستار گزارش دقیق از نیروگاه فوکوشیما شده است. بعد ازاین زلزله بی‌سابقه متاسفانه، باید منتظر بد‌تر از آن یعنی یک فاجعه زیست محیطی باشیم که همچون فاجعه چرنوبیل، سال‌های سال، مردم را گرفتار عواقب خود کرده و تمام عناصر محیط زیست یعنی آب و هوا و خاک را آلوده و چندین نسل را بیمار و ناقص العضو کند. هنوز زنانی که زمان وقوع فاجعه چرنوبیل سال ۱۹۸۶در اوکراین و بلاروس دختربچه‌ای بودند فرزندانی ناقص العضو به دنیا می‌آورند.

حوادث هسته‌ای، پیش از این هم در ژاپن اتفاق افتاده بود و علاوه بر آن در نیروگاه‌های اسپانیا، فرانسه، سوئد، چین، به صورت معجزه‎آسایی مهار شده و به فاجعه زیست محیطی تبدیل نشدند. اما هراس هواداران محیط زیست بیش از سهل‎انگاری متصدیان نیروگاه‌ها، از زلزله و رانش زمین و سیل‌های هولناک بوده که آن هم به وقوع پیوست. ضمن ابراز همدردی با بازماندگان کشته شدگان زلزله ژاپن می‌خواهم نگرانی عمیق خود را نسبت به سلامت همه مردم ژاپن، به ویژه، کودکانی که در معرض آثار مخرب مواد رادیو اکتیو قرار می‌گیرند وبی تردید دچار سرطان خون می‌شوند و مادران باردار و کودکان ناقص العضوی که به دنیا خواهند آمد ابراز کنم.

بی‌جهت نیست که هوادران محیط زیست همواره فریاد می‌زنند که انرژی هسته‌ای حق مسلم هیچ کشوری نیست. چه ژاپن، چه ایران، چه آمریکا، چه اسرائیل و چه هندوستان و کره شمالی. تصور کنید زلزله‌ای به شدت زلزله ژاپن در کشور زلزله خیر ایران اتفاق بیافتد. یادمان نرفته زلزله بم با ۳. ۶ ریش‌تر چگونه شهر بم را با خاک یکسان کرد و ۵۰ هزار نفر از هموطنان‌مان را به کام مرگ فرو برد و هنوز هم که هنوز است پس از ۷ سال شهر بم آباد نشده و برخی از مردم در ویرانه‌ها زندگی می‌کنند.

با ضعف مدیریتی که در کشورما وجود دارد و ناکارآمدی دولت، اگر زلزله‌ای که همیشه منتظرش هستیم، اتفاق بیافتد، افتخار انرژی هسته‌ای بر سرمان آوار خواهد شد و جز فلاکت چیزی برایمان به ارمغان نخواهد آورد.

در کشوری که اکثریت جمعیت آن را جوانان بیکار تشکیل می‌دهند بار سنگین اقتصادی ساخت نیروگاه‌های اتمی با چنین خطراتی به دوش چه کسانی سنگینی می‌کند؟ در کشوری با آب و هوایی چهار فصل که از هر گوشه‌اش می‌توان انرژی پاک، با اشتغال‎زایی به مراتب بالا‌تر ایجاد کرد، برای تولید انرژی هسته‌ای با زباله‌های اتمی آنکه هنوز در جهان راه حلی برای بازیافت آن پیدا نشده چه توجیهی وجود دارد؟ زباله‌هایی که، چه هنگام حمل آن‌ها، چه دفن آن‌ها در خاک ویا در قعر اقیانوس، خود چرنوبیلی متحرک‌اند و می‌توانند تراژدی انسانی و فاجعه‌ای زیست محیطی، به وجود آورند.


رادیو زمانه

۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

ماشین سرکوب، تبعیض جنسیتی نمی شناسد

ماشین سرکوب، تبعیض جنسیتی نمی شناسد

به جرات می توان گفت که زنان ایرانی برای اولین بار در سرکوب های پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به سهم برابر با مردان دست یافتند. در این وقایع زنان هم گام با مردان درخیابان ها حضور پیدا کردند، کشته دادند، هم‌سلولی شوهران خود شدند وحتی توسط نیروهای امنیتی، همراه همسران شان از خانه خود ربوده شدند.

به قلم دلبر توکلی

مبارزات زنان ایرانی برای دستیابی به حقوق برابر به دوره جنبش مشروطه باز می گردد،همان روزهایی که انجمن های سری ونیمه سری زیادی در ایران به وجود آمدند. در این دوران، انجمن‌های زنان نیز به طور مخفیانه شکل گرفتند که در جنبش مشروطه شرکت می‌کردند و بعدها، در سال های پس از تشکیل مجلس و جنگ جهانی دوم سازمان‌هایی تاسیس شدند که به حقوق زنان می‌پرداختند.
در تمام این سال ها زنان دست از مبارزات خود بر نداشتند اما به جرات می توان گفت که زنان ایرانی برای اولین بار پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری(خرداد 1388) در سرکوب هایی که از سوی دولت، نسبت به معترضان صورت گرفت به سهم برابر با مردان دست یافتند، با آنها در خیابان ها حضور پیدا کردند، کشته دادند، هم سلولی های شوهران شان شدند وحتی درخانه خود به همراه همسران شان توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند.

عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس کنفدراسیون جهانی حقوق بشر، معتقد است که در این مقطع زمانی نه تنها زنان ایرانی درسرکوب توسط دولت به سهمی برابر با مردان دست یافتند بلکه درمیزان دستگیری رکورد دار نیز هستند. او با اشاره به این موضوع که در دوهه اخیر در ایران این میزان دستگیری و زندانی شدن زنان بی سابقه است گفت: نه تنها تعداد زنان زندانی درایران رکورد شکسته است بلکه شاهد محکومیت های سنگین آنها هستیم که در این محکومیت ها سهم زنان روزنامه نگار چشمگیراست به طوری که ژیلا بنی یعقوب را 30 سال از کارحرفه ای اش محروم کردند. البته در دوره خاتمی نیز برخی از وکلای مرد مانند آقای دادخواه را دستگیر کردند اما محکومیت ها در حد چند ماه بود."
لاهیجی در پاسخ به این پرسش که آیا آمار دقیقی از تعداد زنانی که طی دو سال گذشته دستگیر شدند موجود است گفت: در کودتایی که در زمان انتخابات دهم شکل گرفت ما با دستگیری‌های زیادی روبرو بودیم و روزی نیست که فردی دستگیر نشود، همین چند روز اخیر خانم محتشمی پور را برای فشار به همسرش آقای تاج زاده دستگیر کردند. اما زنان زیادی هم دستگیر می شوند که گمنام می مانند وهمه اسامی ممکن است به دست ما نرسد. در هر حال الان حداقل حدود 60 پرونده از زنانی که دستگیر شدند و در مواردی محکومیت های سنگین به آنان داده شده یا این که با وثیقه های سنگین به طور موقت آزاد شدند، موجود است.
او در خصوص علت دستگیری این زنان گفت: بیشتر این زنان به دلیل فعالیت در عرصه های مختلف اجتماعی دستگیر شدند. کمی به عقب تر می رویم به سرکوب زنان در پیش ازانتخابات ایران، از روزهایی که موضوع کمپین یک میلیون امض، آغاز شد که به قول عوام، برای فعالان این کمپین، پاپوش درست می کردند، چند مورد دستگیری داشتیم و در روز دستگیری آنها تجمعی شکل گرفت و بعد با زنان حاضر در آن تجمع نیز برخورد شد و بعد بقیه را هم گرفتند. طی سه- چهارسال پیش از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، دستگیری کسانی مثل روناک صفارزاده را داشتیم. در همان نخستین روزهای برقراری جمهوری اسلامی نیزفشار بر زنان مضاعف بود، حق طلاق بدون دلیل به مردان واگذار شد، حجاب اجباری شد، زنان در دادگستری از حق قضاوت محروم شدند، حق حضانت فرزند از آنان گرفته شد ومسئله تعدد زوجین دوباره مطرح شد و ما همواره شاهد فعالیت زنانی بودیم که درتحولات اجتماعی ایران پیشرو بودند وهمین طور جوانانی که اصلا درهنگام شکل گیری جمهوری اسلامی هنوز بدنیا نیامده بودند و امروز، حق تعیین سرنوشت خود را می خواهند. البته بخشی از این سرکوب های شدید ومحکومیت ها به این دلیل است که سایر زنان را بترسانند واز فعالیت در عرصه های اجتماعی باز دارند.

جمهوری اسلامی در سرکوب تبعیض جنسیتی ندارد


فاطمه رضایی، سخنگوی مادران صلح دورتموند، نیز معتقد است فشار برزنان در طی دو سال گذشته بی سابقه بوده است. او می گوید: رژیم های سرکوبگر از جمله رژیم اسلامی در ایران به دلیل اینکه شاهد قدرت و ممارست جنبش زنان هستند آنان را مورد سرکوب بیشتر نیز قرار دادند. این فشارها نسبت به مادران در ایران وجنبش بخش زنان زیادترشده است و خود، نشانی از ترس و وحشت رژیم است اما در رابطه با مادران بیش از 100 مورد دستگیری داشتیم. البته گاه دستگیری ها به این صورت بود که مادری را دستگیرکرده وبعد ازمدتی با وثیقه آزاد شدند. مادران را دستگیر کرده وآنها را در شکنجه های روحی وجسمی قرار می دهند و در مواردی نیز آنان رابه اعترافات دروغین وا داشته اند. اینها مادرانی هستند که یا فرزندان خود را از دست دادند یا فرزندان شان در زندان بسر می برند. که قدیمی ترین این مادران داغدیده مادران خاوران هستند. همان طور که می دانید در دهه 60 با آماری که در دست هست بین 4 تا 5 هزار اعدامی داشتیم و مادران خاوران از همان دوران شکل گرفتند و بعدها، مادران پارک لاله به مادران خاوران پیوستند و این یک جریان طولانی تاریخی است در رابطه با همین متشکل شدن مادران مدنی به مرور در دنیا، یک قدرت قوی شدند.
سخنگوی مادران صلح دورتموند با تاکید بر این که جمهوری اسلامی در خشونت تبعیض جنسیتی قائل نیست گفت: دیدیم که در اعتراضات پس از انتخابات همان قدر که با مردها با ضرب وشتم بر خورد می کند با زن ها هم همان است برخوردها توهین آمیز است و در بازجویی ها و حتی در انظار عمومی در میزان خشونت تبعیض جنسیتی قائل نیستد. زنان در یک جایی از طرف رژیم، برابری خود را به اثبات رساندند آن هم مورد ضرب وشتم و تجاوز حقوقی وغیره است که باید بگویم الان درکفه ترازوی برابر با مردان قراردارند.

خشونت وفشار مضاعف بر زنان


اگرچه پیش از اعتراض به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نیز شاهد خشونت های خیابانی علیه زنان بخصوص در امر حجاب بودیم اما طی دو سال اخیر نیروهای موسوم به ضد شورش با مورد ضرب وشتم قراردادن زنان توانستند درتیتر اول روزنامه های جهان، جا خوش کنند واین بار، دیگرباطوم برسرزنان، نه دراتاق بازجویی، بلکه درپیاده روهای تهران فرود آمد وجهان آن را به نظاره نشست.
دروری دایک، یکی از سخنگویان سازمان عفو بین الملل با اشاره به این که یکی از چیزهایی که دیدیم، ضبط کردیم و شاهد آن بودیم، تصویری است که دختری را درپیاده رو، کنار آن درب آهنی نشان می دهد و نیروی انتظامی با باطوم برسرش می کوبد گفت: من معتقدم که نیروی انتظامی حتی خشونتی که علیه زنان داشت بیش از مردان بود. اما به واقع باید بگویم که مشهورترین کشته شده ها "ندا" بود. البته بعد از انتخابات، یورش ودستگیری هایی که انجام شد، سعی کردیم لیست مفصل از دستگیر شدگان، داشته باشم و یواش یواش تعداد خیلی زیاد شد. ممکن نبود این آمار رابروز کنیم. هر روز، برخی آزاد می شدند و برخی دیگر دستگیر و بعضی ماه های بعد به طرز دسته جمعی محاکمه شدند ولی چیزی که معلوم است وهر کس میداند این است که تعداد زنان دستگیر شده کمتراز مردان بود. اما میزان محکومیت ها بر زنان بی سابقه بوده است وهمین طور فشار بر زنان در زندان بسیار بود. یکی از زنانی که دستگیر شد وبسیار مورد فشار قرار گرفت و با محکومیت زیاد، بدرالسادات مفیدی، دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران است و یا فشاری که بر شیوا نظر آهاری آوردند.
دروری دایک در ادامه گفت: پیش از این اتفاقات بیانیه های ما درخصوص زنانی بود که درکمپین یک میلیون امضا دستگیر می شدند و یا بیشتر درخصوص حقوق اجتماعی واقتصادی زنان ایرانی بود اما الان بیانیه ها تغییر محتوا دادند وهر چه می نویسم در راستای محکوم کردن خشونت علیه زنان است.

زنان و شکنجه های سفید

محبوبه عباسقلی زاده فعال بخش زنان و برنده جایزه آزادی بیان و مطبوعات "یوهان فیلیپ پالم" که یک بار در ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ به همراه ۳۲ تن دیگر از فعالان حقوق زن در تجمعی مقابل دادگاه ‏انقلاب تهران دستگیر شد و مدت ۱۸ روز را در سلول انفرادی به سر برد و بار دیگر در حوادث پس از انتخابات دستگیر شد و مورد شکنجه قرارگرفت می گوید: دقیقا اتفاقی که برای زنان فعال در حوزه حقوق بشر یا جنبش زنان ویا حتی فعالانی که دراحزاب سیاسی اصلاح طلب بودند پس از انتخابات افتاد عین اتفاقاتی بود که برای مردان افتاد. بعد از کودتای انتخاباتی زنان اولین شهید را داشتند(ندا آقا سلطان). فشار برای حضور دراعترافات تلویزیونی، محکومیت های طولانی مدت ،همه وهمه برای مردان وزنان معترض برابری می کند.
او با اشاره به این که زنان دربرخی موارد فشار مضاعف را متحمل می شوند گفت: با توجه به این که زنان، مادر هستند ومحوریت اصلی خانواده با آنان است در بسیاری موارد فشار مضاعف بر آنها اعمال می شود. نسرین ستوده ویا نرگس محمدی از فرزندان شان دور ماندند وتاثیر نبود آنان بر تمامی اعضای خانوداه است وحتی آنان زمانی که از زندان بازمی گردند، تبعات دورانی که نبودند و آن صدمات روحی، بزودی از بین نمی رود. همچنین زنانی دستگیر می شوند که در دوره میانسالی زندان را تجربه می کنند. از دیگر موارد می توان به شکنجه سفیدی که بر زنان وارد می شود اشاره داشت. آنان را مورد فشار قرار می دهند تا به روابط جنسی اعتراف کنند.
او درادامه گفت: دربسیاری موارد شاهد هستیم که برای شکستن مردانی که در زندان مقاومت می کنند، بر زنان فشار می آورند وبا دستگیری زنان شان وفشارهای مسائل ناموسی سعی می کنند آنان را دربازجویی به تسلیم خود در آوردند.


گردهمایی اعتراضی حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند برای کشتار بیرحمانه در زندان قزل حصار کرج


گردهمایی اعتراضی حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند برای کشتار بیرحمانه در زندان قزل حصار کرج

"سازمان عفو بين الملل روز پنجشنبه خواستار تحقيق درباره درگيری در زندان قزل حصار کرج که بنابر برخی از گزارش ها ۱۴ کشته برجای گذاشت، شده است.
معاون سازمان عفو بين الملل در منطقه خاورميانه می گويد: متاسفانه قوه قضاييه ايران تاکنون به طور معمول قادر به انجام تحقيقات شفاف و مستقل نبوده است و
به همين دليل ما از جامعه بين المللی می خواهيم تا از نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد استفاده کرده و نماينده ويژه ای برای نظارت بر وضعيت حقوق بشر در ايران تعيين کند."

درجهت افشاگری موارد بی شمار هر روزه نقض حقوق بشر در ایران، در اعتراض به کشتار بیرحمانه در زندان قزل حصار کرج و در همدردی با همه خانواده های جان باختگان در آستانه سال نو ، روز شنبه ۱۹ مارس دوباره گرد هم خواهیم آمد و بدین وسیله از همه
هموطنان آزادی خواه ، تقاضای همبستگی داریم .
شنبه ۱۹ مارس ۲۰۱۱ - خیابان کاتارینن - ساعت ۱۵ تا ۱۶ بعد از ظهر - دورتموند

زنده باد صلح و آزادی
حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند

نامه سر گشاده مادران پارک لاله و حامیان مادران پارک لاله به بان کیمون دبیر کل سازمان ملل متحد


جناب آقای بان کی- مون دبیر کل محترم سازمان ملل متحد

رونوشت:سرکار خانم ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر در سازمان ملل

اینک مطمئناً جنابعالی با دریافت انبوه دادخواست ها و گزارش های حاکی از موارد بی شمار نقض حقوق بشر در ایران ، به عمق فاجعه ای که توسط حکومت استبدادی جمهوری اسلامی ایران بر ملت ما وارد می شود آگاهید.

در شرایطی که حاکمیت نه به قوانین داخلی خود پایبندی دارد و نه به معاهده های بین المللی که خود امضا کننده آن بوده است، به شما پناه می آوریم که ریاست نهادی را برعهده دارید که چشم جهانیان به آن است تا دادرس ملت های مظلوم باشد.

در اینجا مادران پارک لاله* (مادران عزادار ایران) و حامیانشان، با قلبی پر درد اما آرمانی استوار، نا امید از رسیدگی به خواستهای برحق و انسانی خود توسط حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، از شما ونهاد های بین المللی حقوق بشری تقاضای استمداد دارند.

مادران پارک لاله،(مادران عزادار ایران) مادران جانباختگانی هستند که در طی دوران حکومت جمهوری اسلامی، فرزندانشان به دلایل گرایشات سیاسی- عقیدتی توسط حکومت شکنجه ، زندان و اعدام شده اند، و یا در تظاهرات خیابانی توسط عمال دولتی به قتل رسیده اند. آنان با وجود بر دوش کشیدن بار سنگین غم خود اینک به عنوان یکی از نهادهای فعال حقوق بشر در ایران، نه تنها خواهان محاکمه عادلانه آمران و عاملان شکنجه، قتل و اعدام فرزندان خود هستند ، بلکه کشتارهای قومی و دینی ، قصاص،سنگسار و شکنجه و تجاوز در زندانها و گرفتن اعترافهای اجباری دروغین را به شدت محکوم کرده خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی - عقیدتی و لغو قانون اعدام می باشند . نظر به شرایط خفقان حاکم در ایران حامیان آنان در خارج از کشور نیز وظیفه خود می دانند صدای دادخواهی این مادران را در سطح جهان منعکس نمایند.

این مادران که تجمع های آرامشان بارها و بارها در پارکها، مقابل زندانها، در کنار مزار فرزندانشان و به هنگام دلجویی از یکدیگر مورد هجوم عوامل حکومت قرار گرفته وحبس وزندان شده اند، هرروز باید متحمل رنج و عذاب بیش از پیش خود و دیگر عزیزانشان باشند. چرا که دائماً تحت فشار وتهدید شدیدقرار میگیرند که در صورت انجام مصاحبه، اعتراض و یا هر گونه پیگیری ،عضو دیگری از خانواده را نیز به قربانی خواهند داد. از آن جمله است زندانی کردن برادر صانع ژاله ، جانباخته آزادیخواه تظاهرات آرام اخیر، که بدنبال افشاگری دروغ پردازی های حکومت درمورد برادر جانباخته اش، خود نیز محبوس میشود و اقتدار گرایان آن مادر کرد را یکجا در غم دو فرزندش می نشانند. بسیاری از این مادران حتی از تحویل گرفتن پیکر های جگر گوشه هایشان و برگزاری مراسم خاکسپاری برای آنان نیز محروم میشوند .

در حال حاضر زندانهای جمهوری اسلامی ایران مملو است از صدها دانشجو، فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران ، هنرمندان، نویسندگان و حتی وکلایی که به جرم دفاع از آزادی و حقوق انسانی به سالها حبس و ممنوعیت از حرفه و وثیقه های بسیار سنگین محکومند. حبس های طولانی انفرادی، ممنوع الملاقات کردن ، قطع حق مکالمات تلفنی با خانواده ، تبعید زندانیان به استانهای دور دست،و عدم رسیدگی به نیازهای درمانی آنان... تنها بخش کوچکی از برخوردهای غیر انسانی با این زندانیان به شمار می آید که در مقابل سایر شکنجه های جسمی و روحی ددمنشانه ای که بکار می رود بسیار کوچک می نماید. بسیاری از این زندانیان پس از آزادی چنان به لحاظ روانی بیمارند که نشان از عمق صدمات وارده به آنان را دارد .

همچنین مطلع هستید که اینک ایران به لحاظ سرانه اعدام، مقام نخست را در جهان داراست و از شما سپاسگزاریم که خود به درستی به ماهیت ظالمانه ، غیر انسانی و تحقیر آمیز اعدام های گسترده در ملاء عام نیز تاکید نموده اید. سرکار خانم ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر در سازمان ملل نیز از افزایش شمار اعدامها خصوصاً در هفته های اخیر شدیداً ابراز نگرانی نموده اند و از عدم توجه دولت ایران به خواسته های جهانی برای توقف آن تأثر خود را اعلام نموده اند.

پرونده سازی برای مخالفین سیاسی و مدنی و اعدام آنان بعنوان خلافکار شگرد دیگری است که حکومت وسیعاً بکار می گیرد تا ضمن تظاهری ریاکارانه تحت عنوان حفظ امنیت جامعه، مخالفین خود را از صحنه خارج سازد. بسیاری از این احکام اعدام در دادگاههایی چند دقیقه ای بدون حضور وکیل صادر می شود و حتی اجرای حکم نیز بدون اطلاع خانواده و وکیل فرد محکوم صورت می گیرد.

بنا به گزارش سازمان عفو بین الملل تنها در ماه ژانویه سال میلادی ٢٠١١ ، بیش از ٨۶ زندانی در زندان‌های ایران اعدام شده‌اند. که البته با در نظر گرفتن بسیاری اعدامهایی که رسماً اعلام نشده است این رقم بسیار بالاتر می نماید. شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل و و شش سازمان‌ مدافع حقوق بشر؛ سازمان عفو بین‌المللی، سازمان دیده‌بان حقوق بشر، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، فدارسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر ، جامعه دفاع از حقوق بشر ایران و گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه‌ای مشترک به جامعه جهانی و سازمان ملل متحد، خواهان اقدام برای توقف موج گسترده‌ی اعدام‌ها در ایران شدند.در این بیانیه شدیداً ابراز نگرانی شده از اینکه جمهوری اسلامی با استفاده از روشهای مذبوهانه ، بسیاری اعدام‌های سیاسی را در میان خیل اعدام های محکومین به جرایم عادی پنهان می سازد، و هشدار داده شده است اگر جامعه جهانی در این باره سکوت کند، اعدام‌ها فزونی خواهد یافت. نیز، بنا به گزارش دیده بان حقوق بشر دست کم ١۴٠ نفر از اعدام شدگان سال‌های اخیر محکومیت اعدام خود را در حالی گرفته اند که به هنگام ارتکاب جرم کمتر از ١٨ سال سن داشته اند.

مسلماً اینها همه تنها بخش کوچکی است از آنچه که برملت ما و فرزندانمان میرود و بی شک در مقابل گزارش های مفصلی که شما مرتباً در این راستا دریافت می نمایید بسیار مختصر و ناچیز می نماید.

اینک در ایام بزرگداشت روز جهانی زن که پیام آور دادخواهی برای عدالت و برابری است، زنان و مادران ایران بعنوان یکی از بزرگترین پرچم داران این حرکت دادخواهانه ، از تمامی نهادهای حقوق بشری و شخص جنابعالی بعنوان بالاترین مقام سازمان ملل متحد تقاضای استمداد دارند. آنان همچنان پر صلابت و استوار ایستاده اند تا پاسخ ستمی راکه ناعادلانه بر جگر گوشه هایشان و بهترین فرزندان این سرزمین رفته است بگیرند و در این راه دشوار وجدانهای بیدار جهان را به یاری می طلبند.

مادران پارک لاله و حامیانشان از شما تقاضا دارند با فرستادن هیئت هایی ویژه به ایران وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی را مورد بررسی قرار داده ضمن دیدار با زندانیان سیاسی و دگر اندیش و خانواده های اعدام و کشته شدگان ، در مورد وضعیت زندانها در ایران تحقیق نمایند. همچنین همصدا با ملت ایران این بر این تقاضا اصرار داریم که با استفاده از فشارهای بین المللی حکومت ایران ملزم شود به پاسخگویی در مقابل معاهدات بین المللی خود در به جا آوردن حقوق مدنی و سیاسی شهروندانش .

با احترام

مارس 2011
مادران پارک لاله (مادران عزادار ایران)

حامیان مادران پارک لاله ایران-اسلو

حامیان مادران پارک لاله ایران -ایتالیا

حامیان مادران پارک لاله ایران-دورتموند

حامیان مادران پارک لاله ایران-فرانکفورت

حامیان مادران پارک لاله ایران-کلن

حامیان مادران پارک لاله ایران-لندن

حامیان مادران پارک لاله-لوس آنجلس /ولی

حامیان مادران پارک لاله-وین

حامیان مادران پارک لاله ایران-هامبورگ


*پارک لاله نخستین میعادگاه مادرانی بود که بدنبال به خون کشیده شدن تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات تیرماه سال 1388 گرد هم آمدند

گزارش اکسیون های اعتراضی و سخنرانی حامیان مادران پارک لاله درشانزدهمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ۹ تا ۱۷ مارس ۲۰۱۱






گزارش اکسیون های اعتراضی و سخنرانی حامیان مادران پارک لاله درشانزدهمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ۹ تا ۱۷ مارس ۲۰۱۱

درکارزار افشای نقض حقوق بشر در ج. ا. در روند شانزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، تعدادی از حامیان مادران پارک لاله از ۹ مارس تا ۱۷ مارس شرکت داشتند که با بر گزاری اکسیون های اعتراضی در ۴ روز پی در پی و سخنرانی درجلسه نقض حقوق زنان ، دررساندن صدای داد خواهی مادران پارک لاله ، مادران داغدار ۳۲ سال گذشته و در جهت افشاگری موارد بی شمار نقض حقوق بشر در ایران، کشتار های خیابانی و دستگیری های غیر قانونی ، تعداد بی شمار اعدام ها و احکام اعدام های جوانان زیر ۱۸ سال ، قصاص، سنگسار و شکنجه و تجاوز در زندانها و برای محاکمه علنی آمران و عاملان جنایات فجیع دوران حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ، فشار بی اندازه به مادران پارک لاله و دستگیریهای مداوم آنان ، گزارش مفصل خود را به شورا تقدیم کردند .

درجلسه نقض حقوق زنان در روز ۱۶ مارس ، نماینده حامیان مادران پارک لاله از شهر دورتموند ، گزارش کاملی از تاریخچه بوجود آمدن مادران پارک لاله و موارد بیشمار دستگیریهای مادران و هواداران مادران پارک لاله ، از دادخواهی مادران خاوران و از کشتارو قتل عام فجیع دهه ۶۰ ، همچنین از وجود قبرهای دسته جمعی در خاوران ، از کهریزک ، از تجاوزات روحی و جسمی ، از ترور و شکنجه و اعدام داد .
در این جلسه دادخواهی، درشانزدهمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، نماینده حامیان مادران پارک لاله با تاکید بر سیاسی نبودن مادران پارک لاله و حامیان آنان و خود جوش بودن این حرکت ، خواستهای مادران و حامیان را که به شرح زیر می باشد :

"مادران پارك لاله، مادران جانباختگان سي و يك سال گذشته هستند كه هرگز از خون فرزندانشان نخواهند گذشت و خواهان محاكمه آمران و عاملان اعدام هاي فردي و دسته جمعي، كشتارهاي قومي و ديني، زندان، شكنجه، تجاوز، ترور، شبيخون به منازل، به خاك و خون كشيدن خوابگاه ها و ... از دهه شصت تا كنون هستند. مادران پارک لاله، خواهان آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی می باشند. مادران پارك لاله، اعدام را يك قتل سازمان يافته مي دانند و مخالف هرگونه قتلي با هر شكل و هر نامي از جمله سنگسار و قصاص مي باشند و خواهان لغو قانون مجازات اعدام هستند"

بار دیگر اعلام کرده و با تکرار این نکته ، که تا رسیدن به خواسته هامان قدمی به عقب نخواهیم گذشت ، قسمتهایی از نامه مادران پارک لاله و حامیان آنان به بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد که به شرح زیر می باشد، برای حاضرین خواندند:

بنا به گزارش سازمان عفو بین الملل تنها در ماه ژانویه سال میلادی ٢٠١١ ، بیش از ٨۶ زندانی در زندان‌های ایران اعدام شده‌اند. که البته با در نظر گرفتن بسیاری اعدامهایی که رسماً اعلام نشده است این رقم بسیار بالاتر می نماید. شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل و و شش سازمان‌ مدافع حقوق بشر؛ سازمان عفو بین‌المللی، سازمان دیده‌بان حقوق بشر، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، فدارسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر ، جامعه دفاع از حقوق بشر ایران و گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه‌ای مشترک به جامعه جهانی و سازمان ملل متحد، خواهان اقدام برای توقف موج گسترده‌ی اعدام‌ها در ایران شدند.در این بیانیه شدیداً ابراز نگرانی شده از اینکه جمهوری اسلامی با استفاده از روشهای مذبوهانه ، بسیاری اعدام‌های سیاسی را در میان خیل اعدام های محکومین به جرایم عادی پنهان می سازد، و هشدار داده شده است اگر جامعه جهانی در این باره سکوت کند، اعدام‌ها فزونی خواهد یافت. نیز، بنا به گزارش دیده بان حقوق بشر دست کم ١۴٠ نفر از اعدام شدگان سال‌های اخیر محکومیت اعدام خود را در حالی گرفته اند که به هنگام ارتکاب جرم کمتر از ١٨ سال سن داشته اند.

مادران پارک لاله و حامیانشان از شما تقاضا دارند با فرستادن هیئت هایی ویژه به ایران وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی را مورد بررسی قرار داده ضمن دیدار با زندانیان سیاسی و دگر اندیش و خانواده های اعدام و کشته شدگان ، در مورد وضعیت زندانها در ایران تحقیق نمایند. همچنین همصدا با ملت ایران این بر این تقاضا اصرار داریم که با استفاده از فشارهای بین المللی حکومت ایران ملزم شود به پاسخگویی در مقابل معاهدات بین المللی خود در به جا آوردن حقوق مدنی و سیاسی شهروندانش .
این سخنرانی با یک گزارش اسلایدی کامل ازعکس های مادران پارک لاله ، جان باختگان و زندانیان سیاسی - عقیدتی همراه بود که شرکت کنندگان دراین برنامه ، با شنیدن گزارشات تلخ و وحشتناک و دیدن عکس ها به شدت متأثر گشتند .

بعد از اتمام این برنامه ، حامیان مادران پارک لاله ، رونوشت کاملی از گزارشات فارسی و انگلیسی از سایت مادران و تعداد بسیار زیاد امضاء های جمع شده بر علیه اعدام و فرستادن یک هیت بررسی و رسیدگی به شرایط زندانیان سیاسی عقیدتی را به مسوولان تحویل دادند .
حضور فعال حامیان مادران پارک لاله درشانزدهمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو با اعلام همبستگی بسیاری از گروه ها و شخصیت های فعال سیاسی همراه بود .

حامیان مادران پارک لاله - دورتموند

فراخوان آکسیون های اعتراضی حامیان مادران پارک لاله در جهت دادخواهی مادران پارک لاله ، در برابر مقر سازمان ملل متحد در ژنو


فراخوان آکسیون های اعتراضی حامیان مادران پارک لاله در جهت دادخواهی مادران پارک لاله ، در برابر مقر سازمان ملل متحد در ژنو

همزمان با برگزاری شانزدهمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، حامیان مادران پارک لاله ، چند آکسیون اعتراضی
در برابر مقر سازمان ملل متحد در ژنو تدارک ديده اند و شما را به حمایت و همبستگی دعوت میکنند.

دوشنبه ۱۴ مارس از ساعت ۸ تا ۱۸: تجمع و گردهمایی اعتراضی، همزمان با ارائه گزارش مقطعی بان کی مون دبیرکل سازمان
ملل متحد درباره موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ايران
سه شنبه ۱۵ مارس : تجمع اعتراضی در جهت دادخواهی مادران پارک لاله به مناسبت روز چهارشنبه سوری
چهار شنبه ۱۶ مارس : سخنرانی حامیان مادران پارک لاله در جلسه نقض حقوق زنان در ايران

مکان: میدان ملت ها در برابر مقر سازمان ملل در ژنو Place des Nations

به امید آزادی ایران
زنده باد صلح و آزادی

حامیان مادران پارک لاله/وین
حامیان مادران پارک لاله/ دورتموند
حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله/اسلو

گزارش سومین روز آکسیون اعتراضی حامیان مادران پارک لاله -۱۴ مارس ۲۰۱۱ ، در برابر مقر سازمان ملل متحد در ژنو






گزارش سومین روز آکسیون اعتراضی حامیان مادران پارک لاله -۱۴ مارس ۲۰۱۱ ، در برابر مقر سازمان ملل متحد در ژنو
در ادامه آکسیون های اعتراضی حامیان مادران پارک لاله ، در جهت دادخواهی مادران پارک لاله در برابر مقر سازمان ملل متحد در ژنو ، همزمان با ارائه گزارش مقطعی بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد درباره موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ايران، تعدادی از حامیان مادران پارک لاله از شهر های مختلف اروپا شرکت کرده و در کنار گروهای مختلف دیگر در این تظاهرات بزرگ سراسری ، خواهان رسیدگی به موارد نقض فاحش حقوق بشر در ایران گردیدند .
همزمان با این برنامه ، طرفداران لغو احکام اعدام ، شکنجه ، ترور در ایران ، با دادن گزارشات کامل در جلسات شورای حقوق بشر به افشاگری های مستدل خود پرداختند .

به امید آزادی ایران
زنده باد صلح و آزادی

حامیان مادران پارک لاله/ دورتموند
حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله/اسلو
حامیان مادران پارک لاله/وین

گزارش تصویری

http://www.facebook.com/album.php?id=100000680559971&aid=48697

گزارش گردهمایی حامیان مادران پارک لاله شنبه 12 مارس2011 در مقابل مقر سازمان ملل متحد ژنو





گزارش گردهمایی حامیان مادران پارک لاله شنبه 12 مارس2011 در مقابل مقر سازمان ملل متحد ژنو

حامیان مادران پارک لاله در جهت افشاگری جنایات رژیم جمهوری اسلامی در 32 سال گذشته و دادخواهی مادران پارک لاله ،

برای آزادی زندانیان سیاسی / عقیدتی ، لغو احکام اعدام ، سنگسار ، قصاص و هر گونه شکنجه ، برای محاکمه آمران و عاملان 32 سال گذشته و در همبستگی با خواسته های آزادی طلبانه مردم ایران حرکت اعتراضی در مقابل مقر سازمان ملل در ژنو در روز شنبه 12 مارس 2011 برگزار کردند.

این برنامه همزمان با حرکت اعتراضی جمعی از فعالین دانشجویی ایرانی و چند گروه از مخالفان قذافی از کشور لیبی انجام شد.

این گردهمایی از توجه زیاد و استقبال مردم ژنو برخوردار بود.

به امید آزادی ایران

زنده باد صلح و آزادی

حامیان مادران پارک لاله/ دورتموند

حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت

حامیان مادران پارک لاله/اسلو

حامیان مادران پارک لاله/وین

گردهمایی این هفته حامیان مادران پارک لاله روز شنبه ۱۲ مارس ۲۰۱۱ در مقابل مقر سازمان ملل ، از ساعت ۱۴ تا ۱۶ بعد از ظهر


گردهمایی این هفته حامیان مادران پارک لاله روز شنبه ۱۲ مارس ۲۰۱۱ در مقابل مقر سازمان ملل ، از ساعت ۱۴ تا ۱۶ بعد از ظهر

شرکت حامیان مادران پارک لاله درکارزار افشای نقض حقوق بشر در ج. ا. در روند شانزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد شرکت حامیان مادران پارک لاله درکارزار افشای نقض حقوق بشر در ج. ا. در روند شانزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

برای داد خواهی مادران پارک لاله ، مادران داغدار شده ۳۲ سال گذشته در طی حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی و در جهت افشاگری موارد بی شمار نقض حقوق بشر در ایران، کشتار های خیابانی و دستگیری های غیر قانونی ، تعداد بی شمار اعدام ها، قصاص، سنگسار و شکنجه و تجاوز در زندانها و برای محاکمه علنی آمران و عاملان جنایات فجیع ۳۲ سال گذشته ، ما تعدادی از حامیان مادران پارک لاله از ۹ تا ۱۷ ماه مارس ۲۰۱۱ در این کارزار شرکت کرده و روز چهارشنبه ۱۶ مارس در جلسه نقض حقوق زنان ايران، گزارشات کتبی و مستدل آماده شده خود را ، بعد از گزارشات شفاهی به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ، تحویل خواهیم داد .

در جهت افشاگری جنایات رژیم جمهوری اسلامی ، گردهمایی این هفته حامیان مادران پارک لاله از شهر های ، اسلو ، فرانکفورت ، وین و دورتموند، روز شنبه ۱۲ مارس
در جلوی مقر سازمان ملل انجام خواهد شد و بدینوسیله از همه آزادی خواهان جهان تقاضای حمایت و همبستگی می کنیم .

حامیان مادران پارک لاله- اسلو
حامیان مادران پارک لاله- فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله- وین
حامیان مادران پارک لاله- دورتموند

۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه

نامه ای به مادران بسیجی

نامه ای به مادران بسیجی !

مادران عزیز!
امروز با شما که فرزندانتان تحت عنوان نیروهای بسیجی به خیابان ها می ایند تا هموطنان خود را سرکوب کنند، تا دوستان وهمکلاسی های خود را کتک بزنند حرفی دارم .
مادرم! خواهرم!
شمایی که مثل ما سختی ها را پشت سر گذاشتید و در زمان جنگ و درلحظه هایی که هواپیماهای عراقی کشورمان را بمباران می کردند، با هم فرزندان مان را در آغوش می گرفتیم و برای آنها سنگر بودیم تا آسیب نبینند، حتا یادمان نمی رود چه بسیاری از ما بخاطر جنگ، بخاطر رزمندگان و یاری رساندن به انها از خیلی چیزها چشم پوشی کردیم برای بچه هایمان جشن تولد نگرفتیم و روزها و ساعت ها آنها را همراه خود به محل هایی بردیم تا به پشت جبهه کمک کنیم در شرایطی که حتا شیر خشک هم نمی شد تهیه کرد.
بسیاری از این فرزندان، حالا سایه پدر بالای سرشان نیست و تو ای زن! تو ای مادر! به تنهایی و بدون این که خم به ابرو بیاوری ، خون دل خوردی تا بزرگ شوند. شاید اگر هم پدر داشته اند پدر جانباز و معلول بوده و تو با تمام توان ایستادی و از خانواده ات مراقبت کردی.امروز اما عده ای به نام خدا و دین و به بهانه بهشت، همان فرزندت را به خیابان ها می آورند تا دوستان و خویشان خود را سرکوب کند.
آیا تواین را میدانی مادر !
خبر داری فرزند 14 ساله ات رابه چه کاری وا می دارند؟ آیا امروز که روز زن بود به خیابان آمدی؟ آیا پرسیدی که روز جهانی زن است، پس مقام من و تو که حاکمیت آنقدردر تبلیغات خود داد سخن میدهد کجا رفته است ؟ امروز بودی ببینی فرزند 14الی 18 ساله ات را وادار کردند تا من و فرزندان مرا کتک بزند و اجازه ندهد که در خیابان راه برویم وبه ما توهین کند؟
مادر جان!
آیا می پرسی که فرزند چون دسته گلت را که برای بزرگ کردنش رنج ها کشیدی به چه بهایی به خیابان می آورند و باتوم و سپر دستش میدهند که گاه می بینیم جوان نحیفی حتی توان نگهداشتن سپر را ندارد و یا بقدری خسته میشود که درگوشه ای درمحل نگهبانیش می نیشند و آیا تو این را میدانی؟
من اما به چشم خود دیده ام فرمانده مزدورش سرش فریاد می زند و بدون درنظرگرفتن سن وسالش او را وادار می کند که بایستد و یا بدنبال مردم بدود.
مادر عزیز!
فرق فرزند من و تو این است که فرزند من آزادی می خواهد. می خواهد در کشورش بتواند حرف بزند. درس بخواند و کار کند و فرزند تو را با دروغ به میدان کارزار می کشند تا مرا و فرزند مرا کتک بزند و خود در اتاق های فرماندهی، بر روی صندلی های آنچنانی که روی میزشان انواع میوه وشیرینی قرارگرفته لم می دهند و میخورند و می اشامند. هم چنان که در روزهای جنگ پدران وبرادران و همسران ما برای نجات کشور به جبهه رفتند و فرماندهان و حاکمان برج هایشان را بالا بردند تا جایی که حتی به کوه دماوند هم رحم نکردند و امروز آن ها مردان خدا و صاحبان پول و زور شدند ومن و توهم چنان به دنبال نان باید ساعت ها کار کنیم.
مادرم روی سخنم با توست!
وای به روزی که ملت به خشم آید. آن روزاست که فرماندهان با کیف های مملو از پول فرار می کنند و فرزندان شما دچار خشم مردم خواهند شد. بسیاری از ما سال 57 را به یاد داریم، گرچه امثال من ازخشونت بیزاراند و گرچه خونریزی باید در ایران من تمام شود. گرچه اعدام باید به دست فراموشی سپرده شود و نسل من و نسل فرزندان من انتقام خونین نخواهند گرفت و ما خواهان محاکمه و مجازات آمرین وعاملین جنایتهای 32 ساله اخیر هستیم. ولی مادرم !خواهرم!
فرزند جوانت را از دام صاحبان زور و زر رهایی بخش و دست هایی که می خواهند من و تو ما نشویم و تو را به نام بسیجی و مرا به ناحق عوامل بیگانه می خوانند تا جدایی بیاندازند و خود بر ثروت وطن چنگ افکنند برهان . به فرزندت درس عشق ودوستی را بیاموز و امید دار که روزی ایران من وتو به آرامش وآزادی برسد.

یک مادر داغدار


گزارشی از صدای اعتراض مادران !

گزارشی از صدای اعتراض مادران

دیروز 8 مارس روز جهانی زن بود و ما قصد داشتیم که در خیابان فاطمی تقاطع کارگر جمع شویم و صدای اعتراض و دادخواهی خود را بلند کنیم و به گوش جهانیان برسانیم. ما می خواستیم صدای اعتراض مادرانی باشیم که در طی این سال ها به اشکال مختلف تحت شدیدترین سرکوب ها قرار گرفته اند و عزیزترین شان یعنی فرزندانشان را به زور از آنها گرفتند و تحت شدیدترین شکنجه های قرون وسطایی قرار دادند و از زندگی محروم شان کردند و یا کشتند.
ما می خواستیم صدای اعتراض همسران و خواهرانی باشیم که به اشکل مختلف حق یک زندگی عادی را از آنها سلب کردند و جز تهدید و زور و ارعاب برای خود و فرزندان شان، چیزی عایدشان نکردند، ما می خواستیم صدای اعتراض دخترانی باشیم که حق انتخاب نوع زندگی را از آنها سلب کردند. ما می خواستیم نشان دهیم که ما زنان می خواهیم و می توانیم خودمان برای خود تصمیم بگیریم و زندگی کنیم و نیاز به قیم نداریم. ما می خواستیم نشان دهیم که با زور و شکنجه و تهدید و ارعاب نمی توانند صدای ما را خفه کنند. هر چند نگذاشتند ما صدایمان را بلند کنیم ولی با نظامی کردن شهر، نشان دادند که چقدر ازشنیدن صدای اعتراض ما می ترسند و وحشت دارند. ما نشان دادیم که صدای ما بدون اینکه به فریاد تبدیل شود، شنیده شد و همین برای ما کافی است.
ساعت حدود چهار و پانزده دقیقه به تقاطع فاطمی – کارگر رسیدم ولی آنقدر مامور جلوی پارک مستقر بود که جای نفس کشیدن نبود. ابتدا به داخل فروشگاه سپه رفتم. مردم هم در آنجا جمع شده بودند و موقعیت را بررسی می کردند. سپس بیرون آمدم و در خیابان فاطمی به راه افتادم. به درب شمالی پارک لاله رسیدم و در آنجا ماموری ندیدم و وارد پارک شدم. داخل ماموران زیادی بودند ولی پارک خلوت بود و من به سمت درب غربی پارک خیابان کارگر رفتم. درون پارک خانم هایی با چادر روی صندلی ها نشسته بودند و مردم دیگری نیز کمابیش در پارک بودند ولی از روزهای معمولی پارک خیلی خلوت تر بود چون نیروهای امنیتی پارک را در محاصره کامل داشتند. به درب غربی رسیدم و در شگفت شدم چون آنقدر مامور در داخل و بیرون پارک بودند که باور کردنی نبود. گویی ماموران می خواستند تظاهراتی راه بیاندازند، حداقل حدود سیصد نفر بودند. از لباس شخصی گرفته تا نیروی انتظامی و گارد ویژه و ... از میان آنها رد شدم و وارد خیابان کارگر شده و به سمت پایین راه افتادم.
در چهار راه کشاورز نیز ماموران گارد گرفته بودند. به سمت خیابان کشاورز رفتم و در تقاطع وصال شیرازی نیز همین وضع بود. تصمیم گرفتم به سمت میدان انقلاب بروم چون در اینجا هیچ جای مانوری نبود و احتمالا دوستان هم به جاهای دیگر رفته بودند. به سمت خیابان انقلاب ازدحام جمعیت مردم بیشتر می شد. در خیابان انقلاب جمعیت به سمت میدان آزادی در حرکت بودند و من هم با مردم همراه شدم. مردم در خیابان آرام راه می رفتند و همه منتظر فرصتی بودند تا بتوانند صدای اعتراض خود را بلند کنند. سوار اتوبوسی شدم تا موقعیت خیابان ها را بررسی کنم. در اتوبوس تمامی صحبت ها راجع به روز زن بود. روسری از سرم افتاده بود و اهمیتی ندادم و خانمی گفت: " حالا زود است بگذار در موقعیت قرار بگیریم سپس این کار را خواهیم کرد".
همه از روز زن و محدودیت هایی که برای زنان درست کرده اند سخن می راندند. هر چه به سمت آزادی نزدیک تر می شدیم، خیابان خلوت تر می شد. با اتوبوس دوباره به سمت پایین راه افتادم و به سمت خیابان ولی عصر رفتم در آنجا شلوغ بود و در اتوبوس همه با هم صحبت می کردند. گفته بودند که اینبار نبایستی به خیابان هایی برویم که خط های "بی آر تی" دارد چون نیروهای امنیتی از این طریق راحت می توانند خود را به محل هایی که مردم جمع می شوند برسانند و جلوی اتوبوسی که ما بودیم موتورسواران گاز می دادند و رژه می رفتند.
دخترانی سوار اتوبوس بودند که از دانشگاه تهران می آمدند. دختری خیلی از جریان روز زن اطلاعی نداشت و حضور بی رویه نیروهای امنیتی او را متعجب کرده بود ولی بیشترشان خبر داشتند و برخی می گفتند: " تا زمانی که مردم فرهنگ شان بالا نرود، نمی توان کاری اساسی کرد. تا زمانی که اینقدر مردم در مراسم مذهبی غرق هستند، تا زمانی که برای اجرای برنامه های مذهبی قمه می کشند، تا زمانی که برای توجیه کار خود به مسایل مذهبی متوسل می شوند، تا زمانی که حتی در کلاس درس نمی توان راجع به مسایل و مشکلات خود صحبت کنی، تا زمانی که برای گرفتن حق و حقوقت از آیه های هزاران سال پیش مثال می
آورند، ما همین مشکلات را خواهیم داشت، مگر ما عرب هستیم. ما اینقدر فرهنگ غنی داریم که بتوانیم با استفاده از آنها قوانین را بنویسیم. وقتی حتی روشنفکرهای ما تن به قوانین مذهبی می دهند و با استفاده از آنها می خواهند حق و حقوق زنان را قانونی جلوه دهند، دیگر امثال ما چه می توانیم بکنیم و برای همین من در هیچ تظاهراتی شرکت نمی کنم".
کلی با او و دیگر دخترانی که در اتوبوس بودند صحبت کردم و گفتم شما به دیگران چه کار دارید، ما هر کدام اگر منتظر دیگری باشیم و یا ببینیم از ما بهتران چه می گویند کلاهمان پس معرکه است و همیشه سرمان کلاه می رود. ما هر کدام اگر بگوییم من خودم بایستی نسبت به وضع موجود اعتراض کنم، مسلم است که همه آنهایی که معترض هستند حضور خواهند یافت و خواسته ها و مطالبات خود را مطرح خواهند کرد و فقط یک گروه و دسته خاص به خیابان نمی آیند. ما می توانیم با حضورمان در خیابان علاوه بر همراهی با مردم، فرهنگ را ارتقا دهیم و به باروری اش کمک کنیم نه اینکه خودمان را کنار بکشیم.
بالاخره به خیابان های اطراف رفتم. در خیابان انقلاب نزدیک چهار راه ولی عصر پیاده شدم و به سمت میدان هفت تیر رفتم. همه جا نیروهای امنیتی گارد گرفته بودند و مردم هم حضور داشتند و راه می رفتند. جالبی این روز این بود که مردم همه جا پخش بودند و این امکان وجود داشت که اگر مردم بخواهند می توانند در هر خیابانی جمع شوند و خواسته های خود را مطرح کنند. با خود گفتم چقدر خوب است اگر مردم نقاطی را که ماموران کمتر حضور دارند، شناسایی کنند و حرکت های اعتراضی خود را در زمانی کوتاه در آن قسمت ها انجام دهند. این کار هم نیروهای امنیتی را سردرگم می کند و کمتر می توانند شهر را در کنترل خود بگیرند و هم مردم می توانند با خلاقیت بیشتری سد نظامی حکومت را دور بزنند و با آن مقابله کنند.
به امید روزی که آزادی را تجربه کنیم و می دانم آن روز دیر نیست.
یک مادر داغدار
18 اسفند 1389