۱۳۹۱ مرداد ۲, دوشنبه

عاشقان ایستاده می میرند !



عاشقان ایستاده می میرند!





گزارش سومین سالگرد پرواز امیر جوادی فر

باز خرداد و تیر خونین آمد. باز سالگرد 18تیر و رنج کهریزک آمد، باز بدن پاره پاره امیر و محسن و محمد آمد. باز بدن چاک چاک امیر در گرمای تیر سوزان دلها را به درد آورد.
امیرجوادی فر، جوانی هنرمند که شاعر و آهنگساز بود و در 18تیرماه سال 88 همانند سایر جوانان برای اعتراض به خیابان آمده بود تا فریاد بزند و به دست نیروهای سرکوب گر، به شدت زخمی و از ناحیه گردن و دست و پا زخمی شد.
ماموران از خانواده اش می خواهند که امیر را معرفی کنند، تا پس از چند سوال و جواب آزاد شود و پدر با این گمان که وضعیت پسرش را بغرنج تر نکند، پسرش را با دستان خود به کلانتری تحویل داد. دردی که پدر هنوز از آن می سوزد، ولی پدر فکر می کرد، مامورین انسان های خدمتگزار و قانون مدار هستند و نمی دانست که اکثر آنها، دشمنان قسم خورده مردم و آزادی هستند.

امیر را بعد از اینکه به کلانتری تحویل می دهند، به کهریزک منتقل می شود و در آنجا مانند سایر بازداشت شدگان تحت شدیدترین شکنجه های قرون وسطایی قرار می گیرد. فیلمی از امیر با پیراهن پاره پاره و بدنی زخمی و گردنی بسته از شکستگی وجود دارد.
امیر در یکی از اشعارش گفته بود: " عاشقان ایستاده می میرند" و در این فیلم امیر با بدنی چاک چاک، و سر و گونه آسیب دیده در کنار برادرش بابک ایستاده است. وقتی کهریزک لو می رود و زندانیان را به اوین منتقل می کنند، امیر به اوین نمی رسد و در راه تمام می کند.
امروز در سومین سالگرد مراسم امیر، به رسم هر سال، تعدادی از خانواده های جان باختگان، پدر محمد مختاری، مادر مصطی کریم بیگی، همسر علی حسن پور، خانواده یزدان پناه، پدر و خانواده محمدکامرانی فر، تعدای از مادران پارک لاله، تعدادی از مادران صلح، تعدای از دوستان و یاران امیر و تعدادی از جان به در بردگان بازداشت گاه جهنمی کهریزک، حضور داشتند.
ابتدا آهنگ "ای ایران" توسط مدعوین خوانده شد و در طی مراسم، آهنگ های یار دبستانی، آهنگی از شجریان، سرود کوهستان و نما آهنگی از امیر گذاشته شد و چکامه ای نیز از او خوانده شد. بابک و آقای جوادی فر، سخنرانی کوتاهی کردند و بابک چند بار شعرهای مختلفی از امیر و شعر و آهنگی که خود برای امیر ساخته بود، را خواند. در خلال برنامه متن کوتاهی نیز توسط یکی از مادران با این مضمون خوانده شد.  
" امیر عزیز، سه سال از رفتنت می گذرد، سه سالی که پر از درد و اندوه برای همه دوستان و خانواده و آشنایان و مردم با وفای کشورمان بود. ولی سه سال که در تاریخ کهن ما چیزی نیست، هزاران سال دیگر هم بگذرد، تا وقتی که نقشه ایران به روی جغرافیای زمین وجود دارد، یاد شما با مادران این مرز و بوم خواهد بود و نام شما بر بلندای تاریخ این سرزمین، خودنمایی می کند. ما مادران برای مان فرقی نمی کند نام مان چه باشد. بدان و آگاه باش که همیشه برای دادخواهی از تو و سایر همرزمان و جوانان میهن ایستاده ایم، زیرا از شما یاد گرفتیم که پرواز را به خاطر بسپاریم، حتی اگر پر پرواز را بشکنند.تقدیم به فرزندان پاک این سرزمین؛ امیر و محسن ها، محمد و مصطفی ها، سهراب و اشکان ها و هزاران گل سرخ دیگر. عاشقان ایستاده می میرند."
امسا ل، زمان برنامه  کوتاهتر از سال های قبل بود و بعد از پذیرایی شام، مهمانان از آقای جوادی فر و بابک و نامزد امیر و تعدادی از فامیل که در مراسم زحمت پذیرایی را برعهده داشتند، خداحافظی کردند.
نامش ماندگار و یادش گرامی و پر رهرو باد!

مادران پارک لاله
23 تیر
1391

دیدار مادران پارک لاله با خانواده میثم عبادی



دیدار مادران پارک لاله با خانواده میثم عبادی


 شاید بتوان گفت میثم، جوان ترین و اولین کشته شده سال 88 توسط عوامل جمهوری اسلامی است. جوانی که حتی به سن رای دادن هم نرسیده بود، ولی آگاهانه می دانست در کشورش چه می گذرد.
 با تعدادی از مادران و دوستان به دیدار خانواده میثم عبادی رفتیم. خانه ای کوچک در یکی از محلات فقیرنشین تهران که فقر از سر و روی محله می بارید. منطقه ای که در رژیم پهلوی حلبی آباد می گفتند و بعد دولت آباد و حالا کیان شهر نام گرفته است.خانه هایی کوچک که لابلای تعدادی درخت واقع شده بود، گویی به روستایی با مردمی محروم و نجیب و به ظاهر خاموش وارد شده ای.
 برخی از زنان خسته از کار روزانه در کوچه ایستاده بودند و ما را کنجکاو نگاه می کردند و برخی هم کنار تانکر آبی نشسته و مشغول شستن لباس ها و ظروف شان بودند و بچه ها نیز در خاک و خل بازی می کردند. از دری تنگ وارد خانه شدیم. دو اتاق و یک آشپرخانه کوچک که دیوارها با حلبی و کاهگل به هم چسبیده بود.
پدر میثم لباسی مرتب پوشید و به استقبال مان آمد و همه روی زمین کنار پدر نشستیم. مادر در خانه نبود و پس از دقایقی وارد خانه شد، زنی ریز نقش با چادری به دورش که کنار همسرش آرام و بی صدا روی زمین نشست. عکس های میثم بر در و دیوار خانه خودنمایی می کرد.
نگاه ما به عکس ها خیره شده و اشک چشمان همه ما را تر کرده بود و نمی توانستیم به چشمان معصوم اش خیره شویم. پس از حال و احوال پرسی و معرفی خودمان، از پدر می خواهیم که کمی راجع به خودش و میثم بگوید. پدر می گوید:" بچه ام را باخون دل بزرگ کردم، روزها و شبها در بیابان روی تریلی مردم رانندگی کردم، بدون اینکه بیمه و پشتوانه ای داشته باشم. گاه ماه ها و روزها مجبور بودم در جاده بمانم و راهی نبود که برای خانواده پول بفرستم و همسرم مجبور بود شکم بچه ها را با نان خشک و آب سیر کند، با سختی بسیار، ولی با سربلندی بچه هایم را بزرگ کردم. حالا بیایم در مقابل خون بچه ام پول بگیرم، من قاتل بچه ام را می خواهم.
" این حرف های مردی است که طبق گفته خودش 55 ساله است، ولی به قدری شکسته شده که به نظر 70 ساله می آید. می گفت:" از وقتی میثم کشته شده، همه ما داغون شدیم. آخر او پسر کوچک خانواده و برای همه خیلی عزیز بود. پس ازکشته شدن میثم خواهرش بیمار و تمام گوشت تنش آب شد. حرف هم نمی تونیم بزنیم، چون مدام مزاحم ما می شوند و تا به حال هم نگذاشته اند مراسمی برایش بگیریم.
 پدر می گفت: "روزهای اول می آمدند و با دروبین و تجهیزات اینجا می نشستند و هی سوال و جواب می کردند و گفتند پسرت بسیجی بوده و به دست مردم کشته شده است، ولی من هیچ گاه قبول نکردم و گفتم پسرم بسیجی نبوده و به دست یک بسیجی کشته شده است. آنها هم دایم مرا تهدید و احضار می کردند". پدر همان طوری که صحبت می کرد، چانه اش می لرزید و چشمانش دایم پر از اشک می شد.
میثم در روز 23 خرداد، بعد از اعلام نتیجه انتخابات، در خیابان ولی عصر به ضرب گلوله یک مامور بسیجی کشته شد. گلوله به شکم او اصابت کرد و او را به بیمارستان جواهری خیابان زرگنده بردند و بعد از سه روز جسد بی جانش را از سردخانه کهریزک تحویل خانواده دادند و در قطعه 256 بهشت زهرا دفن کردند.
پدر میثم باز ادامه داد:" گلوله به شکمش خورده بود، ولی از شکم تا زیر گردنش را شکافته بودند. جسد را تحویل دادند و گفتند نباید در محل سر و صدایی بکنید، ما هم به بهشت زهرا رفتیم، ولی مردم وقتی فهمیدند، در آنجا تظاهرات راه انداختند و من هم از مردم ممنونم که با ما بودند و دلداری مان دادند. امسال هم گفتند اگر مراسم بگیرید، باید مامور بفرستیم که مواظب باشند و منهم قبول نکردم." حکومت برای لوث کردن اعتراض های مردم گفته بود کسانی که در سال 88 به خیابان آمدند و اعتراض کردند، تعدادی مرفه بی درد بودند!!!.
واقعا میثم و میثم ها، مرفه بی دردند؟ به خانه هر کدام از کشته شدگان سال 88 که وارد می شویم، نه از رفاه و برج های آن چنانی زعفرانیه اثری است و نه از بی دردی. اغلب از خانواده های زحمتکش و شریف و آگاه جامعه هستند که نداری را با گوشت و پوست و استخوان شان لمس کرده اند و به دلیل داشتن آگاهی، حاضر نشده اند ظلم و تبعیض و بی عدالتی را بپذیرند و تا مرز کشته شدن نیز پیش رفته اند و میثم نیز یکی از این بچه ها بود.
 میثم به جای درس خواندن، تصمیم گرفته بود کمک حال خانواده باشد و در یک خیاط خانه کار می کرد. پدر به علت آرتروز گردن، دیگر توان رانندگی روی ماشین های سنگین را نداشت و میثم 17 ساله، کمک حال پدر و نان آور خانه شده بود. پدر تمام سال های جوانی اش را در کوه و کمر، در جاده ها کار کرد تا خانواده اش محتاج کسی نباشند، ولی دریغ و درد از دستان خون باری که کوچکترین گل خانواده را با بیرحمی تمام از شاخه چید و تمام خانواده را در ماتم فرو برد.
پدر از نازنین پسرش می گوید که چگونه در سه سالگی مادرش را به علت بیماری از دست می دهد و میثم در دامان زنی مهربان بزرگ می شود. زنی که ساکت و غمگین نشسته بود و تمام مدت کلامی نگفت ولی نگاه دردمندش حرف های بسیاری داشت. پدر گفت: "به میثم گفته بودم درست را ادامه بده، ولی می خواست کار کند تا به من کمتر فشار بیاید و در روزهایی که تبلیغات ریاست جمهوری بود، در تظاهرات سبز شرکت کرد.
 اوایل من خبر نداشتم که او چکار می کند، تا اینکه یک شب از پارچه های سبزی که به گردن می انداختند، متوجه موضوع شدم. میثم با اینکه خیلی جوان و کم سن و سال بود، ولی خیلی شجاع و مردم دوست بود و آن روز که رییس جمهور سخنرانی داشت، به خاطر خانمی که مامور بسیجی به او گیر داده بود، وارد میدان شد تا دختر را نجات دهد، که جان خود را از دست داد. پدر گفت: " من چیزی ندارم که از دست بدهم، این وضع ماست، توی این محل همه مثل هم هستیم و من از خون بچه ام نمی گذرم. گرچه جواب ما را نمی دهند و به ما زور می گویند و تهدید می کنند، ولی من حرفم را می زنم، من قاتل بچه ام را می خواهم. وای بر کسانی که چشمان خود را به روی حقیقت بسته اند و تصور می کنند با پرداخت دیه یا با تهدید و ارعاب، می توانند خانواده ها را ساکت و آرام کنند. در حالی که بیشتر این خانواده ها می خواهند بدانند چرا و چگونه و چه کسانی در قتل فرزندان شان دست داشته اند و به هیچ وجه زیر بار این پیشنهادها و فشارها نمی روند. مادران پارک لاله 28 تیرماه 1391

از انتقال زندانیان سیاسی زن به زندان قرچک ورامین "اردوگاه مرگ" جلوگیری کنیم



از انتقال زندانیان سیاسی زن به زندان قرچک ورامین "اردوگاه مرگ" جلوگیری کنیم!

Written By مادران پارک لاله ایران on 7/23/2012 | 01:56



به دنبال انتصاب رییس جدید زندان اوین، موج جدیدی از اذیت و آزار و فشارهای بی رویه بر زندانیان سیاسی آغاز شده است.به دنبال آن، دو تن از زندانیان سیاسی زن محبوس در اوین را به زندان مخوف قرچک ورامین منتقل کردند.
 این به ظاهر زندان که اکنون به عنوان بند نسوان زندان های تهران استفاده می شود، در واقع سوله هایی بدون پنجره و فاقد ابتدایی ترین امکانات یک زندان است که حتی آب آشامیدنی قابل شرب نیز ندارد و در بیشتر ساعات روز نیز آب در این زندان قطع است. در این سوله ها برای حداقل 300 زندانی فقط 4 توالت وجود دارد و در آن جا گرسنه نگاه داشتن زندانیان و کتک زدن دسته جمعی آنان از موارد عادی آزار و اذیت زندانیان است. 

در همین راستا اشرف علیخانی شاعر محبوس در بند زنان زندان اوین از روز 22 تیر ماه در اعتراض به انتقال این دو هم بندی اش دست به اعتصاب غذا زده است.

شبنم مددزاده، یکی دیگر از زندانیان سیاسی زن، طی نامه ای از زندان اوین از تجربه دردناک خود از این زندان نوشته و از آن به عنوان مسلخ انسان و انسانیت نام برده و از تمامی مجامع حقوق بشری خواسته است تا برای باز گرداندن این دو زندانی سیاسی از آن ظلمت از هیچ تلاشی کوتاهی نکنند.

نامبرده پیش از این در تماس تلفنی با پدر خود گفته است: " کاش مرده بودیم و به اینجا (زندان قرچک) نمی آمدیم". وی هم چنین می گوید: " زندان شهر ری (نامی که بر سر در آن نوشته شده است) اردوگاهی است برای مرگ و نه برای حبس، جایی برای مرگ تدریجی که هنوز صدای له شدن عزت انسان را در گوشم می شنوم." 

به نظر می رسد مسوولان قضایی و امنیتی برای جلوگیری از سر و صدا، تصمیم گرفته اند که به تدریج انتقال زندانیان سیاسی زن را به این زندان عملی کنند.

در گام اول، دو تن از رندانیان میان سال و بیمار به نام های کبری بنازاده امیرخیزی و صدیقه مرادی که هر دو از بیماری قلبی و ستون فقرات و آرتروز گردن رنج می برند را به این زندان منتقل کردند. 

در اقدامی مشابه نیز سعی در انتقال زندانیان سیاسی مرد زندان رجایی شهر به بندی فاقد هر امکانی را داشتند که به دنبال اعتراض رندانیان، مجبور به عقب نشینی شدند. 

ما مادران پارک لاله ایران همراه با خانواده های زندانیان سیاسی، به تشدید بدرفتاری با زندانیان و افزایش فشار بر آنان شدیداً اعتراض داریم. به مسوولان هشدار می دهیم که محروم کردن زندانیان از حقوق انسانی آنها نقض آشکار حقوق بشر است و مسوولیت تامین سلامت زندانیان و جلوگیری از هر گونه آسیب و صدمه ای بر آنان به عهده جمهوری اسلامی است و باید نسبت به آن پاسخگو باشد. 

ما مادران پارک لاله بار دیگر اعلام می کنیم برای رسیدن به سه خواسته خود؛ آزادی فوری و بدون قید و شرط رندانیان سیاسی – عقیدتی، لغو مجازات اعدام و محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان تمامی جنایت های صورت گرفته توسط حکومت اسلامی، تا روز دادخواهی هم چنان ایستاده ایم. 

ما ضمن یادآوری تعهدات جمهوری اسلامی مبنی بر رعایت مفاد مندرج در کنوانسیون حقوق زندانیان، از همه مراجع ذیربط جهانی به ویژه شخص احمد شهید گزارش گر ویژه حقوق بشر در ایران می خواهیم که به این نقض مسلم حقوق بشر اعتراض کنند و نگذاریم فاجعه دیگری در زندان ها به وقوع بپیوندند. 

مادران پارک لاله ایران 
1 مرداد 1391 

نامه مادران پارک لاله و حامیان به نهادهای حقوق بشری و مسئولان امور پناهندگی آلمان


نامه مادران پارک لاله و حامیان به نهادهای حقوق بشری و مسئولان امور پناهندگی آلمان


Written By Unknown on 7/20/2012 | 09:36

نامه سرگشاده  مادران پارک لاله ایران و همبستگی جهانی حامیان مادران پارک لاله
به نهادهای حقوق بشری و مسئولان امور پناهندگی در کشور آلمان
خانم ها و آقایان محترم
همان طوری که اطلاع دارید، جمهوری اسلامی ایران به هیچ یک از تعهدات خود مبنی بر رعایت حقوق بشر پایبند نیست و در عمل آزادی بیان و اندیشه را جرم تلقی می کند و در طی دوران سی و سه ساله حکومت اش، به اشکال مختلف بهترین انسان ها را برای بیان اندیشه شان کشته یا در زندان ها تحت بدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار داده یا مجبور به فرار از کشور و پناهنده شدن به کشور های دیگر کرده است.
پس از به گلوله بستن یا زیر شکنجه کشتن مردم در سال 88 برای بیان ساده ترین خواسته های خود، روند فرار از این وضعیت غیر انسانی و پناه آوردن به کشورهایی همچون آلمان یا دیگر کشورها که به موازین حقوق بشری جامعه بین الملل پایبند هستند، فزونی گرفته است، تا بتوانند از این وضعیت غیر انسانی جان سالم به در ببرند و پس از برقراری صلح و آرامش به کشور خود ایران باز گردند.
متاسفانه در طی یکی دو سال گذشته شاهدیم که اغلب این پناهندگان با شرایط بسیار اسف بار و غیر انسانی در کمپ های پناهندگی مواجه می شوند و ادامه زندگی برای آنان بسیار دشوار و حتی غیر قابل تحمل شده است. این شرایط به ویژه در استان بایرن بیشتر از بقیه استان های آلمان به چشم می خورد. به طوری که می بینیم پناهجویان ایرانی که برای حفظ جان خود از بی عدالتی و نقض حقوق بشر در ایران به کشورهای دیگر و بخصوص کشور آلمان پناه آورده اند، باز با بی عدالتی روبرو شده اند که تحمل این وضعیت را برایشان بسیار دشوار کرده است.
پناهجویان برای رهایی از این وضعیت، پی از پیگیری های فردی و به نتیجه نرسیدن آن، تلاش می کنند به اشکال مختلف صدای جمعی شان را به گوش مسئولان امور پناهندگی و نهادهای حقوق بشری برسانند، تا صدای های حق طلبانه شان به بغض های خاموش فردی و در نهایت منجر به خودکشی نگردد.
محمد رهسپار یکی از پناهجویانی بود که به علت عدم توجه مسئولان پناهندگی به وضعیت روحی- روانی و درمانی اقدام به خودکشی و متاسفانه فوت کرد و فرد دیگری به نام آزاد خدامرادی نیز همین وضعیت را داشت که خوشبختانه هنوز زنده است.
پس از مرگ محمد رهسپار در بهمن 1390، اعتراض های جدی پناهجویان در استان بایرن و شهرهای مختلف آلمان شروع شد و هم چنان ادامه دارد و در شهرهای ورتسبورگ، دوسلدورف، رگنزبورگ، بام برگ و آوب پناهجویان تلاش می کنند به اشکال مختلف مسئولان را از وضعیت اسف بار خود مطلع و درخواست رسیدگی فوری کنند. این اعتراض ها از تحصن و  اعتصاب غذا گرفته تا لب دوزی و غیرو را شامل می شود.
از این رو ما مادران پارک لاله ایران[1] و همبستگی جهانی با مادران پارک لاله ایران[2]، ضمن ابراز نگرانی شدید خود از به خطر افتادن جان فرزندان مان که برای نجات خود به شما پناه آورده اند، خواسته های برحق آنان را به شما یادآور می شویم و از تمام نهادی حقوق بشری و مسئولان امور پناهندگی درخواست می کنیم که هر چه سریعتر به وضعیت بس دشوار پناهجویان رسیدگی شود.
برای نمونه به برخی از خواسته های پناهجویان که جزو خواسته های پناهجویان متحصن " آب" نیز هست، اشاره می گردد.
1-     لغو قانون اخراج پناهجویان
2-     جلوگیری از منزوی کردن پناهجویان
3-     برچیده شدن کمپ های پناهجویی
4-     کوتاه شدن  پروسه بررسی پرونده های پناهجویی
5-     جلوگیری از تحمیل پاکت های غذایی
6-     اجازه کار بدون قید و شرط
7-     برخورداری از امکانات فراگیری زبان کشور پناهنده پذیر
8-     انتخاب محل زندگی

با احترام
28 تیر 1391/17 ژوییه 2012

مادران پارک لاله ایران
حامیان مادران پارک لاله آمریکا/فرزنو
حامیان مادران پارک لاله آمریکا/لس آنجلس-ولی
حامیان مادران پارک لاله آلمان/کلن
حامیان مادران پارک لاله آلمان/دورتموند
حامیان مادران پارک لاله آلمان/هامبورگ
حامیان مادران پارک لاله آلمان/ نورنبرگ
حامیان مادران پارک لاله آلمان/فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله آلمان/مونیخ
حامیان مادران پارک لاله اتریش/وین
حامیان مادران پارک لاله اسلو
حامیان مادران پارک لاله ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله سویس/ ژنو
حامیان مادران پارک لاله نروژ/ اسلو



[1]- مادران پارک لاله ایران: ما جمعی از مادران و خانواده های جان باختگان و آسیب دیده گان در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی هستیم که با هدف دادخواهی خواسته های زیر را پیگیرانه دنبال می کنیم: 1- خواهان لغو مجازات اعدام و کشتار انسانها به هر شکلی هستیم؛ 2- خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم؛ 3- خواهان محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان تمامی جنایت های صورت گرفته توسط حکومت جمهوری اسلامی از ابتدای تشکیل آن هستیم.
[2] - همبستگی جهانی با مادران پارک لاله ایران: حامیان مادران پارک لاله  در خارج از کشور  نیز که به صورت خود جوش  در شهر  های مختلف جهان  در همبستگی با آنان و دیگر خانواده های قربانیان  حکومت جمهوری اسلامی  ایران  به تدریج تشکل یافتند وظیفه   انسانی خود می دانند ضمن انعکاس خواست های آن مادران در سطح افکار عمومی جهان ، توجه مراجع بین المللی و مدافعان حقوق بشر را به سوی این حرکت دادخواهی جلب نمایند

رونوشت :
- اداره مهاجرت آلمان 
 - آقای بانکی مون- دبیرکل سازمان ملل متحد
- آقای احمد شهید/ گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران- شورای عالی حقوق بشر سازمان ملل
- حزب سبز اروپا 
- حزب سبز  آلمان
- سازمان عفو بین الملل/آلمان
- کمیته حقوق بشر و کمک های انسان دوستانه
- کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل UNHCR
- کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
- کمیسیون حقوق بشر پارلمان اروپا
- کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان
- نهاد رسیدگی به امور پناهندگی در آلمان- پروآزول
- نهاد رسیدگی به امور پناهندگی در آلمان- فلوشتلینگز راد



                                            

Open Letter by The Mothers of Laleh Park and The International Solidarity with The Mothers of Laleh Park to Germany's Human Rights Organizations and Refugee Authorities

Dear Sir/Madam
As you are aware, The Islamic Republic of Iran has not been honoring any of her commitments to uphold human rights and considers freedom of speech and thought a crime and during the last thirty three years that it has been in power, has either killed some of her best sons and daughters, psychologically and physically tortured them in prisons or forced them to flee the country and seek refuge in foreign countries. 
The wave of fleeing the inhumane conditions and seeking asylum in countries which uphold international human rights treaties, such as Germany has increased after the suppression of  the 2009 popular uprising with simplest demands by shooting and worst tortures. These asylum seekers hope to return to their homeland, once peace and stability is restored. 
Unfortunately, during the last couple of years, most of the refugees have to endure miserable and inhumane conditions of the refugee camps, which have made life unbearable for them. The conditions are worst in the state of Bayern, more than any other state in Germany. It's regrettable to see that the Iranian refugees, who have taken asylum in Germany in order to save their lives from injustices and human rights abuses, are facing injustice again. 
After unsuccessful personal efforts to improve their condition, the refuges are now trying to reach the authorities and human rights organization with a collective voice, in order to end depression and suicide.
Muhammad Rahsepar was one of the refugees, who unfortunately, took his own life due to lack of any attention to his psychological condition. Azad Khodamorady was another case, who fortunately has survived.  
After the suicide of Muhammad Rahsepar on January 29, 2012, strong protests by the refugees started in the state of Bayern and other parts of Germany, which are continuing to this day. Refugees in Aub, Würzburg, Bamberg, Regensburg and Dusseldorf are trying in any way possible to inform the authorities of their terrible conditions and demanding immediate handling. The forms of protests include sit-ins, hunger strikes, lip sewing and more.
In light of this, we, The Mothers of Laleh Park [1] and The International Solidarity With the Mothers of Laleh Park [2] express our deep concerns for the safety of our children, who have taken refuge in your country to save their lives and urge you to consider their just demands. We ask all human rights organizations and the authorities for their immediate attention to the difficult conditions of the refugees.
Below are some of the refugees' demands, including those from the Aub sit-in:
1- Cancellation of the laws regarding the deportation of refugees
2 - Ending the isolation of the refugees
3 - Dismantling the refugee camps
4 - Speeding the process of handling the refugees' cases
5 - Stopping the enforcement of food packages
6 – Granting unconditional work permits
7 – Providing facilities for the refugees to learn the languages of the host countries
8 - The right to choose where to live

Yours Faithfully

Mothers of Laleh Park in Iran 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 [1] - The Mothers of Laleh Park; We are a group of mothers and family members of those killed and harmed during the Islamic Republic and are seeking justice with following demands: 1 - Abolishment of capital punishment and killing under any condition  2 - Immediate and unconditional freedom of political and consciences prisoners  3 - Fair and open trial of all those responsible for the crimes committed by the Islamic regime from day one
[2] - The International Solidarity With the Mothers of Laleh Park; The supporters of the Mothers of Laleh Park outside of Iran have formed spontaneously in different cities of the world in alliance with the Mothers and other families of the victims of the Islamic regime in Iran. The alliance of supporters of the Mothers of Laleh Park regard it their human duty to reflect the demands of the Mothers of Laleh Park to the international public and to direct the attention of human rights defenders and international organization to their righteous demands


Transcripts:
Alliance 90/The Greens party federal (Germany) 
Amnesty International, Federal Republic of Germany eV
Committee on Human Rights and Humanitarian Aid
Dr. Ahmed Shaheed, the UN Special Rapporteur for Human Rights in Iran
European Union Commission on Human Rights
European Green Party
Federal Office for Migration and Refugees
Human Rights Commission of the German Bundestag
PRO ASYL foundation
The Human Rights Committee in the European Parliament
The National Councils Refugees
UN High Commissioner for Refugees (UNHCR)
UN Refugee Aid Germany - UNO-Flüchtlingshilfe e.V.


---------------------------------------------------------------------------------------------

Offener Brief der Mütter von Lalehpark zusammen mit allen Lalehpark Müttern weltweit in internationaler Solidarität an die deutschen Menschenrecht-Organisationen und Flüchtlingsbehörden

Sehr geehrte Damen und Herren,

wie Sie wissen, hat sich die Islamische Republik Iran nicht an ihre Verpflichtung zur Wahrung der Menschenrechte gehalten und Rede- und Meinungsfreiheit nach ist wie vor als ein Verbrechen. Während der letzten 33 Jahre in der sie an der Macht war, hat die Islamische Republik ihre intelligentesten und freidenkensten Söhne und Töchter umgebracht, seelisch und körperlich gefoltert in den Gefängnissen oder sie dazu genötigt, ihr Heimatland zu verlassen und Zuflucht als Flüchtling in einem anderem Land zu finden.

Die Welle der Flucht vor den unmenschlichen Bedingungen und die Bitte um Asyl in Ländern, welche sich an die internationalen Menschenrechtsabkommen halten, wie Deutschland. Diese Asylbewerber hoffen, in ihre Heimat zurückkehren, sobald Frieden und Stabilität wiederhergestellt ist.

Leider mussten in den letzten Jahren sehr viele der Flüchtlinge und Asylbewerber unmenschliche Lebensbedingungen in den Asylheimen ertragen, was ihr Leben unerträglich machte. Die Lebensbedingungen sind am schlimmsten in Bayern, sehr viel mehr als in jedem anderen deutschen Bundesland. Es ist sehr bedauerlich und schmerzhaft zu sehen, dass iranische Asylbewerber, die in Deutschland um Hilfe baten, um ihr Leben zu retten, erneut großer Ungerechtigkeit ausgesetzt sind. 

Nach mehreren nicht erfolgreichen persönlichen Versuchen, ihre eigene Situation als Asylbewerber zu verbessern, versuchen die Flüchtlinge nun zusammen, mit einer gemeinsamen Stimme die zuständigen Ämter und die Menschenrechtsorganisationen zu erreichen, um Depression und Selbstmord, sowie Selbstmordversuche in den Asylheimen zu beenden.

Mohammad Rahsepar war einer dieser Flüchtlinge, er nahm sich das Leben.(29.01.2012 in Würzburg) Mohammad hatte keine psychologische Betreuung. Seine Stimme wurde nicht gehört. Azad Khodamoradi (09.07.2012 in Tirschenreuth ) war der nächste, der nicht mehr leben wollte. Er hat überlebt.

Viele Proteste begannen in Bayern und anderen Teilen Deutschland nach Mohammad Rahsepar’s Selbstmord , welche noch heute andauern. Flüchtlinge in Aub, Würzburg, Regensburg, Bamberg, Düsseldorf versuchen verzweifelt die Behörden und Öffentlichkeit zu informieren über ihre unsagbaren Lebensbedingungen. Und sie fordern Unterstützung und eine Antwort der Behörden. Ihre Proteste schließen  Sit-ins, Hungerstreiks und Lippen zunähen mit ein.

Vor diesem Hintergrund, wir die Mütter von Park Laleh und die internationale Solidaritätsvereinigung aller unterstützenden Gruppen der Mütter von Park Laleh, sagen wir, dass wir zutiefst besorgt sind um unsere Kinder, die in Ihrem Land Zuflucht gesucht haben, weil sie ihr Leben retten mussten und wir bitten Sie, die Sorgen unserer Kinder ernst zu nehmen.
Wir fordern alle Menschenrechtsorganisationen auf, aufmerksam zu werden auf die schwierige Situation von Flüchtlingen.
Nachfolgend finden Sie einige der Forderungen und Bitten der Flüchtlinge, auch beinhaltend die Forderungen aus Aub:
1- Abschaffung der Gesetze bezüglich der Deportation von Flüchtlingen

2 – Ende der Isolierung der Flüchtlinge

3 – Abbau und Abschaffung von Flüchtlings Camps

4 – Beschleunigung der Asylverfahren

5 – Keine Essenspakete.

6 – Unbeschränkte Arbeitserlaubnis

7 – Möglichkeit für Flüchtlinge, die Sprache des Landes, in welchem sie Asyl suchen, zu lernen, sofort.

8 – Freiheit und Recht, zu entscheiden, wo man leben möchte.

Mit freundlichen Grüßen
Lalehpark Mütter im Iran
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Amerika / Fresno
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Amerika / Los-Angeles Valli
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Köln
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Dortmund
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Hamburg
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Nürnberg
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/Frankfurt
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Deutschland/München
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Italien
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Norwegen/Oslo
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Oslo
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Österreich /Wien
Solidaritätsgruppe mit den “Lalehpark Mütter im Iran”- Schweiz / Genève

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

*1.Lalehpark Mütter:Wir sind eine Gruppe von Müttern und Familienangehörigen der Opfer des islamischen Regimes im Iran und haben folgende Forderungen:

1. Die Abschaffung der Todesstrafe

2. Die sofortige und bedingungslose Freilassung aller politischen Gefangenen

3. Ein rechtsstaatliches und öffentliches Verfahren gegen die Funktionäre der Islamischen Republik, die für die in diesem Unrechtssystem begangenen Menschenrechtsverletzungen verantwortlich sind

*2.Solidaritätsgruppen mit den Lalehpark Müttern im Iran: Die Solidaritäsgruppen der Mütter von Laleh-Park außerhalb des Iran haben sich spontan in verschiedenen Städten der Welt im Bündnis mit den Müttern und anderen Angehörigen der Opfer des islamischen Regimes im Iran zusammengefunden. Alle Unterstützer der Laleh Park Mütter betrachten es als ihre Pflicht, deren   weiterzugeben und diese Forderungen öffentlich zu machen bei Menschenrechtsaktivisten und internationalen Organisationen.


Dieser Brief wurde an Folgenden Organisationen und Personen gesendet:

Stiftung PRO ASYL
UNO-Flüchtlingshilfe Deutschland - UNO-Flüchtlingshilfe eV
Amnesty International Bundesrepublik Deutschland e.V.
Ausschuss für Menschenrechte und humanitäre Hilfe
Bundesamt für Migration und Flüchtlinge
BÜNDNIS 90/DIE GRÜNEN Bundespartei
Dr. Ahmed Shaheed, UN Sonderberichterstatter für die Menschenrechte im Iran
Der Menschenrechtsausschuss im Europäischen Parlament
Die Landesflüchtlingsräte
Europäische Grüne Partei
Europa Union-Kommission für Menschenrechte
Menschenrechtskommission des Deutschen Bundestages
UN Generalsekretär, Ban Ki-Moon
UN-Hochkommissar für Flüchtlinge